eitaa logo
¹³³مُرید||¹¹⁰𝙼𝚞𝚛𝚒𝚍
1هزار دنبال‌کننده
325 عکس
450 ویدیو
4 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم💫 براین زادم و هم بر این بگذرم چنان دان که خاک پی حیدر ام🇮🇷❤️‍🩹 اینجا؟مرید به معنای کسی که با ارادت و باور از یک فرد راه یا مکتب پیروی میکنه😎 محتوا‌؟ دلی😁 کپی،بنرسازی،تبلیغات اطلاعات رو بخون👇🏻😉 https://eitaa.com/etelaut
مشاهده در ایتا
دانلود
¹³³مُرید||¹¹⁰𝙼𝚞𝚛𝚒𝚍
✨✨✨✨✨✨✨✨✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨✨✨✨✨✨ ✨✨✨ #نقطه_صفر #پارت_چهاردهم به ما راجب ...چیز صحبت می‌کرد ....
✨✨✨✨✨✨✨✨✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨✨✨✨✨✨ ✨✨✨ حامد: واییی علی می‌دونی چقدر میشه شایعه درست کرد؟ علی: اصلا فکرش رو هم نکن چه تو چه بقیه میری میگردی نمیزاری هیچ شایعه ی مسخره ای پخش بشه فهمیدی؟ اصلا این بیچاره یک ساعت نشده اومده چجوری فهمیدید با سردار فامیله ؟ حامد: یکی از بچه ها گفت علی:جلوی این رو بگیر درست نیست حامد: باشه حامد میره نفس عمیقی میکشم سردار چجوری قبول کرده شخص دیگه ای از خانواده اش دوباره وارد این کار بشه فکر نمی‌کردم بعد از پسرش دوباره این کار رو بکنه از اتاق بیرون میرم دنبال سردار می‌گردم ولی پیداش نمیکنم به ناچار خودم شروع به گشتن میکنم در این بین پچ پچ هایی هم می‌شنوم ده دقیقه میگذره بازم خبری نیست از ساختمان بیرون میرم وارد حیاط میشم پس کجا رفت؟ دستی تو موهام میکشم با دیدنشون روی چمن گوشه حیاط نفسم را بیرون میدهم جلو میرم فاطمه به پروانه روی دستم نشسته خیره شدم یه ربع بخاطر این پروانه خوشگل من اینجا نشستم دستم دیگه خشک شده پروانه سفید با طرح های طلایی خوشگل با سایه افتادن روی دستم بی حواس سرم را بلند میکنم دوتا چشم مشکی که حالا برق میزند چیزی درونم جابجا میشود سریع نگاهم رو میگیرم گلوم رو صاف میکنم فاطمه: سرگرد...چیزی شده انگار کمی عصبی بود یعنی بخاطر این بود که بهش زل زدم؟ زیر لب استغفرالله میگم سرگرد: کجا بودید؟ کلی دنبالتون گشتم فاطمه: شرمنده اومدم بیرون یکم اطراف و ببینم که دستمو بلند میکنم جوری که پروانه رو نشون بدم ادامه می‌دهم فاطمه: ایشون اومد نشست رو دستم منم یکم رفتم تو فکر با فاصله زیاد کنم می‌نشیند سرگرد:میتونم ازتون سوالی بپرسم فاطمه: بله بفرمایید سرگرد: درسته شما با سردار فامیلید؟ نویسنده: خانم طا ╭┈─────🇮🇷🌱 ╰─┈➤ @Murida 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
✨✨✨✨✨✨✨✨✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨✨✨✨✨✨ ✨✨✨ کمی جا خوردم ولی این رو میدونستم به پروانه زل زده بودم فاطمه: درسته علی: چرا قبول کردید؟ که تو این پرونده همکاری کنید میدونستید که خطرناکه فاطمه: میدونستم علی:چرا؟ فاطمه:من...یه برادر داشتم کل زندگیش رو صرف کارش کرده بود خیلی شغلش رو دوست داشت مثل شما سرگرد بود همیشه میگفت اینجا وطنشه و حاضره جونشو هزاران بار فدای این مردم و آب و خاک این سرزمین کنه من با اون بزرگ شدم اینجا کشورمه وقتی میتونم در راه خدا برای مردمم،امام زمانم،سرزمین خدمت کنم چرا نکنم سکوت برقرار شد علی: گفتید داشتید الان.... فاطمه: شهید شد تو یه عملیات سه سال پیش پروانه اروم از دستم بلند میشه شروع به پرواز میکنه با چشمانم دنبالش میکنم اروم بلند میشن منم پشتش بلند می‌شوم راهنمایی میکنن دوباره داخل ساختمون می‌رویم به محض داخل رفتن یه آقایی نفس نفس زنان میاد سمت ما که فکر کنم دایی گفت فامیلیش محمدی بود ستوان محمدی ستوان : مثل اینکه حرکتی زدن سرگرد حرکت میکنه منم پشتش وارد اتاق می‌شیم دایی و سرهنگ و چند تا دیگه از بچه ها نشستن نگاهم سمت مانیتور میره دوربین مداربسته نگاهم می‌چرخه گوشه های مانیتور و را نگاه میکنم سرگرد : چی دیدید؟ ستوان: یه شخصی با ماشین بدون پلاک جلو در ساختمون پیاده با یه کیف مشکی رفت داخل چهره اش مشخص نبود دیگه حرکتی ندیدیم سرگرد: از کجا می‌دونی مشکوک بوده ستوان: تا حالا دیده نشده پرس و جو کردیم اونجا مسئول نگهبانی هم تاحالا اونو ندیده همینطور که به حرف هاشون گوش میدم به مانیتور زل زدم اعداد تایمر جلو میرم دایی پشت من حرکت میکنه دایی: چیزی پیدا کردی ؟ فاطمه:مشکوکه... نویسنده: خانم طا ╭┈─────🇮🇷🌱 ╰─┈➤ @Murida 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
دوپارت تقدیم نگاهای قشنگتون ✨💐
https://abzarek.ir/service-p/msg/3608502 منتظر نظر های خوشگلتون هستم😁
کاری میکنید یهو ده پارت بزارم 😂😂
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و این اردیبهشت ماه چه ماهیست🙃❤️‍🩹 ╭┈─────🇮🇷🌱 ╰─┈➤ @Murida 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
¹³³مُرید||¹¹⁰𝙼𝚞𝚛𝚒𝚍
پاسدار آگاهانه انتخاب میکنن ظالمانه توهین میشنون🇮🇷
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مهم نیست چند بار بخورم زمین....💥 ╭┈─────🇮🇷🌱 ╰─┈➤ @Murida 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
¹³³مُرید||¹¹⁰𝙼𝚞𝚛𝚒𝚍
باشهداصحبت‌کنید آنها‌صدای‌شمارا‌به‌خوبی‌میشنوند وبرایتان‌دعا‌میکنند . . دوستی‌بـٰاشهدا‌دوطرفه‌س(:! - شهیدجهادمغنیه🕊