🔻 ترکیه درست در عرض یک ماه، ۸۹٪ از داراییهای اوراق قرضه خزانهداری آمریکا خود را واگذار کرد (نقد کرد).
📌 کاهش از ۱۶ میلیارد دلار به ۱.۸ میلیارد دلار. تمام شد.
📌 آنها در حال سوزاندن ذخایر خود هستند تا لیر را زنده نگه دارند؛ آن هم در حالی که تورم روی ۳۲.۴٪ قرار دارد و بازدهی اوراق قرضه به بالاترین حد خود در تاریخ رسیده است.
📌 این مداخله کارساز نیست. لیر همچنان در حال سقوط است.
📌 وقتی یکی از متحدان ناتو با این سرعت شروع به نقد کردن بدهیهای آمریکا (اوراق قرضه) میکند، یعنی بحران ارزی از قبل بسیار عمیق شده است./ ماریو نوفل
🖇️ منبع: تورکیه تودی (Turkiye Today)
@BetweenDichotomies
———————————————
@Multipolar_world 🌍
📄 پایان تاریخ، یا چرخههای تاریخ؟
🖋️ شبکه روشنفکران مسلمان
🔺 «آنچه ما شاهدش هستیم شاید نه فقط پایان جنگ سرد... بلکه پایان تاریخ به خودی خود باشد.»
— فرانسیس فوکویاما (پایان تاریخ، ۱۹۸۹).
📌 یکی از قدیمیترین بحثها در فلسفه، جامعهشناسی و تاریخ، درباره جهت تاریخ است. آیا تاریخ بشر بهصورت خطی به جلو حرکت میکند، آنگونه که فرانسیس فوکویاما با عبارت مشهور خود «پایان تاریخ» در دفاع از لیبرال دموکراسی مطرح کرد، یا تاریخ به صورت چرخهای حرکت میکند، همانطور که ابنخلدون در نظریه صعود و سقوط نسلها پیشنهاد داد: «گذشته به آینده شبیهتر است از یک قطره آب به قطرهای دیگر».
📌 «پایان تاریخ» نباید با پایان بشریت اشتباه گرفته شود؛ بلکه به وضعیتی اشاره دارد که در آن نوع بشر بر سر یک ایدئولوژی و شیوه عملکرد غالب به توافق میرسد. تنش بین این دو دیدگاه، متفکران را در طول قرنها به خود جلب کرده است. مارک تواین در جملهای منسوب به خود میگوید: «تاریخ تکرار نمیشود، اما همقافیه میشود.» هگل نیز که دیدگاهش مستقیماً بر فوکویاما تأثیر گذاشت، معتقد بود: «تاریخ، پیشرفتِ آگاهی از آزادی است و اوج آن نقطهای است که در آن "روح" کاملاً از خود آگاه میشود».
📌 آیا تاریخ رو به جلو حرکت میکند یا در حال تکرار است؟
در نگاه اول، زندگی مدرن پاسخ را بدیهی جلوه میدهد: تکنولوژی بهبود مییابد، نهادها تکامل مییابند و جوامع به نظر میرسد که «رو به جلو» حرکت میکنند. با این حال، وقتی به عقب برمیگردیم و با نگاهی کلان مینگریم، الگوهای صعود و سقوط، ثبات و زوالِ سازمانهای انسانی، تکراری به نظر میرسند. این امر منجر به ایجاد دو دیدگاه شده است:
📌 دیدگاه خطی تاریخ: تاریخ به سمت یک جهت مشخص (پیشرفت، نجات یا یک وضعیت نهایی) حرکت میکند.
📌 دیدگاه چرخهای تاریخ: تاریخ در الگوهایی تکرار میشود (صعود، اوج، سقوط، نوسازی و تکرار دوباره).
🔺 ۱. دیدگاه خطی: تاریخ به مثابه پیشرفت
دیدگاه خطی فرض میکند که تاریخ به سمتی میرود و دارای یک جهت و اغلب یک هدف است. در این نگاه، بشریت از تجربیات گذشته درس میگیرد و به تدریج روشهای بهتری برای سازماندهی زندگی ایجاد میکند. شاید اشتباهات تکرار شوند، اما با گذشت زمان، جوامع دانش انباشته میکنند و نهادهای جدیدی برای مقابله با مشکلات تکراری میسازند.
