eitaa logo
جهان چند قطبی 🌍
90 دنبال‌کننده
90 عکس
9 ویدیو
1 فایل
🔷 کانال «جهان چندقطبی» — دریچه‌ای به تحولات جغرافیای سیاسی، اقتصاد و امنیت جهانی در دوران گذار. 🔷 تحلیل‌های اختصاصی همراه با ترجمه‌های منتخب از اندیشمندان و راهپردازان سرشناس جهان. @Multipolar_world 🌍
مشاهده در ایتا
دانلود
📄 *«به طرز متناقض گونه‌ای ، ترس پایه‌ی ثبات است؛ بازدارندگی کار می‌کند.» * 🖋️_ الیستر کروک_ 📌 پروفسور سرگئی کاراگانوف مقاله‌ای با عنوان «چگونه در یک جنگ جهانی پیروز شویم» نوشته است که در آن حمله‌ی هسته‌ای محدود روسیه به یک دشمن را به عنوان راهی برای جلوگیری از جنگ جهانی مطرح می‌کند. 📌 این گزاره در نگاه اول پارادوکسیکال ( متناقض ) به نظر می‌رسد — یک حمله‌ی هسته‌ای که دقیقاً برای جلوگیری از جنگ جهانی انجام می‌شود. شماری از مفسران غربی با خصومت تمام به آن واکنش نشان داده‌اند و کاراگانوف را یک نظریه‌پرداز حاشیه‌ای معرفی کرده‌اند که از سیاست‌های افراطی حمایت می‌کند و می‌تواند جعبه‌ی پاندورای گسترش درگیری هسته‌ای را بگشاید. 🔺 آیا این یک بلوف است یا بازنگری انقلابی در راهبرد دفاعی روسیه؟ 📌 با این حال، غرب باید تز پروفسور کاراگانوف را بسیار جدی بگیرد به دو دلیل: اول اینکه این تز ماهیت دارد و به روانِ زیربنای عصر ما و همچنین تناقضات سمی اجتماعی‌ای که این عصر زاده است اشاره می‌کند؛ و به‌طور مستقیم‌تر، زیرا مقاله‌ی او و مصاحبه‌های متعددی که از آن برخاسته، تغییر قابل توجهی در تفکر سیاسی و امنیتی روسیه ایجاد کرده است. 🔺 پس چگونه این موضوع نباید موضوع تأمل جدی باشد، به‌ویژه برای اروپایی‌هایی که ممکن است مستقیماً تحت تأثیر آن قرار گیرند؟ 📌 در هسته‌ی این تز، یک گزاره‌ی بسیار آشکار وجود دارد: روسیه، پس از آنکه مورد حمله‌ی آلمان و تقریباً تمام اروپا قرار گرفت، از اواسط دهه‌ی ۱۹۵۰ با تلاشی عظیم، سلاح هسته‌ای را «برای تضمین حاکمیت و امنیت خود» خلق کرد و بدین‌ترتیب به برابری هسته‌ای دست یافت. ... بی‌آنکه در آن زمان متوجه باشیم، بدین وسیله برتری نظامی اروپا/غرب را که پایه‌ی استعمار و سلطه‌ی ایدئولوژیک آن بود، برچیدیم.» 📌 بازدارندگی روسیه اثر خود را گذاشته بود — ترس از جنگ هسته‌ای شروع به تغییر موازنه‌ی قدرت کرد ... برای مدتی. اما فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱، این موازنه را دوباره به عقب بازگرداند. 📌 اما سپس از سال ۲۰۰۰ به بعد، در حالی که آمریکا به دنبال انتقام‌جویی برای احیای سلطه‌ی خود بود، باورپذیری واقعی بازدارندگی هسته‌ای روسیه به‌تدریج کاهش یافت. هیچ دولت غربی واقعاً از زرادخانه‌ی هسته‌ای روسیه نمی‌ترسید، زیرا نومحافظه‌کاران غربی با صدای بلند اعلام می‌کردند که این یک بلوف است و روسیه هرگز جرات استفاده از آن را نخواهد داشت. «روایت بلوف» از یک روسیه‌ی بیش از حد محتاط و ضعیف در ذهنها تثبیت شد. 📌 پروفسور کاراگانوف آشکارا می‌پذیرد که روسیه نیز تا حدی در از دست رفتن بازدارندگی مقصر است. او از زوال آن، اشتباهات انجام‌شده و این حقیقت می‌گوید که روسیه در نهایت با تحمیل چارچوبی از فرسایش اقتصادی و نظامی از طریق نیابتی اوکراینی غرب مواجه شده است. 