3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امیدوام....
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سکوت____
#حجاب_استایل
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
با کمال احترام
.
وقتیلبنانبهخاطرایران ،
واردجنگشد . .
شماداشتیدبامینابجوکمیساختید ؛
هموطنماهرکسهست ،
شمانیستید...
16.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کُلُّ یَوْمٍ عَاشُورَا | imam khamenei
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
▫️امام صادق علیه السلام:
مَا مِنْ عَيْنٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ وَ لَا عَبْرَةٍ مِنْ عَيْنٍ بَكَتْ وَ دَمَعَتْ عَلَيْهِ وَ مَا مِنْ بَاكٍ يَبْكِيهِ
إِلَّا وَ قَدْ وَصَلَ فَاطِمَةَ وَ أَسْعَدَهَا عَلَيْهِ وَ وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ وَ أَدَّى حَقَّنَا...
💬 هیچ چشمی و هیچ اشکی پیش خدا محبوبتر از چشمی نیست که بر حسین علیهالسلام گریه کند.
هرکس بر او گریه کند حضرت فاطمه سلام الله علیها را خشنود کرده و حضرتش را یاری کرده است.
همچنین به پیامبر صلیالله علیه وآله نیکی کرده و حقّ ما اهلبیت را ادا نموده است...
📚 کامل الزیارات باب۲۶، حدیث۶.
¹³³مُرید||¹¹⁰𝙼𝚞𝚛𝚒𝚍
اميرالمؤمنين (علیهالسلام) فرمودند:
عاقبت بینمازی، گرفتاری دوزخ است.
بحار الانوار، ج۸۲، ص۲۲
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷
🌷🌷
🌷
#همیشه_اینگونه_نیست
#قسمت_بیست_و_یکم
سرم را تکون میدهم خواستگاری ماهم بهونه ای شد ما اقا رو ببینیم.
مامان بیرون میره منم شروع میکنم به جمع جور کردن اتاقم بعد از حدود یک ساعت و نیم بلاخره تمومش میکنم دستم رو با علامت پیروزی بلند میکنم
+تمومش کردمم
نفسم رو بیرون میدم روی تخت میشینم تلفنم را برمیدارم تماس بی پاسخ از معصومه دستمو روی اسمش میکشم تماس برقرار میشه بعد از چندتا بوق جواب میده
_چرا گوشیت رو جواب نمیدی
+علیک سلام
سکوت برقرار میشه صداش رو صاف میکنه
_سلام چرا گوشیت رو جواب نمیدی
+افرین از اول همین رو میگفتی سلام سلامتی میاره
نفسش رو بیرون میده پشت خط
_جوابم رو میدی
+داشتم اتاقم و مرتب میکردم چرا حالا عصبی میشی
_برای اینکه نگرانم میکنی
چشمام گرد میشه
+نگران چی اخه
_این از رفتارت تو دانشگاه این از جواب ندادن
مکثی میکنه
_چی شده ریحانه؟ چرا به من نمیگی؟
نفسم رو بیرون میدم روی تخت دراز میکشم
+هنوز هیچی مشخص نیست میخواستم وقتی اوضاع بهتر شد بهت بگم
_چی شده؟
اروم جواب میدم
+داره برام خواستگار میاد
سکوت حاکم میشه کمی طولانی بعد یهو صدای خنده اش بلند میشه
_همین؟ برای خواستگار انقدر بهم ریختی؟
+همینه همین هم نیست
مکثی میکنم
+خواستگارم... اقای حاجی زاده است
دوباره سکوت حاکم میشه میتونم حس کنم اونور خط داره فکر میکنه
_خب مشکل ایشون چیه مگه؟ خانواده ها که آشنان
خیلی ساله همدیگه رو میشناسن
+دقیقا مشکل همینه خانواده ها اشنان و من میترسم اگر یه موقع خواستم جواب منفی بدم نتونم
ادامه دارد...
نویسنده:خانم طا
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷
🌷🌷
🌷
#همیشه_اینگونه_نیست
#قسمت_بیست_و_دوم
_یعنی چی
+خانواده ما سال هاست باهم دیگه رفت و آمد داره ایشون هم با برادر بزرگ بنده رفیقه یه لحظه خودتو بزار جای من اگه جواب منفی بدم چه فضایی به هردو خانواده حاکم میشه؟ بماند مامانم خیلی به ایشون علاقه داره
منتظر میمونه حرفم تموم بشه لحنش جدی میشه
_ریحانه..گوش کن کسی که قراره با ایشون زندگی کنه تویی نه دیگران چیزی که براش نگرانی طبیعیه هرکس دیگه ای بود نگران میشد ولی بحث یک عمر زندگیه
+میدونم...اینا رو میدونم
_خداروشکر فکر کن یه خواستگاری معمولیه شرایط رو بسنج ببین میتونی یانه
+باشه
_افرین توکلت به خدا باشه دختر تنها شدی بشین باهاش خلوت کن کی بهتر از اون بالایی
لبخندی میزنم
+چشم فهمیدم
_حالا خواستگاریت چه روزیه؟
+فردا شب
_خسته نباشی وایمیستادی بعد از جلسه بهم میگفتی
خنده ای میکنم
+شرمنده ذهنم خیلی درگیر بود حالا تو چرا زنگ زده بودی
_خوب شد یادآوری کردی کلاس فردا لغو شد استاد پیام گذاشته بود منم دیدم هنوز ندیدی گفتم بهت خبر بدم
+عههه خداروشکر هنوز کار ادیت رو تموم نکرده بودم
خنده ای میکنه
_از دست تو من برم کاری نداری؟
+نه قربونت
_زیاد فکر نکن.یاعلی
+چشم علی یارت
تلفن رو قطع میکنم کمی روی تخت میمونم در اخر بلند میشم تا به مامان کمک کنم
از درست کردن شام و جمع جور کردن خونه که البته مثل همیشه اقا مجتبی لم دادن ما باید جمع و جور کنیم فرصت یه دوش سریع پیدا میکنم
به محض بیرون اومدن از در اتاق زنگ به صدا در میاد قبل از اینکه مجبتی حرکت کنه مثل فرفره سمت در میدوم در رو باز میکنم
ادامه دارد...
نویسنده:خانم طا
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