📌 فناوری و شرایط زندگی نیز تغییر میکنند و شرایط کاملاً جدیدی را به وجود میآورند؛ برای مثال، جوامع شکارچی-گردآورنده ساختاری متفاوت از جوامع کشاورزی یا صنعتی و شهری داشتند. از این منظر، بشریت مدام با موقعیتهای جدید روبرو میشود و از دانش انباشته خود برای پاسخ به آنها استفاده میکند و در نهایت ایدهها و سیستمهایی تولید میکند که توسط میلیاردها نفر پذیرفته میشوند. این نگاه با سرمایهداری مدرن و خوشبینی علمی همسو است، اما یک نقطه کور دارد: تداوم و بهبود را پیشفرض میگیرد و احتمال فروپاشی را نادیده میگیرد.
🔺 هگل و «روح جهان»: هگل پیشرفت تاریخ را فرآیندی عقلانی میدید که توسط مبارزه ایدههای متضاد (تز و آنتیتز) و حل آنها (سنتز) هدایت میشود. او معتقد بود انسانها تاریخ را در بازنگری درک میکنند («جغد مینروا تنها با فرارسیدن شب بالهای خود را میگشاید»).
🔺 مارکس و پایان مبارزه طبقاتی: مارکس نسخهای مادیگرایانه ارائه داد. برای او تاریخ از طریق مبارزه طبقاتی، از فئودالیسم به سرمایهداری و در نهایت به سمت سوسیالیسم و کمونیسم پیش میرود. او معتقد بود وقتی نیروهای مولد به اندازه کافی رشد کنند، جامعه میتواند بر پرچم خود بنویسد: «از هر کس به اندازه توانش، به هر کس به اندازه نیازش».
🔺 فوکویاما: او مدعی شد که پایان جنگ سرد به معنای پایان تکامل ایدئولوژیک است و لیبرال دموکراسی به عنوان شکل نهایی سازماندهی سیاسی بشر ظاهر شده است.
📄 ۱
@Multipolar_world 🌍
🔺۲. دیدگاه چرخهای: تاریخ به مثابه تکرار ایده اصلی این است که قدرت متمرکز میشود و سپس میپوسد. جوامع از طریق انضباط و انسجام صعود میکنند، اما با گذشت زمان دچار رفاهزدگی و شکنندگی میشوند. در این نگاه، فروپاشی یک استثنا نیست، بلکه یک قاعده تکرار شونده در تاریخ است (مانند امپراتوری روم، عباسیان یا عثمانیها).
🔺 ابنخلدون: نظریه چرخههای نسلی: او در کتاب «مقدمه» شرح میدهد که گروههای منسجم با تکیه بر «عصبیت» (همبستگی اجتماعی)، قدرت را به دست میگیرند، دولت میسازند، اما به تدریج با خو گرفتن به تجمل، انضباط خود را از دست داده و توسط گروههای جدید جایگزین میشوند.
🔺 ویکو: دورهها و بازگشتها: او معتقد بود ملل از سه عصر میگذرند: عصر خدایان (اقتدار دینی)، عصر قهرمانان (قدرت اشرافی) و عصر انسانها (عقل و برابری). به عقیده او وقتی عقلانیت به اوج میرسد، همبستگی ضعیف شده و جامعه دچار زوال و هرجومرج میشود.
🔺 اشپنگلر و توینبی: اشپنگلر تمدنها را مانند موجودات زنده میدید که زاده میشوند، به بلوغ میرسند و ناگزیر میمیرند. توینبی نیز معتقد بود تمدنها زمانی سقوط میکنند که دیگر نمیتوانند به چالشها پاسخ دهند.
🔺 ۳. آیا این دو دیدگاه واقعا متضاد یکدیگرند؟ (مدل مارپیچی)
جالبترین نکته این است که این دو نگاه لزوما یکدیگر را نفی نمیکنند. تاریخ ممکن است در یک سطح (فناوری و دانش) خطی باشد، اما در سطحی دیگر (قدرت سیاسی و رفتار اجتماعی) چرخهای عمل کند. ما ابزارهای بهتری نسبت به رومیها داریم، اما ممکن است همچنان اشتباهات سیاسی آنها را تکرار کنیم.
📌 دیدگاه مارپیچی تاریخ (Spiral View):
تاریخ نه در یک خط مستقیم حرکت میکند و نه در یک دایره بسته. بلکه به صورت یک الگوی موجی و مارپیچی پیش میرود. بشریت با بحرانها و تماتیکهای مشابه (جنگ، فروپاشی اجتماعی، نوسازی) دوباره روبرو میشود، اما هر بار در سطحی متفاوت از پیچیدگی و ظرفیت. این نگاه ترکیبی توضیح میدهد که چرا جوامع مدرن میتوانند همزمان هم «پیشرفته» و هم «شکننده» باشند.