📌 با این حال، این درگیری اوکراین فقط بخش مرئی کوه یخ است که توده‌ی عظیم زیرآبی آن جنگ است — از جمله وسواس اروپا برای درهم شکستن و شکست روسیه، محدود کردن چین، و تلاش آمریکا-اسرائیل برای متلاشی کردن خاورمیانه. 🔺 کاراگانوف نتیجه می‌گیرد که روسیه «به سیاست جدیدی نیاز دارد». 📌 اولاً، او به عنوان پیش‌شرط خاطرنشان می‌کند که لازم است تشخیص دهیم این عصر پست‌مدرن نیهیلیستی ( پوچ‌گرایانه) چگونه «ذات انسان» را تضعیف کرده و تمدن بشری را به خطر انداخته است. تمدن‌هایی که فراتر از ماده هستند و معماری اخلاقی‌ای ارائه می‌کنند که به مردم معنا و ثبات می‌بخشد. 📌 ثانیاً، پروفسور کاراگانوف استدلال می‌کند که تا زمانی که تکبر و خودبزرگ‌بینی غرب باقی است، توافق مذاکره‌شده با غرب اصلاً روی میز نیست — هرچقدر هم جذاب به نظر برسد. بازدارندگی مستلزم آن عنصر ترس واقعی است. او استدلال می‌کند که باید این باور که «روسیه هرگز جرات نمی‌کند...» از بین برود. 🔺او می‌گوید: «استفاده از سلاح‌های هسته‌ای گناهی بزرگ است. اما چشم‌پوشی عملی از استفاده از آنها، گناهی نابخشودنی، مرگبار و جنایتکارانه است، زیرا راه را برای گسترش و تشدید جنگ جهانی‌ای هموار می‌کند که غرب به راه انداخته است. اگر جلوی آن گرفته نشود، به طور حتم به نابودی بشریت، از جمله کشور خودمان منجر خواهد شد. سؤال ولادیمیر پوتین که "جهان بدون روسیه چه معنایی دارد؟" همچنان معتبر باقی است.» 📌 سوم، او استدلال می‌کند که این رویکرد باید با آزمایش و به‌روزرسانی قابل مشاهده‌ی سه‌گانه‌ی هسته‌ای همراه باشد، و در عین حال «نسل جدیدی از بوروِستنیک‌ها، اُرِشُنیک‌ها و سایر وسایل پرتاب هیپرسونیک باید توسعه یابد تا آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها از "خیال تحمیل اراده‌ی خود با زور" دست بردارند.» آنچه کاراگانوف طرفداری می‌کند این است که ابتدا اهداف اروپایی با سلاح‌های متعارف هدف قرار گیرند و تنها در صورت مؤثر نبودن این کار، از سلاح‌های هسته‌ای استفاده شود. 📄 *۱ @Multipolar_world *🌍
📌 این مطلب امروز و با توجه به حملات پهپادی تسهیل‌شده توسط اروپا در عمق خاک روسیه که ظاهراً از کنترل خارج شده‌اند، به‌ویژه مرتبط است. به نظر نمی‌رسد که روسیه تداوم این وضعیت را تحمل کند. 🔺 در نهایت، پروفسور کاراگانوف پیشنهاد می‌کند: «ما باید از تجربه‌ی ایران در دفاع از خود در برابر تجاوز استفاده کنیم. تهران نقاط ضعف دشمنان را هدف قرار داد؛ آنها درد را احساس کردند و عقب‌نشینی کردند ... اروپایی‌ها باید بدانند که نمی‌توانند در پناهگاه‌ها یا در جزیره‌هایی بنشینند و انتظار بکشند. وزارت دفاع ما اخیراً فهرستی از شرکت‌های اروپایی که برای رژیم کی‌یف سلاح تولید می‌کنند منتشر کرده است؛ این فقط یک گام بسیار کوچک است، اما در جهت درست.» 📌 زمینه‌ای که (در مسکو قابل چشم‌پوشی نیست) این است که اروپایی‌ها مدام از جنگ با روسیه حرف می‌زنند. روایت عمومی اروپا عبارت است از جنگ، جنگ و جنگ با روسیه، حداقل تا سال ۲۰۳۰. چارلز پادشاه انگلستان نیز اخیراً در سخنرانی نابجای خود در کنگره‌ی آمریکا خواستار پیوستن آمریکا به اروپا برای آماده‌سازی جنگی علیه روسیه شد. 📌 با این حال، اروپا نه توان نظامی و نه توان مالی برای یک جنگ بزرگ با روسیه را دارد. شاه چارلز، احتمالاً با احساس نزدیک شدن به پایان دوران ترامپ، زمینه‌سازی می‌کرد تا اروپا تلاش کند اولاً یک دولت جدید آمریکا را دوباره به اروپا بکشاند و ثانیاً (با تکرار تاریخ) به جنگ علیه روسیه بکشاند. 