1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مهم نیست چند بار بخورم زمین....💥
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
¹³³مُرید||¹¹⁰𝙼𝚞𝚛𝚒𝚍
باشهداصحبتکنید
آنهاصدایشمارابهخوبیمیشنوند
وبرایتاندعامیکنند . .
دوستیبـٰاشهدادوطرفهس(:!
- شهیدجهادمغنیه🕊
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیرمردایی ک تو مسجد رو صندلی نماز میخونن
شبا کف میدون:
😂🇮🇷
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
شاید به ذهنتون خطور کرده باشه
این شعار
این آخرین نبرده پهلوی برمیگرده
آخرش چی میشه؟!!
جوابو سال ها پیش امام خمینی ره دادن
¹³³مُرید||¹¹⁰𝙼𝚞𝚛𝚒𝚍
شاید به ذهنتون خطور کرده باشه این شعار این آخرین نبرده پهلوی برمیگرده آخرش چی میشه؟!! جوابو سال
خب! الحمدلله پدرش که رفت
و خودش هم که رفت ،
اینها هم دیگر «برگشت ندارند»!😉
🎙امام خمینی ره ۱۳۵۸/۰۶/۲۲
¹³³مُرید||¹¹⁰𝙼𝚞𝚛𝚒𝚍
✨✨✨✨✨✨✨✨✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨✨✨✨✨✨ ✨✨✨ #نقطه_صفر #پارت_شانزدهم کمی جا خوردم ولی این رو میدونستم
✨✨✨✨✨✨✨✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨
✨✨✨✨✨✨
✨✨✨
#نقطه_صفر
#پارت_هفدهم
یه دفعه نگاه های همه سمتم میاد کمی معذب میشم
دایی: ادامه بده
جلو میرم دوباره نگاه میکنم به ساعت نگاه میکنم
فاطمه: هر دو دقیقه تصویر یه تکونی میخوره خیلی ریز
دستمو بلند میکنم به تایمز اشاره میکنم
ادامه میدهم
فاطمه: این اعداد باید پایین تر باشه
اعداد معمولا سمت چپ قرار دارن ولی این سمت راسته
نگاهی دوباره به ساعت میدازم
فاطمه: ۳۰ ثانیه
سکوت حاکم میشود تصویر یه تکون خیلی ریز میکنه
فاطمه: یه چیز دیگه هم هست الان ظهره....
حرفم تموم نمیشه که سرگرد مهدوی صحبت میکنه
سرگرد: خورشید باید وسط آسمون باشه و سایه ساختمون صاف ولی اینجا سایه کج شده انگار از نزدیک طلوع آفتاب هستش
فاطمه: درسته
سرگرد: حامد بچه ها رو تیم کن میریم سر موقعیت
سروان سرش رو تکون میده
جلو میرم پشت صندلی یکی از بچه ها سایبری
فاطمه: ببخشید میشه دوربین های اطراف ساختمون رو ببینم تو محوطه حدود ۳۰۰ متری
مرد نگاهی بهم می اندازه
برمیگرده اول دایی بعد سرگرد و سرهنگ و نگاه میکنم وقتی اجازه داده میشه از پشت صندلی بلند میشه اشاره میکنه من بشینم بدون مکث مینشینم شروع به گشتن میکنم حدود سه دقیقه میگذره
حدسم درس بوده یه ون مشکی ولی فاصله اش خیلی دوره از این فاصله ....
دایی: چیزی شده ؟
فاطمه: این که دوربین دست کاری شده مشخصه ولی برای این کار دوربینهای مخابرات یا سازمانهای بزرگ از نوع IP صنعتی با PoE هستند،
در شبکه داخلی بسته اجرا میشن، و بهصورت عادی از بیرون یا فاصله چند متری هک نمیشن مگر اشتباه پیکربندی یا نفوذ از داخل شبکه
علاوه بر اون شخصی که رفته تو ساختمون باید اشخاص دیگه هم باشند که از داخل کار رو براش راحت کردن
همه سرشون رو تکون میدن بعضی هام با تعجب منو نگاه میکنن
در باز میشه
نویسنده: خانم طا
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
✨✨✨✨✨✨✨✨✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨
✨✨✨✨✨
✨✨✨
#نقطه_صفر
#پارت_هجدهم
سروان: بچه ها آماده اند
سرگرد مهدوی برمیگرده سمت دایی و سرهنگ احترام نظامی میزاره و میره
سمت دایی میرم
فاطمه: منم میخوام برم
دایی اخم میکنه
دایی: نمیشه خطرناکه امروز هم روز اوله نیازی نیست خودت بری
فاطمه: باید برم ببینم چجوری وارد شبکه شدن
دایی: نمیشه
فاطمه: دایی جلوم و نگیر تا اینجا اومدم بزار تمام تلاشم رو بکنم
دایی نفسش رو بیرون میده
دایی: خودمم میام
با دایی حرکت میکنیم وسایلم را برمیدارم سوار ماشین میشیم شروع به ورق زدن میکنم
مطمئنم یه جا نوشتم
بیشتر میگردم خط به خط رو بادقت میگردم
بلاخره پیدا میکنم ماشین می ایسته
پیاده میشم سرگرد با دیدن ما با تعجب سمت دایی میاد
سرگرد:سردار؟ چرا اومدید اینجا خطرناکه ...
دایی سر تکون میده به من اشاره میکنه قبل از اینکه دایی حرفی بزنه
فاطمه: میخوام برم داخل
انگار تعجب کرده بود
سرگرد:نمیشه خانم حسینی نمیدونیم داخل چه خبره و چند نفر اند
دفتر رو سمتش میگیرم
فاطمه: ببنید هک کردن دوربین نشون میده حرفه ای ان اگر در نظر بگیریم یه نفر وارد ساختمون شده دست پیدا کنه سیستم و مخابرات دیگه تمومه باید بزارید من برم داخل
نفسش را بیرون میده نگاهی به دایی میکنه
سرگرد: پس پشت من بیاید
سرم رو تکون میدم میام حرکت کنم دایی دستم رو میگیره
دایی: فاطمه مراقب خودت باش
لبخندی میزنم
فاطمه : مواظبم دایی نگران نباش
سرگرد با تیم هماهنگ میکنه اروم وارد میشن منم پشتشون وارد میشم معمولا یه اتاق سیستم وجود داره یکی از خانم ها همراه من میاد همراه خود سرگرد
نویسنده: خانم طا
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