📌 سخن نهایی: چرا این بحث مهم است؟
نوع نگاه ما به تاریخ، واکنش ما به تحولات جدید را شکل میدهد.
تفکر خطی محرک نوآوری، سرمایهگذاری در آینده و امید به بهبود است.
تفکر چرخهای بر تابآوری، هوشیاری و شکاکیت نسبت به ماندگاری قدرتها تاکید دارد.
📌 جامعهای که خطی بودن را نادیده بگیرد، با خطر رکود روبرو هست و جامعهای که چرخهها را نادیده بگیرد، در معرض خطر فروپاشی قرار دارد. پایدارترین مسیر در تعادل میان هر دو دیدگاه نهفته است.
📄 ۲
🖇️ پیوند مقاله.
@Multipolar_world 🌍
📰 نیوزویک:
📌 ادامه جنگ توسط ترامپ، شاید آیت الله سید مجتبی خامنهای را به سمت ساخت سلاح هستهای سوق دهد.
@Multipolar_world 🌍
🎙️✅ Pepe Escobar
🎙️✅ پپه اسکوبار، تحلیلگر مستقل حوزه جغرافیای سیاسی
📌 بیانیه مشترک شیجینپینگ و پوتین در پکن، یک نقشه راه برای گذار به جهان چندقطبی و برقراری عدالت بینالمللی است که بر پایان جنگهای همیشگی تأکید دارد.
📌 روسیه و چین به طور قاطع «قانون جنگل» و رویکرد یکجانبهگرایی آمریکا در قبال کشورهایی نظیر ایران، ونزوئلا و کوبا را محکوم کرده و آن را خلاف حقوق بینالملل میدانند.
📌 معماری امنیتی جدیدی برای اوراسیا در حال شکلگیری است که هدف آن مقابله با گسترش ناتو، جنگهای هیبریدی و جنگهای نیابتی در منطقه و غرب آسیاست.
📌 پنج قدرت شامل روسیه، چین، ایران، پاکستان و کره شمالی در حال رایزنیهای دیپلماتیک برای ایجاد یک چتر امنیتی جدید در اوراسیا هستند تا وابستگی به آمریکا را از بین ببرند.
📌 این بیانیه بر تنوع تمدنی تأکید دارد؛ هیچ نظامی نباید خود را برتر بداند و احترام به حاکمیت ملی کشورها باید جایگزین مداخلات استعمارگونه شود.
📌 در حالی که برخی نخبگان روسیه از سرعت پیشروی در جنگ اوکراین ناراضی هستند، پوتین همچنان با صبر و محاسبات دقیق، احتمال توافق با غرب یا ضربات راهبردی را بررسی میکند.
📌 ادعاهای ترامپ درباره پیروزی نظامی بر ایران در محافل چینی جدی گرفته نمیشود و با طنز به آن نگریسته میشود؛ این در حالی است که نفوذ نتانیاهو برای تداوم تنشها پابرجاست.
📌 ائتلاف بریکس به عنوان بازوی اجرایی این دیدگاهها عمل میکند تا نظم تکقطبی را با یک ساختار انسانی و مبتنی بر گفتگوی تمدنها جایگزین کند.
📌 امنیت در اوراسیا باید تفکیکناپذیر باشد؛ به این معنا که امنیت یک کشور نباید به قیمت ناامنی دیگران تأمین شود، اصلی که روسیه پیشتر به ناتو پیشنهاد داده بود.
📌 بیانیه پکن فراتر از یک سند دیپلماتیک، مانیفستی برای کشورهای جنوب جهانی است تا سرنوشت خود را بدون دخالت قدرتهای فرامرزی تعیین کنند.
🖇️ فایل صوتی در روبیکا.
@Multipolar_world 🌍
📄 *چرا چین منتظر میماند *
🔺 پکن در حال انجام یک بازی بلندمدت در قبال تایوان است
🖋️ _نشریه فارن افرز_
📌 تصرف نظامی تایوان توسط چین اغلب اجتنابناپذیر و قریبالوقوع جلوه داده میشود. از نظر بسیاری از ناظران، از جمله نویسندگان این نشریه، اظهارات عمومی دوپهلو دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، درباره تعهدات ایالات متحده به دفاع از تایوان و بیتفاوتی ظاهری او به سرنوشت این جزیره، ممکن است پکن را وسوسه کند تا بهزودی — احتمالاً پیش از پایان سال ۲۰۲۶ — از طریق نیروی نظامی به اتحاد با تایوان دست یابد. جنگ واشینگتن با ایران و بازاستقرار پدافندهای آمریکا از منطقه هند-آرام به خاورمیانه، این نگرانی را بیشتر کرده است که چین میتواند بدون ترس از پاسخ ایالات متحده، این جزیره را تصرف کند.