📌 جریان‌های مالی و دولت امنیتی دائمی اروپا هرگز این پروژه را رها نخواهند کرد. 🔺 کاراگانوف می‌گوید: «الان نخبگان غربی تظاهر می‌کنند از ما می‌ترسند، اما در واقع این ترس را ندارند، زیرا مطمئن هستند که روسیه هرگز آنها را با سلاح‌های هسته‌ای تنبیه نخواهد کرد. ما [اما] باید ترس اولیه و غریزی را در آنها ایجاد کنیم. شاید آن وقت عقب‌نشینی کنند، یا اربابان دولت عمیقشان آنها را اخراج کنند. شاید جوامع به پا خیزند.» 📌 «تقویت باورپذیری هسته‌ای روسیه برای بیدار کردن جوامع اروپایی از "انگل‌استراتژیک"‌شان نیز ضروری است — این باور که جنگی در کار نیست و همه چیز به بهترین شکل حل می‌شود. ما باید حس حفظ خود را به کسانی بازگردانیم که جنگ‌ها و جنایت‌های گذشته‌ی خود را فراموش کرده‌اند.» 📌 پس جای شگفتی نیست که همکار کاراگانوف، دیمیتری ترِنین، که اخیراً به عنوان رئیس شورای امور بین‌الملل روسیه منصوب شده، مطلب جدیدی با عنوان «ثبات استراتژیک اکنون بر ترس استوار است» نوشته است: 📌 عصر کنترل تسلیحات، که اغلب با ثبات راهبردی برابری می‌شد، ترنین می‌نویسد، «در واقع مدتها پیش به پایان رسید — با تمایل روزافزون واشنگتن به پایبند نماندن به تعهداتی که در یک زمینه‌ی تاریخی متفاوت صورت گرفته بود: اواخر جنگ سرد و پیامدهای آن» — «اکنون نظم هسته‌ای واقعی فرا می‌رسد.» 🔺 ترنین می‌نویسد: «در بهار ۲۰۲۲، در حالی که پیمان استارت نو هنوز به طور رسمی معتبر بود، آمریکا آشکارا هدف خود را تحمیل شکست استراتژیک بر روسیه در مناقشه‌ی نیابتی اوکراین اعلام کرد. همزمان، واشنگتن مشورت‌هایی را درباره‌ی "ثبات استراتژیک" پیشنهاد می‌کرد. در عمل، آمریکا به دنبال تضعیف یک ابرقدرت هسته‌ای در یک جنگ متعارف بود، در حالی که مکانیسم‌های کنترل تسلیحاتی را حفظ می‌کرد که خود را از پیامدهای [چنین] افزایش تنشی مصون نگه می‌داشت. این تناقض، پوچی چارچوب قدیمی را آشکار کرد.» 📌 در هماهنگی با پیشنهاد کاراگانوف — «دشمنان بالقوه باید بدانند که مسابقه‌ی تسلیحاتی بی‌معنا و حتی خودکشنده است: گفت‌وگو، حداقل با آمریکایی‌ها، باید بر این اساس انجام شود» — ترنین نیز نتیجه می‌گیرد که «گفت‌وگوی پایدار دوجانبه و چندجانبه، اقدامات شفاف‌ساز، و کانال‌های ارتباطی دائمی مورد نیاز است.» 🔺 با این حال، هسته‌ی اصلی نسبت به نیم قرن پیش بدون تغییر مانده است. 📌 ثبات راهبردی در نهایت بر بازدارندگی هسته‌ای باورپذیر استوار است — یک زرادخانه‌ی کافی و آمادگی اثبات‌شده برای استفاده از آن در صورت لزوم. ارعاب، هرچند این واژه ناخوشایند باشد، همچنان پایه‌ی صلح میان قدرت‌های هسته‌ای باقی می‌ماند. 📌 آیا بازدارندگی هسته‌ای باورپذیر روسیه پس به نفع اروپا نیز هست؟ بله، به وضوح. کانال‌های ارتباطی ضروری هستند — باید این موضوع به خوبی مدیریت شود. 📄 ۲ @Multipolar_world 🌍
🌍 جهان ما در حال پوست‌اندازی است؛ ما از نظم تک‌قطبی به سوی نظمی چندقطبی در حرکت هستیم. 🔷 در کانال «جهان چندقطبی»، با تحلیل‌های ناب، ترجمه‌های دسته اول از اندیشورزان جهانی و بررسی داده‌های کلیدی همراه باشید تا عمق این تحولات را باهم درک کنیم. 🖇️ پیوند کانال : @Multipolar_world 🌍 ✨ با اشتراک‌گذاری و معرفی به دوستان و آشنایان، چراغ آگاهی را روشن نگه‌داریم. @Multipolar_world 🌍
