¹³³مُرید||¹¹⁰𝙼𝚞𝚛𝚒𝚍
شمانمایندههمهبچهحزباللهیها،
تومدارسهستید
نذاریدبگنهرچیتنبلهرفتهمذهبیشده!
کسانےکه به نامِ آزادی،
ولنگاری را درجامعه ترویج مےکنند؛
آزاد نیستند!اینهااسیر دست بسته ی
فرهنگ غربی اند!!
❤️🍃-رهبر شهید
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زمان با کسی که دوسش داری زود میگذره :)))❤️🩹🚶♀️
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
|`مومـنبـودنجسـارتمیخواد
اینکهوسطیـهعدهبـینمـاز؛نمازبخونے◐ اینکهوسطیهعـدهبیحجاب؛حجابداشتهباشے اینکهحد و حدودنامحـرم و محرم؛رورعایتڪنے
اینکهباافتخارچادرمشکیبپوشی؛✿ اینکهبهجایآھنگ؛قرآنگوشمیدی
بهخودتافتخارکن+بهمومنبودنت...'!
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایندفعه ما قراره با اشک براتون بخونیم:
اللهم أنا لا نعلم منه الاخيرا...💔
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
#نهجالبلاغه✨
حکمت سوم:در نکوهش بخل و ترس
وَ قَالَ عَلَيهِ السِّلَامُ
الْبُخْلُ عَارٌ، وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ، وَ الْفَقْرُ يُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ، وَ الْمُقِلُّ غَرِيبٌ فِي بَلْدَتِهِ.
امام (عليه السلام) فرمود:
بخل ننگ است و ترس مايه نقصان، فقر، شخص زيرک را از بيان دليلش گنگ مى سازد و آن کس که فقير و تنگدست است حتى در شهر خود غريب است.
¹³³مُرید||¹¹⁰𝙼𝚞𝚛𝚒𝚍
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🌷🌷🌷🌷 🌷🌷 🌷 #همیشه_اینگونه_نیست #قسمت_چهارم بلند میشم +سلام م
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷
🌷🌷
🌷
#همیشه_اینگونه_نیست
#قسمت_پنجم
مامان با ارامش وارد اشپز خونه میشه
_چی باید بگه حقیقت رو میگه ديگه
نگاهی میندازم
+اخه مادرجان قربونت برم شما نباید به من بگی داری میری خواستگاری؟
مامان نگاهی بهم میکنه
_اگه بهت گفته بودم قبول میکردی؟
+یعنی چی قبول میکردم مامان من نباید بدونم
_حالا فعلا که رفتم ریحانه ام که هنوز جوابی نداده
+مامان زشته من با داداشش رفیقم
_چه ربطی داره ما خانوادگی خیلی ساله تو رفت و آمدیم کلی هم از هم شناخت داریم بعدشم کی بهتر از ریحانه
+آخه...
_اخه نداره اگه پای کس دیگه ای وسطه بگو
با تعجب نگاش میکنم
+پای کی اخه مادر
من همچین آدمی ام؟
_نه
+خب دیگه...
_حالا با من بحث نکن بده یه دختر برات انتخاب کردم ماه همیشه دلم میخواست عروسم باشه
+من چی بگم به شما
سرم رو تکون میدم از پله ها بالا میرم از خستگی مغزم دیگه کار نمیکنه رو تخت دراز میکشم به سقف خیره میشم اخه ازدواج؟ نفسم رو بیرون میدم بلند میشم روی تخت میشینم
کدوم ازدواج دیدی دختره اصلا نخواست به تو جواب مثبت بده
دستی به صورتم میکشم
خدایا خودت کمک کن این چه مخمصه ایه من توش گیر کردم
چشمام کم کم گرم خواب شد خسته از یه روز کاری بلاخره تونستم چشم روهم بزارم
صدای زنگ گوشی باعث شد چشمام رو باز کنم
نگاهی به ساعت میکنم بلند میشم کش و قوسی به بدنم میدم از اتاق میزنم بیرون
اب سرد میخوره به صورتم خوابم رو میپرونه
وضو میگیرم سجاده ام رو پهن میکنم
آرامش موج میزنه
ادامه دارد...
نویسنده:خانم طا
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