📌 اما این گمانهزنیها درک نادرستی از راهبرد پکن دارند. چین خواهان اتحاد با تایوان با کمترین هزینه ممکن است و در حال حاضر معتقد است که با گذشت زمان، این اتحاد آسانتر و کمهزینهتر خواهد شد.
📌 همانطور که چین توانمندیهای نظامی و اقتصادی خود را برای بازدارندگی در برابر مداخله آمریکا در دفاع از تایوان توسعه میدهد، بر این باور است که میتواند بدون نیاز به یک تهاجم تمامعیار، این جزیره را مجبور به تسلیم کند. در این میان، پکن اطمینان دارد که میتواند از تلاش تایوان برای دستیابی به استقلال رسمی جلوگیری کند.
📌 البته چین استفاده از زور را نفی نکرده است. شرایطی وجود دارد که در آن چین همچنان به تهاجم یا محاصره جزیره اقدام خواهد کرد؛ از جمله اگر تایوان اعلام استقلال کند، اگر واشینگتن تایوان را به رسمیت بشناسد، یا اگر پکن متقاعد شود که هیچ راهی برای اتحاد به جز استفاده از زور وجود ندارد.
📌 اما خطر اقدام نظامی در کوتاهمدت ناچیز است، زیرا پکن به شکلی فزاینده باور دارد که راهبرد بلندمدتش برای بازگرداندن تایوان به آغوش خود در حال نتیجه دادن است. برای نمونه، نظرسنجیها نشاندهنده کاهش حمایت از استقلال در میان جوانان تایوانی است. همچنین در ماه آوریل، «چنگ لی-وون»، رئیس حزب اپوزیسیون کومینتانگ (KMT)، با «شی جینپینگ» رئیسجمهور چین در پکن دیدار کرد و بار دیگر بر مخالفت حزبش با استقلال و حمایت از «اجماع ۱۹۹۲» تأکید کرد؛ فرمول سیاسی که بر این ایده استوار است که هر دو سوی تنگه به «چین واحد» تعلق دارند.
🖇️ ادامه و پیوند [مقاله](https://x.com/i/status/2058041230932451610).
*@Multipolar_world* 🌍
📰 *تحلیلی بر مقاله «چرا چین منتظر میماند» *
🔺 ۱) ایده و منطق بنیادین پکن: «زمان، سلاح ماست»
📌 چین در حال حاضر بهدنبال جنگ نیست؛ زیرا باور دارد که قدرت ملیاش در حال افزایش است، قدرت آمریکا ( بطور نسبی ) در مسیر افول و آشکارا در حال فرسایش است، افکار عمومی تایوان بهتدریج به نفع پکن در حال تغییر است، فشارهای تدریجی موثرتر از آفند نظامی است.
📌 این نگاه، یک راهبرد بلندمدت است:
پکن فکر میکند اگر صبر کند، هزینه وحدت کمتر و مقاومت تایوان ضعیف تر خواهد شد. چرا که در صورت حمله مستقیم، باعث میشود مردم تایوان به گرد پرچمشان جمع شوند و حس ملیگرایی آنها را به اوج برسانند.
🔺 ۲) چرا چین فکر میکند آینده به نفع اوست؟
الف) برداشت چین از آمریکا
پکن بر این باور است که آمریکا درگیر بحرانهای داخلی و خارجی است. جنگ با ایران و انتقال نیروهای آمریکا از آسیا، فضای مانور چین را افزایش داده است. دولت ترامپ تعهدات مبهمی درباره دفاع از تایوان دارد. آمریکا در حال کاهش وابستگی به تراشههای تایوان است؛ بنابراین انگیزهاش برای دفاع از تایوان در آینده کمتر میشود.
📌 این برداشت ها باعث شده چین تصور کند که تعهد آمریکا به تایوان پایدار نیست.
ب) برداشت چین از تایوان
چین نشانههایی میبیند که تایوان در داخل دچار قطبیسازی سیاسی شدهاست.
احزاب نزدیک به چین (مثل KMT) قدرت بیشتری گرفتهاند.
جوانان تایوان کمتر از گذشته طرفدار استقلال هستند. اعتماد به آمریکا سخت کاهش یافته است.
📌 این روندها از نگاه پکن یعنی، تایوان در حال دور شدن از استقلال و نزدیک شدن به پذیرش واقعیت چین است.