🎙️✅ *Col. Douglas Macgregor 🎙️✅ سرهنگ داگلاس مک‌گرگور، کارشناس ارشد مسائل نظامی* 📌 توافق احتمالی ایران و آمریکا که شامل آتش‌بس جامع، تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و لغو تدریجی تحریم‌هاست، از نظر منافع ملی آمریکا و ایران بسیار معقول است؛ اما نتانیاهو احتمالاً با تمام توان برای نابودی آن تلاش خواهد کرد، زیرا آتش‌بس در تمامی جبهه‌ها به معنای توقف عملیات اسرائیل در لبنان و غزه نیز خواهد بود. 📌 گزارش‌های دریافتی از تماس تلفنی اخیر میان ترامپ و نتانیاهو نشان‌دهنده تنش بسیار شدید است؛ نتانیاهو ممکن است با شروع مجدد جنگ، آمریکا را تحت فشار لابی‌های قدرتمند در کنگره، مجبور به مداخله و همراهی با اسرائیل کند. 📌 شکست توماس مَسی در انتخابات مقدماتی، بار دیگر این سوال حیاتی را مطرح می‌کند که «چه کسی بر ایالات متحده حکومت می‌کند؟»؛ نفوذ بی‌سابقه گروه‌های ذینفع و میلیاردرها در واشینگتن، یادآور دوران راکفلرها و کارنگی‌هاست که پیش از جنگ جهانی اول، حتی رئیس‌جمهورها را تعیین می‌کردند. 📌 بسیاری از مقامات واشینگتن به دلیل وجود نامشان در فایل‌های اپستین، عملاً گروگان و تحت کنترل موساد و نفوذ اسرائیل هستند؛ این وابستگی مانع از اتخاذ تصمیماتی می‌شود که به نفع واقعی مردم آمریکا باشد. 📌 درگیری نظامی با ایران می‌تواند خساراتی به بار آورد که جبران آن سال‌ها زمان ببرد؛ ایران صراحتاً اعلام کرده که در صورت حمله، زیرساخت‌های نفتی و تاسیسات آب‌شیرین‌کن امارات را نابود خواهد کرد که نتیجه آن تخلیه کامل منطقه از جمعیت خواهد بود. 📌 برخلاف ادعاهای تبلیغاتی، گزارش‌های اطلاعاتی سیا نشان می‌دهد که ۹۰ درصد توانمندی نظامی ایران پس از حملات اولیه همچنان دست‌نخورده باقی مانده است؛ ایران از هر درگیری درس‌های جدیدی آموخته و اکنون با تسلیحات جدید روسی و چینی، از جمله موشک‌های کروز هایپرسونیک که قادر به غرق کردن کشتی‌های بزرگ هستند، قدرتمندتر از قبل شده است. 📌 ادعاهای دونالد ترامپ مبنی بر نابودی نیروی دریایی ایران و محاصره کامل تنگه هرمز با واقعیت تضاد دارد؛ در حالی که او از «دیوار فولادی» سخن می‌گوید، کشتی‌های تجاری همچنان با پرداخت عوارض و تحت اسکورت ایرانی‌ها از تنگه هرمز عبور می‌کنند. 📌 پنتاگون و فرماندهان نیروی هوایی آمریکا همچنان به اشتباه تصور می‌کنند که «حملات قطع سر» (Decapitation Strikes) و افزایش شدت بمباران‌ها می‌تواند ایران را به تسلیم وادارد؛ در حالی که تجربه‌های تاریخی مانند جنگ کوزوو ثابت کرده است که قدرت هوایی به تنهایی هرگز به اهداف نظامی دست نمی‌یابد. 📌 فساد در رده‌های بالای ارتش آمریکا باعث شده فرماندهانی مانند دریادار کوپر و ژنرال کوریلا، به جای صداقت نظامی، به مجریان فرامین نتانیاهو تبدیل شوند؛ ژنرال کوریلا پس از بازنشستگی بلافاصله در یک شرکت سرمایه‌گذاری خصوصی پاداش خدمات خود در جنگ علیه ایران را دریافت کرد. 📌 پرونده‌سازی علیه رائول کاسترو و مقامات ونزوئلا، مشابه استراتژی آمریکا علیه صدام حسین در دهه ۹۰ است؛ هدف واقعی این اقدامات، مسدود کردن مسیر دیپلماتیک و ایجاد بهانه برای مداخله نظامی میلیاردرها جهت تبدیل کوبا به بهشتِ خصوصی کازینوها و هتل‌های لوکس است. 📌 واقع‌گرایی جدید در قبال چین نشان می‌دهد که دفاع از تایوان در فاصله ۱۰۰ مایلی چین برای آمریکا که فرسنگ‌ها دورتر است، غیرممکن است؛ ترامپ با درک این واقعیت، گامی درست برداشته که باید با توقف طبل جنگ علیه چین توسط جریان‌های تندرو همراه شود. 🖇️ پیوند فایل صوتی در [روبیکا](rubika.ir/Multipolar_world). *@Multipolar_world* 🌍
