eitaa logo
¹³³مُرید||¹¹⁰𝙼𝚞𝚛𝚒𝚍
1هزار دنبال‌کننده
325 عکس
450 ویدیو
4 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم💫 براین زادم و هم بر این بگذرم چنان دان که خاک پی حیدر ام🇮🇷❤️‍🩹 اینجا؟مرید به معنای کسی که با ارادت و باور از یک فرد راه یا مکتب پیروی میکنه😎 محتوا‌؟ دلی😁 کپی،بنرسازی،تبلیغات اطلاعات رو بخون👇🏻😉 https://eitaa.com/etelaut
مشاهده در ایتا
دانلود
. مادرحال‌حاضر ؛ نه‌اصلاح‌طلبیم ، نه‌اصولگرا . . ماعلی‌الاصول‌گراهستیم ! .
💠 وضو با بدن خیس 💬پرسش اگر اعضای وضو خیس باشد وضو صحیح است؟ ✅پاسخ مانعی ندارد البته جای مسح در سر و پا باید خشک باشد یا به قدری‌تر نباشد که رطوبت دست بر آن اثر نکند.
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تفاوت رو ببینیم بشناسیم آدم های خودتحقیر رو... ╭┈─────🇮🇷🌱 ╰─┈➤ @Murida 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
✨ حکمت دوم: عوامل ذلت و خواری وقال عليه السلام أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنْ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ وَرَضِيَ بالذُّلُ مَنْ كَشَفَ عَنْ ضُرْهِ، وَهَانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمْرَ عَلَيْهَا لِسَانَهُ امام (عليه السلام) فرمود: هر کس طمع پیشه کند خود را حقیر کرده و کسی که ناراحتی هایش را نزد این و آن بدون هیچ فایده ای فاش کند به ذلت خویش راضی شده و آن کس که زبانش را بر خود امیر کند شخصیتش حقیر خواهد شد.
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آرامش💆🏻‍♀✨ ╭┈─────🇮🇷🌱 ╰─┈➤ @Murida 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
¹³³مُرید||¹¹⁰𝙼𝚞𝚛𝚒𝚍
تو مهم بود بمانی ، که نماندی رفتی ؛ جان که باید برود ، سفت به من چسبیده . .
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همه رفتن....💔 ╭┈─────🇮🇷🌱 ╰─┈➤ @Murida 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
-امام حسن (علیه السلام): عَلَیکم بِالفِکرِ، فَإنَّهُ حَیاةُ قَلبِ البَصیرِ و مَفاتیحُ أبوابِ الحِکمَة. بر شما باد به تفکّر، که تفکّر مایه حیات قلب شخص بصیر و کلید درِ حکمت است.🧠 إعلام الدین، ص ۲۹۷🖋
¹³³مُرید||¹¹⁰𝙼𝚞𝚛𝚒𝚍
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🌷🌷🌷🌷 🌷🌷 🌷 #همیشه_اینگونه_نیست #قسمت_دوم _ببینم چی گرفتی هنر
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🌷🌷🌷🌷 🌷🌷 🌷 _خدایا...اگه من سرراهی ام بهم بگو خودم بفهمم بهتره با این حرفش همه میزنیم زیر خنده مامان دستشو میگیره _بیا دخترم،اونو ولش کن دختر به این خوشگلی میخوان از کجا بیاریم هدی هم انگار خیلی ببخشیدا به خر تیتاب دادن خودشو میچسبونه به مامان حالا نفس هام اروم شده و ضربان قلبم به حالت عادی برگشته خودمو تو بغل خاله جا میدم +خاله جونمم میبینی؟ اینا با من چجوری رفتار میکنن خاله خنده ای میکنه _اخه از دست شماها من چیکار کنم هدی چشم غره ای به من میره خنده ای میکنم نگاهی به ساعت میکنم +خب من دیگه میرم مامان نگاهم میکنه _کجا؟ +با معصومه میخوام برم بیرون برای کلاس فردا کار باید تحویل استاد بدم _ باشه..مراقب خودت باش +چشم از بقیه خداحافظی میکنم دوربین رو برداشتم چادرم رو سر کردم از خونه بیرون زدم هوای بهار و بوی شکوفه های بهارنارنج نفس عمیقی میکشم این هوا رو تو ریه هام میفرستم لبخندی رو لبم میاد. . . . 《هادی》 خسته کلید میندازم در رو باز میکنم خونه خالیه خالیه احتمالا مامان اینا رفتن خونه خاله روی مبل دراز میکشم ساعدم رو روی چشمام میزارم چشمام گرم خواب میشه که در باز میشه صدای خنده هدی شنیده میشه _خب حالا خاله چی گفت؟ مامان همینجوری که در رو میبست جوابش رو میده _هیچی گفت وقتی برگرده بهش میگه در باز میشه برق روشن میشه نمایان شدن من با جیغ خفیف هدی همراه میشه _واییییی خدا دستمو از رو ساعدم برمیدارم نور چشمم رو اذیت میکنه اخم ریزی میکنم ادامه دارد... نویسنده:خانم طا ╭┈─────🇮🇷🌱 ╰─┈➤ @Murida 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