ج) اعتمادبهنفس فناوری محور و اقتصادی
چین باور دارد که در جنگ تجاری ۲۰۲۵، آمریکا عقبنشینی کرد. مدل هوش مصنوعی دیپسیک نشان داد که چین میتواند با هزینه کمتر به فناوریهای پیشرفته برسد. ابزارهای اقتصادی و تحریمی چین علیه آمریکا اثرگذار بودهاند.
📌 این عوامل، اعتمادبهنفس راهبردی پکن را تقویت کردهاند.
🔺 ۳) ابزارهای چین برای «پیروزی بدون جنگ»
چین مجموعهای از ابزارهای تدریجی و غیرنظامی را بهکار میگیرد، از جمله:
۱) فشار نظامی کنترلشده شامل پرواز جنگنده ها در نزدیکی تایوان, عبور کشتیها از مناطق حساس، نمایش قدرت بدون عبور از خط قرمز جنگ.
۲) نفوذ رسانهای و فرهنگی شامل استفاده از اینفلوئنسرهای تایوانی، ترویج تصویر «چین مدرن و جذاب»، گسترش نرمافزار ها و سکوهای چینی در میان جوانان تایوان.
۳) فشارهای اقتصادی از جمله، جذب شرکتها و نیروی کار تایوان و افزایش وابستگی اقتصادی تایوان به چین.
۴) نفوذ سیاسی شامل تقویت احزاب نزدیک به چین، مانند kMT، و تضعیف دولتهای استقلالطلب در تایوان.
📌 این ابزارها به چین اجازه میدهد بدون شلیک گلوله، فضای سیاسی تایوان را تغییر دهد.
🔺 ۴) چرا سال ۲۰۲۸ نقطه عطف خواهد بود؟ به دلیل رخ دادن سه رویداد مهم:
۱) انتخابات تایوان (ژانویه ۲۰۲۸)
اگر رئیسجمهور فعلی دوباره انتخاب شود و سیاستهای استقلالطلبانه را تقویت کند، چین ممکن است فشار نظامی را افزایش دهد، وارد آبها و آسمان سرزمینی تایوان شود، قرنطینه و محاصره دریایی اعمال کند.
۲) انتخابات آمریکا (نوامبر ۲۰۲۸)
اگر دولت جدید آمریکا سیاست سختگیرانهتری اتخاذ کند، پکن ممکن است احساس کند که «پنجرهٔ فرصت» در حال بستهشدن است، پس باید سریعتر و تهاجمیتر عمل کند.
۳) تغییرات در رهبری نظامی چین
با تثبیت قدرت شی جینپینگ و انتصاب فرماندهان وفادارتر، خطر این وجود دارد که هشدارهای حرفهای نظامی کمتر شنیده شود، تصمیمگیریها با گرایش ایدئولوژیکتری اتخاذ شود.
🔺 ۵) آیا جنگ محتمل است؟
مقاله تأکید میکند که حمله نظامی در کوتاهمدت بعید است، هزینه جنگ برای چین بسیار سنگین است، چین هنوز باور دارد که میتواند بدون جنگ پیروز شود، اما اگر تایوان به سمت استقلال رسمی حرکت کند و آمریکا به سمت شناسایی رسمی تایوان برود، آنگاه چین ممکن است نتیجه بگیرد که صبر دیگر کارساز نیست.
🔺 ۶) جمعبندی واکاوی
راهبرد چین بر سه ستون استوار است:
۱.صبر راهبردی
۲. فشار تدریجی و چندلایه و چندجانبه
۳. استفاده از شکافهای داخلی تایوان و آمریکا
📌 ولی سال ۲۰۲۸ میتواند این معادله را تغییر دهد و چین را به سمت اقدامات تهاجمیتر اما نه لزوما جنگ تمامعیار سوق دهد.
🖇️ پیوند [مقاله](https://x.com/i/status/2058041230932451610).
*@Multipolar_world* 🌍
818.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨 ستاره پرونده اپستین در مورد غنایم جنگی:🚨
📌 «ما آنقدر نفت از ونزوئلا خارج کردهایم که حدود ۲۵ برابر هزینه جنگ ( ایران ) را پرداخت کردهایم.»
🔺 واکنش پروفسور گلن دیزن:
دستکم او صادقتر از رهبران اروپایی است که هنوز برای مشروعیت بخشیدن به حمله به «دموکراسی» اشاره میکنند.
@Multipolar_world 🌍
✅ *خاویر بالاس، ستون نویس بلومبرگ :*
🔺 وال استریت پر از امید است و بر این باور است که تنگه هرمز را نمیتوان برای همیشه بست زیرا خسارت اقتصادی زیادی به بار خواهد آورد. بنابراین، دوباره باز خواهد شد.