✅ سرهنگ داگلاس مک‌گرگور، کارشناس ارشد مسائل نظامی 📌 درگیری نظامی با ایران می‌تواند خساراتی به بار آورد که جبران آن سال‌ها زمان ببرد؛ ایران صراحتاً اعلام کرده که در صورت حمله، زیرساخت‌های نفتی و تاسیسات آب‌شیرین‌کن امارات را نابود خواهد کرد که نتیجه آن تخلیه کامل منطقه از جمعیت خواهد بود. 📌 برخلاف ادعاهای تبلیغاتی، گزارش‌های اطلاعاتی سیا نشان می‌دهد که ۹۰ درصد توانمندی نظامی ایران پس از حملات اولیه همچنان دست‌نخورده باقی مانده است؛ ایران از هر درگیری درس‌های جدیدی آموخته و اکنون با تسلیحات جدید روسی و چینی، از جمله موشک‌های کروز هایپرسونیک که قادر به غرق کردن کشتی‌های بزرگ هستند، قدرتمندتر از قبل شده است. @Multipolar_world 🌍
🎙️✅ *Prof. John Mearsheimer 🎙️✅ پروفسور جان میرشایمر* 📌 اوکراین و متحدان اروپایی آن در حال بالا رفتن از «نردبان تنش» هستند؛ آن‌ها با استفاده از پهپادها و در آینده موشک‌ها، به طور فزاینده‌ای عمق خاک روسیه را هدف قرار می‌دهند که این اقدام می‌تواند منجر به واکنش‌های پیش‌بینی‌ناپذیر مسکو شود. 📌 شباهت انکارناپذیری میان جنگ اوکراین و تنش‌های میان ایران، آمریکا و اسرائیل وجود دارد؛ در هر دو منازعه، طرفین از انجام هرگونه امتیازدهی معنادار خودداری می‌کنند و به دلیل نبود فضای دیپلماتیک، تنها به ادامه مبارزه می‌اندیشند. 📌 شکست کامل دیپلماسی در هر دو جبهه مشهود است؛ از دیدگاه روسیه، مواضع اوکراین و اروپا یک «تهدید وجودی» تلقی می‌شود و در مقابل، اروپا نیز موفقیت روسیه را تهدیدی برای بقای خود می‌بیند، که این بن‌بست راه را بر هرگونه مذاکره بسته است. 📌 تحلیلگران روسی مانند سرگی کاراگانوف معتقدند مسکو باید برای بازدارندگی، حملات متعارف یا حتی هسته‌ای به اهداف اروپایی را آغاز کند؛ این دیدگاه که پیش‌تر در اقلیت بود، اکنون به دلیل تداوم حملات به خاک روسیه، در میان نخبگان این کشور طرفداران بسیاری پیدا کرده است. 📌 رفتار غرب (آمریکا و بریتانیا) در حمایت از حمله اوکراین به خاک روسیه و زیرساخت‌های هسته‌ای آن، «بی‌پروا» و خطرناک است؛ چنین اقداماتی در دوران جنگ سرد غیرقابل تصور بود و اکنون جهان را به سمت یک فاجعه سوق می‌دهد. 📌 دونالد ترامپ در وضعیتی از درماندگی ممکن است دست به ریسک‌های بزرگی بزند؛ اگرچه او تمایل به معامله با پوتین دارد، اما به دلیل مخالفت‌های شدید اوکراین و اروپا، فضای مانور دیپلماتیک ندارد و این احتمال وجود دارد که در مورد ایران نیز دست به اقدامات پرخطر بزند. 📌 روسیه به این نتیجه رسیده است که غرب دیگر به «خطوط قرمز» احترام نمی‌گذارد؛ عدم واکنش قاطع مسکو در گذشته باعث شده تا اوکراین و غرب تصور کنند می‌توانند بدون پرداخت هزینه، تنش را افزایش دهند، وضعیتی که مرشایمر آن را «فوق‌العاده خطرناک» توصیف می‌کند. 📌 تداوم مسیر فعلی هیچ پایان خوشی نخواهد داشت؛ هم در خاورمیانه و هم در اوکراین، طرفین انگیزه‌های قدرتمندی برای بالا بردن سطح تنش دارند و بدون بازنگری در راهبردها، وقوع یک درگیری گسترده‌تر حتمی به نظر می‌رسد. 🖇️ پیوند فایل صوتی در [روبیکا](rubika.ir/Multipolar_world). *@Multipolar_world* 🌍
