ماقراربوددیدارتکنیم ؛
ولیهیچوقتفکرنمیکردیمکهایندیدار ،
بهجایبیترهبریتویتهران... تشیع ات باشد💔
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷
🌷🌷
🌷
#همیشه_اینگونه_نیست
#قسمت_هفدهم
نفسم رو بیرون میدم
+هیچی..
_حالا ما غریبه شدیم ؟
+نه بابا جان این چه حرفیه
_پس بگو بدونم چی شده؟ تو کارت مشکل پیش اومده؟
+نه... مامان راجب این چیز... این
_خواستگاری،اره باهام صحبت کرد
مکثی میکنه دوباره ادامه میده
_چی شده راضی نیستی؟
+نه...بحث اون نیست
منتظر نگاهم میکنه
+بر فرض مثال که دختر عمو حمید با این ازدواج موافقت کنه...
من شک دارم
_به ریحانه؟
+نه نه به خودم...شما نگاه کن من هنوز خونه ندارم کارمم کار آسونی نیست،حقوقم بزور جواب خودم رو میده چجوری با این وضعیت ازدواج کنم؟
با خنده ارومی میکنه
_نگران نباش پسرجون
همه الان از شرایط اقتصادی خبر دارن حمید رو که میشناسی از اونایی نیست که سخت بگیره
+ولی
_میفهمم چی میگی حق هم داری هرکس دیگه ام بود برای این مسئولیت که روی دوش هاش میوفته نگران میشه
مکثی میکنه بعد اروم ادامه میده
_امام علی علیه السلام وقتی با خانم فاطمه زهرا سلام الله ازدواج میکرد به زبون امروزی چیزی زیادی نداشت داشت؟نه ولی زندگیشون رو شروع کردن
روزی دهنده خداست...توکل کن به خودش
امام صادق
علیه السلام فرموده هر کس از ترس فقر ازدواج نکند نسبت به لطف خداوند بدگمان شده است. چرا که خداوند میفرماید: اگر آنان فقیر باشند خداوند از فضل و کرم خود بی نیازشان میکند
حرفی نمیزنم احتمالا حرفی ندارم که بزنم چون حق با باباست تو فکر فرو میرم بابا اروم بلند میشه برمیگرده داخل منو تنها میزاره
نفسم رو بیرون میدم به کلید توی دستم خیره میشم
ادامه دارد...
نویسنده:خانم طا
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷
🌷🌷
🌷
#همیشه_اینگونه_نیست
#قسمت_هجدهم
بعد از چند دقیقه برمیگردم داخل دوش میگیرم
لباسم را عوض میکنم روی تخت مینشینم به زمین خیره میشم که در یهو باز میشه
با تعجب نگاهم رو میارم بالا هدی با یه دست کت شلوار میاد داخل
_سلام...
همین؟ جواب میدم
+علیک سلام یه وقت در نزنی گناهه
_خب حالا چی داری مگه
+یعنی چی چی دارم ادم قبل از ورود به اتاق در میزنه ادب اینجوری حکم میکنه
_چشمم ببخشید برادر
سرم رو تکون میدم
+افرین خواهر
لب هام رو بهم فشار میدم تا جدیت رو حفظ کنم هدی سمت در کمد میره کت شلوار رو اونجا آویزون میکنه
+این برای چیه؟
_مامان داده گفت فردا شب اینو بپوش
نگاهی به لباس میکنم اتو کشیده و تمیز سرم رو تکون میدم حرفی نمیزنم دوباره به زمین خیره میشم هدی میاد کنارم میشینه
_چیزی شده؟
+نه
_مطمئنی؟
+اره
دستشو میزاره روی دوشم حالتش عوض میشه انگار دیگه جدی شده
_عاشق شدی؟
نگاهم رو بلند میکنم با تعجب نگاش میکنم
+چی چی؟
_عاشق بابا عاشق
+نه بابا چی میگی من اصلا وقت دارم
دست دیگه اش رو میزاره زیر چونه اش یکم فکر میکنه
_راست میگی
بالاخره خنده ارومی میکنم اروم ادامه میده
_میترسی؟
لبخندم کمی محو میشه
+نه ترس چیه
چشماش رو ریز میکنه
_خب حالا اقای قوی ترسیدن که بد نیست منم جات بودم میترسیدم
ادامه دارد...
نویسنده:خانم طا
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عجیبه!؟
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
#نهجالبلاغه✨
حکمت ششم: خود بيني و سود صدقه
وَ قَالَ عَلَيهِ السِّلَامُ
صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ، وَ الْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ، وَ الإِحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُيُوبِ
امام (عليه السلام) فرمود:
سينه عاقل گنجينه اسرار اوست، خوش رويى و بشاشت، دام محبت است و تحمل ناراحتى ها گور عيب هاست.
مرحوم سيّد رضى به دنبال اين سه جمله حکمت آميز اضافه مى کند که در روايت ديگرى از امام (عليه السلام) تعبير ديگرى دراين باره ديده مى شود، مى فرمايد: «مسالمت جويى وسيله پوشاندن عيب هاست و آن کس که از خود راضى باشد افراد خشمگين از او بسيار خواهند بود»؛ (وَ رُوِيَ أَنَّهُ قَالَ فِي الْعِبَارَةِ عَنْ هَذَا الْمَعْنَى أَيْضاً: الْمَسْأَلَةُ خِبَاءُ الْعُيُوبِ، وَ مَنْ رَضِيَ عَنْ نَفْسِهِ کَثُرَ السَّاخِطُ عَلَيْهِ).
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
__
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
ولایت، بیهزینه نیست.
امیرالمؤمنین فرمود:
«شیعیان ما با شادی ما شاد و با غم ما غمگیناند و جان و مالشان را در راه ما میدهند.»
امالی شیخ مفید، ص۳۳
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماجرای گلیمهای آبی بیت رهبری بالاخره معلوم شد!
مراقب همه بود
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
985.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هزینه مراسمات از پول بیت المال شماست؟!
#سطلی_فاقد_مغز
#شاید_آگاهی
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