‼️ اما اگر دوباره باز نشود چه؟
مقاله بلومبرگ استدلال میکند که اگر تنگه هرمز پس از یک جنگ احتمالی با ایران باز نشود، قیمت نفت میتواند بهسرعت به سطوح بیسابقه برسد و اقتصاد جهانی را وارد رکود کند.
بالاس نشان میدهد که هیچ مسیر جایگزین واقعی برای صادرات نفت خلیج فارس وجود ندارد و بازار جهانی انرژی بهشدت آسیبپذیر است.
🔺 اهمیت تنگه هرمز در بازار انرژی
- روزانه ۱۵ تا ۲۰ میلیون بشکه نفت از این تنگه عبور میکند (حدود ۲۰٪ تجارت جهانی نفت).
- صادرات قطر از گاز طبیعی مایع (LNG) نیز از همین مسیر انجام میشود.
- بلومبرگ تأکید میکند که هیچ نقطهٔ دیگری در جهان چنین تمرکزی از انرژی ندارد.
🔺 سناریوی مقاله: «اگر تنگه باز نشود چه میشود؟»
بلومبرگ معمولا سه سناریو را بررسی میکند:
📌الف) بستهماندن کوتاهمدت (چند روز تا یک هفته)
- قیمت نفت احتمالاً به ۱۲۰–۱۵۰ دلار میرسد.
- بازارها شوکه میشوند اما هنوز قابل مدیریت است.
- ذخایر راهبردی آمریکا و اروپا وارد عمل میشوند.
📌ب) بستهماندن میانمدت (چند هفته)
- قیمت نفت میتواند به ۲۰۰ دلار برسد.
- قیمت بنزین در آمریکا و اروپا جهش میکند.
- تورم جهانی دوباره شعلهور میشود.
- چین و هند بیشترین آسیب را میبینند چون واردکنندهٔ بزرگ نفت خلیج فارس هستند.
📌ج) بستهماندن بلندمدت (چند ماه)
این همان «کابوس» مقاله است:
- قیمت نفت ممکن است به ۳۰۰ دلار یا بیشتر برسد.
- رکود جهانی تقریباً قطعی میشود.
- زنجیرهٔ تأمین جهانی فرو میپاشد.
- کشورهای صادرکنندهٔ نفت خارج از خلیج فارس (روسیه، آمریکا، برزیل) سود میبرند اما بازار جهانی همچنان دچار کمبود شدید میشود.
🔺 چرا بازگشایی تنگه دشوار است؟
ایران میتواند با مینگذاری، موشکهای ساحلی، پهپادها و قایقهای تندرو مسیر را ناامن کند. پاکسازی مینها هفتهها زمان میبرد. هرگونه عملیات نظامی برای بازگشایی تنگه ریسک درگیری گستردهتر را افزایش میدهد. بیمه نفتکشها بهشدت گران یا غیرممکن میشود.
🔺 آیا مسیر جایگزین وجود دارد؟
بلومبرگ تأکید میکند: تقریباً نه.
- خط لوله امارات (ابوظبی–فجیره) فقط ۱.۵ میلیون بشکه ظرفیت دارد.
- خط لوله عربستان به دریای سرخ حدود ۵ میلیون بشکه ظرفیت دارد.
- مجموع اینها کمتر از نصف صادرات روزانه خلیج فارس را پوشش میدهد.
- قطر برای LNG هیچ مسیر جایگزینی ندارد.
🔺 پیامدها در عرصه جغرافیای سیاسی
آمریکا تحت فشار قرار میگیرد که مداخلهٔ نظامی کند. چین و هند بهدنبال میانجیگری فوری خواهند بود. روسیه از افزایش قیمت نفت سود عظیم میبرد. اروپا دوباره با بحران انرژی مشابه ۲۰۲۲ روبهرو میشود.
📌 نتیجهگیری مقاله
بلومبرگ هشدار میدهد که «تنگه هرمز نقطه شکست اقتصاد جهانی است.»
📌 اگر این تنگه برای مدت طولانی بسته بماند:
- قیمت نفت بهشدت افزایش مییابد،
- تورم جهانی بازمیگردد،
- رکود جهانی محتمل میشود،
- و ساختار ژئوپولیتیکی جهان دگرگون خواهد شد.
🖇️ پیوند [مقاله](https://www.bloomberg.com/opinion/articles/2026-05-23/iran-war-what-happens-to-the-oil-price-if-strait-of-hormuz-did-not-reopen?utmsource=website&utmmedium=share&utm_campaign=twitter).