🔺 واکنش نماینده کشور اسپانیا در پارلمان اروپا ایرینه مونترو، به توقیف ناوگان صمود: 📌 اسرائیل ۲۴ ساعت است که در میانه مدیترانه کشتی‌های حامل کمک و شهروندان اروپایی را «ربوده» است. 📌 چرا هیچ اقدامی برای حفاظت از شهروندان اروپایی انجام نمی‌شود. 📌 اگر ایران یا روسیه چنین اقدامی انجام می‌دادند، واکنش اروپا کاملاً متفاوت و شدید بود. چون اسرائیل است، لبخند می‌زنید و نگاهتان را به سمت دیگر می‌چرخانید. شرم بر شما @Multipolar_world 🌍
✅ مهدی خراتیان، مدیر اندیشکده احیای سیاست: 📌 ‌ترامپ مذاکرات لاین اسلام‌ آباد را به مکانیزمی جهت کنترل فشار در بازارهای مالی جهان مبدل ساخته و بارها متناسب با رفتار بازار باند در آمریکا بشکل تاکتیکی در مذاکرات انعطاف نشان داده تا مانع از کنترل خارج شدن روندها شود و از طرف دیگر امید بسیاری به خونریزی داخلی اقتصاد ایران بسته است؛ و این در حالیست که سیاستمدار ایرانی ظاهرا تمام تخم مرغهای خود را در سبد این مذاکرات گذاشته و امیدوار است این فشار فزاینده داخلی در نهایت با نتایجی مثبت از این مذاکرات مهار شود. 📌 عجیب است که هنوز برخی متوجه نشده اند که حتی در صورت توافق در اسلام آباد، خونی که در اقتصاد ایران از میانه زخمهای عمیق فواره میزند و ممکن است دوباره در کف خیابان فاجعه بیافریند، به سرعت مهار نخواهد شد. 📌 ایران در مسابقه تاب آوری تنها زمانی شانس خواهد داشت که به موازات اسلام آباد لاین مذاکرات پکن و مسکو را جدا فعال کند و ارتباط با چین و روسیه را نه از لنز وساطت و ضمانت مذاکره با آمریکا، بلکه از لنز ارتقای راهبردی روابط دو جانبه و سه جانبه و افزایش تاب آوری اقتصاد خود ببیند. 📌 در صورت پیشرفت در این مذاکرات، ایران به شکل خودکار وضعیت بهتری در مذاکرات دو جانبه با آمریکا پیدا خواهد کرد و ای بسا بتوان راه حلی برای گره پرونده هسته ای ایران یافت و شاید وساطت و ضمانت هم رنگ و بویی از واقعیت به خود بگیرد. 📌 در صورت اصرار بر وضع موجود و اتلاف وقت در تبادل پیشنویسها، که مسیری بارها آزموده شده و شکست خورده است، این احتمال جدی است که ایران تحت فشار مسایل داخلی و بن بست در پرونده هسته ای، دچار انشقاق سیاسی درونی شده و ناچار شود دفعتا و بشکلی کنترل نشده از بسیاری از خطوط قرمز خود عقب نشینی نماید. امیدواریم که این چنین نشود. @Multipolar_world 🌍
🔻 ترکیه درست در عرض یک ماه، ۸۹٪ از دارایی‌های اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا خود را واگذار کرد (نقد کرد). 📌 کاهش از ۱۶ میلیارد دلار به ۱.۸ میلیارد دلار. تمام شد. 📌 آن‌ها در حال سوزاندن ذخایر خود هستند تا لیر را زنده نگه دارند؛ آن هم در حالی که تورم روی ۳۲.۴٪ قرار دارد و بازدهی اوراق قرضه به بالاترین حد خود در تاریخ رسیده است. 📌 این مداخله کارساز نیست. لیر همچنان در حال سقوط است. 📌 وقتی یکی از متحدان ناتو با این سرعت شروع به نقد کردن بدهی‌های آمریکا (اوراق قرضه) می‌کند، یعنی بحران ارزی از قبل بسیار عمیق شده است./ ماریو نوفل 🖇️ منبع: تورکیه تودی (Turkiye Today) @BetweenDichotomies ——————————————— @Multipolar_world 🌍
📄 پایان تاریخ، یا چرخه‌های تاریخ؟ 🖋️ شبکه روشنفکران مسلمان 🔺 «آنچه ما شاهدش هستیم شاید نه فقط پایان جنگ سرد... بلکه پایان تاریخ به خودی خود باشد.» — فرانسیس فوکویاما (پایان تاریخ، ۱۹۸۹). 📌 یکی از قدیمی‌ترین بحث‌ها در فلسفه، جامعه‌شناسی و تاریخ، درباره جهت تاریخ است. آیا تاریخ بشر به‌صورت خطی به جلو حرکت می‌کند، آن‌گونه که فرانسیس فوکویاما با عبارت مشهور خود «پایان تاریخ» در دفاع از لیبرال دموکراسی مطرح کرد، یا تاریخ به صورت چرخه‌ای حرکت می‌کند، همان‌طور که ابن‌خلدون در نظریه صعود و سقوط نسل‌ها پیشنهاد داد: «گذشته به آینده شبیه‌تر است از یک قطره آب به قطره‌ای دیگر». 📌 «پایان تاریخ» نباید با پایان بشریت اشتباه گرفته شود؛ بلکه به وضعیتی اشاره دارد که در آن نوع بشر بر سر یک ایدئولوژی و شیوه عملکرد غالب به توافق می‌رسد. تنش بین این دو دیدگاه، متفکران را در طول قرن‌ها به خود جلب کرده است. مارک تواین در جمله‌ای منسوب به خود می‌گوید: «تاریخ تکرار نمی‌شود، اما هم‌قافیه می‌شود.» هگل نیز که دیدگاهش مستقیماً بر فوکویاما تأثیر گذاشت، معتقد بود: «تاریخ، پیشرفتِ آگاهی از آزادی است و اوج آن نقطه‌ای است که در آن "روح" کاملاً از خود آگاه می‌شود». 📌 آیا تاریخ رو به جلو حرکت می‌کند یا در حال تکرار است؟ در نگاه اول، زندگی مدرن پاسخ را بدیهی جلوه می‌دهد: تکنولوژی بهبود می‌یابد، نهادها تکامل می‌یابند و جوامع به نظر می‌رسد که «رو به جلو» حرکت می‌کنند. با این حال، وقتی به عقب برمی‌گردیم و با نگاهی کلان می‌نگریم، الگوهای صعود و سقوط، ثبات و زوالِ سازمان‌های انسانی، تکراری به نظر می‌رسند. این امر منجر به ایجاد دو دیدگاه شده است: 📌 دیدگاه خطی تاریخ: تاریخ به سمت یک جهت مشخص (پیشرفت، نجات یا یک وضعیت نهایی) حرکت می‌کند. 📌 دیدگاه چرخه‌ای تاریخ: تاریخ در الگوهایی تکرار می‌شود (صعود، اوج، سقوط، نوسازی و تکرار دوباره). 🔺 ۱. دیدگاه خطی: تاریخ به مثابه پیشرفت دیدگاه خطی فرض می‌کند که تاریخ به سمتی می‌رود و دارای یک جهت و اغلب یک هدف است. در این نگاه، بشریت از تجربیات گذشته درس می‌گیرد و به تدریج روش‌های بهتری برای سازماندهی زندگی ایجاد می‌کند. شاید اشتباهات تکرار شوند، اما با گذشت زمان، جوامع دانش انباشته می‌کنند و نهادهای جدیدی برای مقابله با مشکلات تکراری می‌سازند. 📌 فناوری و شرایط زندگی نیز تغییر می‌کنند و شرایط کاملاً جدیدی را به وجود می‌آورند؛ برای مثال، جوامع شکارچی-گردآورنده ساختاری متفاوت از جوامع کشاورزی یا صنعتی و شهری داشتند. از این منظر، بشریت مدام با موقعیت‌های جدید روبرو می‌شود و از دانش انباشته خود برای پاسخ به آن‌ها استفاده می‌کند و در نهایت ایده‌ها و سیستم‌هایی تولید می‌کند که توسط میلیاردها نفر پذیرفته می‌شوند. این نگاه با سرمایه‌داری مدرن و خوش‌بینی علمی همسو است، اما یک نقطه کور دارد: تداوم و بهبود را پیش‌فرض می‌گیرد و احتمال فروپاشی را نادیده می‌گیرد. 🔺 هگل و «روح جهان»: هگل پیشرفت تاریخ را فرآیندی عقلانی می‌دید که توسط مبارزه ایده‌های متضاد (تز و آنتی‌تز) و حل آن‌ها (سنتز) هدایت می‌شود. او معتقد بود انسان‌ها تاریخ را در بازنگری درک می‌کنند («جغد مینروا تنها با فرارسیدن شب بال‌های خود را می‌گشاید»). 