*@Multipolar_world* 🌍
✅ لری جانسون، مامور بلندپایه و اسبق سازمان سیا:
📌 ترامپ اعلام کرده است که در عروسی پسرش شرکت نمیکند، چرا که کار های واجب تری در کاخ سفید دارد.
📌 چه کاری واجبتر از عروسی پسرش؟ میخواهد به امور مالیاتی اش سروسامان دهد؟
حمله دوباره به ایران؟ یا دزدیدن رائول کاسترو؟ باید دید که چه خواهد شد.
@Multipolar_world 🌍
🎙️✅ *Dmitry Polyanskiy
🎙️✅ دیمیتری پولیانسکی، نماینده سابق فدراسیون روسیه در سازمان ملل و سفیر سازمان همکاری امنیتی در اروپا*
🔺 از منظر روسیه، استفاده از سلاح هستهای در برابر اروپایی ها، دیگر یک امر هنجارشکن نیست.
📌 وزارت دفاع روسیه فهرست شرکتهای اروپایی که در حال تولید پهپاد و ادوات نظامی برای اوکراین هستند را ( مانند شرکت فولکس واگن) را منتشر کرد. و رئیسجمهور سابق، دیمیتری مدودف، آنها را اهدافی مشروع خواند.
📌 کشورهای عضو ناتو دارند به سمت درگیری مستقیم با ما پیش میروند. کشور های بالتیک بصورت فزاینده در درگیری با ما، مستقیم و غیرمستقیم مشارکت میکنند. نقش فرانسه را نباید نادیده گرفت.
📌 منابع اطلاعاتی ما خبر دادند که لاتویا دارد خاک خودش را برای پرتاب پهپاد در اختیار اوکراین قرار میدهد. این دیگر از در اختیار گذاشتن مرز هوایی نیز گذر کرده است.
📌 ما در جنگ مستقیم با ناتو قرار گرفتهایم.
📌 زبان دیپلماتیک دیگر در برخورد با اروپایی ها قاصر است. آنها هیچ علاقهای به شنیدن و حل کردن ریشه های این جنگ ندارند.
📌 تهدید اعضای ناتو ( بویژه ایالات متحده) در خصوص حمله و تصرف کالینیگراد [ بخشی از روسیه که به دریای بالتیک راه دارد و زمینی به خاک روسیه متصل نیست]، یک قمار بزرگ با جان هایشان است. اینجور اظهارات در کشور من فراموش نمیشوند.
📌 کاراگانوف، آشکارا دارد دکترین هستهای روسیه را از ضربه دوم، به ضربه اول تغییر میدهد. استفاده از سلاح هستهای ( تاکتیکال ) برای ما دیگر یک تابو نیست.
🖇️ پیوند فایل صوتی در [روبیکا](rubika.ir/Multipolar_world).
*@Multipolar_world* 🌍
📄* «China Is Squandering a Golden Opportunity»
📄 چین دارد فرصتی طلایی را بر باد میدهد.*
🖋️ _نشریه فارن افرز ، دیوید شامباو و استیو اف. جکسون_
📌 مقاله استدلال میکند که سیاستهای تهاجمی و بیثباتکننده ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوریاش یک فرصت طلایی برای چین ایجاد کرده بود تا نفوذ جهانی خود را گسترش دهد، اما پکن نتوانسته از این فرصت استفاده کند.
بهجای افزایش نفوذ چین، کشورها در سراسر جهان در حال «هجینگ» هستند—یعنی فاصله گرفتن همزمان از آمریکا و چین.
🔺 زمینه اصلی: چرا این «فرصت طلایی» ایجاد شد؟ نویسندگان توضیح میدهند که از ژانویه ۲۰۲۵، ترامپ با تهدید متحدان خود، خروج از نهادهای بینالمللی، جنگهای تعرفهای، و سیاست خارجی تهاجمی، باعث خل ژئوپولیتیکی جهانی شده است.
این خلا میتوانست بهترین فرصت برای چین باشد تا نفوذ دیپلماتیک خود را گسترش دهد، روابط اقتصادی را تعمیق کند، و جایگاه آمریکا را تضعیف کند.
📌 اما این اتفاق نیفتاده است.
🔺 چرا چین نتوانست از این فرصت استفاده کند؟
الف) دیپلماسی گسترده اما کماثر
چین: ۱۸۲ سفارت و کنسولگری دارد، دیپلماتهایش زبان کشور میزبان را میآموزند، در نهادهای بینالمللی فعال است، اما کارایی واقعی ندارد.