🔺 مارکس و پایان مبارزه طبقاتی: مارکس نسخه‌ای مادی‌گرایانه ارائه داد. برای او تاریخ از طریق مبارزه طبقاتی، از فئودالیسم به سرمایه‌داری و در نهایت به سمت سوسیالیسم و کمونیسم پیش می‌رود. او معتقد بود وقتی نیروهای مولد به اندازه کافی رشد کنند، جامعه می‌تواند بر پرچم خود بنویسد: «از هر کس به اندازه توانش، به هر کس به اندازه نیازش». 🔺 فوکویاما: او مدعی شد که پایان جنگ سرد به معنای پایان تکامل ایدئولوژیک است و لیبرال دموکراسی به عنوان شکل نهایی سازماندهی سیاسی بشر ظاهر شده است. 📄 ۱ @Multipolar_world 🌍
🔺۲. دیدگاه چرخه‌ای: تاریخ به مثابه تکرار ایده اصلی این است که قدرت متمرکز می‌شود و سپس می‌پوسد. جوامع از طریق انضباط و انسجام صعود می‌کنند، اما با گذشت زمان دچار رفاه‌زدگی و شکنندگی می‌شوند. در این نگاه، فروپاشی یک استثنا نیست، بلکه یک قاعده تکرار شونده در تاریخ است (مانند امپراتوری روم، عباسیان یا عثمانی‌ها). 🔺 ابن‌خلدون: نظریه چرخه‌های نسلی: او در کتاب «مقدمه» شرح می‌دهد که گروه‌های منسجم با تکیه بر «عصبیت» (همبستگی اجتماعی)، قدرت را به دست می‌گیرند، دولت می‌سازند، اما به تدریج با خو گرفتن به تجمل، انضباط خود را از دست داده و توسط گروه‌های جدید جایگزین می‌شوند. 🔺 ویکو: دوره‌ها و بازگشت‌ها: او معتقد بود ملل از سه عصر می‌گذرند: عصر خدایان (اقتدار دینی)، عصر قهرمانان (قدرت اشرافی) و عصر انسان‌ها (عقل و برابری). به عقیده او وقتی عقلانیت به اوج می‌رسد، همبستگی ضعیف شده و جامعه دچار زوال و هرج‌ومرج می‌شود. 🔺 اشپنگلر و توینبی: اشپنگلر تمدن‌ها را مانند موجودات زنده می‌دید که زاده می‌شوند، به بلوغ می‌رسند و ناگزیر می‌میرند. توینبی نیز معتقد بود تمدن‌ها زمانی سقوط می‌کنند که دیگر نمی‌توانند به چالش‌ها پاسخ دهند. 🔺 ۳. آیا این دو دیدگاه واقعا متضاد یکدیگرند؟ (مدل مارپیچی) جالب‌ترین نکته این است که این دو نگاه لزوما یکدیگر را نفی نمی‌کنند. تاریخ ممکن است در یک سطح (فناوری و دانش) خطی باشد، اما در سطحی دیگر (قدرت سیاسی و رفتار اجتماعی) چرخه‌ای عمل کند. ما ابزارهای بهتری نسبت به رومی‌ها داریم، اما ممکن است همچنان اشتباهات سیاسی آن‌ها را تکرار کنیم. 📌 دیدگاه مارپیچی تاریخ (Spiral View): تاریخ نه در یک خط مستقیم حرکت می‌کند و نه در یک دایره بسته. بلکه به صورت یک الگوی موجی و مارپیچی پیش می‌رود. بشریت با بحران‌ها و تماتیک‌های مشابه (جنگ، فروپاشی اجتماعی، نوسازی) دوباره روبرو می‌شود، اما هر بار در سطحی متفاوت از پیچیدگی و ظرفیت. این نگاه ترکیبی توضیح می‌دهد که چرا جوامع مدرن می‌توانند همزمان هم «پیشرفته» و هم «شکننده» باشند. 📌 سخن نهایی: چرا این بحث مهم است؟ نوع نگاه ما به تاریخ، واکنش ما به تحولات جدید را شکل می‌دهد. تفکر خطی محرک نوآوری، سرمایه‌گذاری در آینده و امید به بهبود است. تفکر چرخه‌ای بر تاب‌آوری، هوشیاری و شکاکیت نسبت به ماندگاری قدرت‌ها تاکید دارد. 📌 جامعه‌ای که خطی بودن را نادیده بگیرد، با خطر رکود روبرو هست و جامعه‌ای که چرخه‌ها را نادیده بگیرد، در معرض خطر فروپاشی قرار دارد. پایدارترین مسیر در تعادل میان هر دو دیدگاه نهفته است. 📄 ۲ 🖇️ پیوند مقاله. @Multipolar_world 🌍