پکن معمولا در بحرانها نقش میانجی فعال بازی نمیکند و «فقط بیانیه صلح» میدهد.
ب) ناتوانی در ایجاد جذابیت و قدرت نرم (Soft Power) با وجود هزینه سالانه ۱۰ تا ۲۰ میلیارد دلار برای تبلیغات و رسانه، تصویر جهانی چین همچنان نامطلوب است (طبق نظرسنجی Pew). ابتکارهایی مثل «کمربند و جاده» نتایج متناقض داشتهاند و طرحهای ایدئولوژیک شی جینپینگ (GDI, GSI, GCI…) جذابیت جهانی ندارند.
ج) قدرت نظامی زیاد اما بدون توان مخابره و نشان دادن قدرت:
چین بزرگترین نیروی دریایی جهان را دارد، اما نمیتواند حتی یک تیپ را ۱۵۰۰ مایل دورتر پشتیبانی کند. فقط یک پایگاه خارجی دارد (جیبوتی).
🔸 البته مقاله پایگاه چین در امارات را از قلم انداخته است.
در مقابل، آمریکا ۷۵۰ پایگاه و ۵۱ متحد رسمی دارد.
📌 نتیجه میگیرد که چین قدرت نظامی در گستره جهانی ندارد.
د) قدرت اقتصادی عظیم اما محدود در تبدیل آن به نفوذ سیاسی
چین شریک تجاری اول ۱۲۰ کشور است، ۱.۲ تریلیون دلار مازاد تجاری دارد، ۱۳۰ شرکت در فهرست Fortune Global 500 دارد، اما این قدرت اقتصادی به نفوذ سیاسی پایدار تبدیل نمیشود.
3) بررسی منطقهای: چین کجا شکست خورد؟
📌 اروپا: فرصت از دسترفته
اروپا از سه «قدرت شکارچی» میترسد:
آمریکا (ترامپ)، روسیه، چین.
📌 چین نتوانست از نارضایتی اروپا نسبت به ترامپ استفاده کند، به دلیل نزدیکی پکن به روسیه، جاسوسی و هکهای سایبری، مازاد تجاری عظیم علیه صنعت اروپا، و محدودیت صادرات هادی های معدنی کمیاب، همگی باعث بیاعتمادی شدید اروپا شدهاند.
🌍 جنوب جهانی (Global South): فرصتهای محدود
📌 آمریکای لاتین
چین شریک تجاری بزرگ است، اما حضور اقتصادیاش حساسیتزا شده، و نفوذش با مقاومت روبهروست.
📌 آفریقا
چین ۲۰ سال است شریک اصلی تجاری آفریقاست، اما حضور گسترده کارگران چینی، پروژههای زیرساختی مرتبط با استخراج منابع، و نگرانی از «استعمار نوین»، محبوبیت چین را کاهش داده است.
🌏 آسیا: منطقهای که چین باید میبرد، اما…
📌 هند
ترامپ با تعرفهها رابطه آمریکا–هند را تضعیف کرد، اما بیاعتمادی عمیق هند به چین مانع نفوذ پکن شد.
📌 آسیای جنوبشرقی
چین شریک تجاری اول آنها است، اما سیل کالاهای چینی، رفتار دیپلماتیک سلطهجویانه، و ادعاهای دریایی در دریای چین جنوبی، باعث نگرانی شده است.
4) نتیجه کلیدی مقاله: «هجینگ» جهانی
نویسندگان میگویند که در سراسر جهان، کشورها در حال فاصله گرفتن همزمان از آمریکا و چین هستند.
📌 این یعنی رقابت آمریکا و چین بازی جمع صفر است. هر دو قدرت ممکن است همزمان نفوذ از دست بدهند. هیچکدام نمیتوانند دیگری را کاملا کنار بزنند.
🔺 مقاله نتیجه میگیرد:
📌 چین قدرت اقتصادی دارد اما نفوذ سیاسی ندارد. پکن دیپلماسی فعال دارد اما اثرگذاری کم. قدرت نظامی دارد اما توان مداخلهٔ جهانی ندارد. پکن الگوی جذاب سیاسی ارائه نمیکند. بنابراین حتی با افول نسبی آمریکا، چین نمیتواند جای آن را بگیرد.
و مهمتر از همه اینکه «چین فرصت طلایی ناشی از اشتباهات ترامپ را هدر داده است.»
🖇️ پیوند مقاله در [روبیکا](rubika.ir/Multipolar_world).
*@Multipolar_world* 🌍