eitaa logo
¹³³مُرید||¹¹⁰𝙼𝚞𝚛𝚒𝚍
1هزار دنبال‌کننده
330 عکس
454 ویدیو
4 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم☁️☘️ «بر این زادم و بر این بگذرم؛ بدان که خاکِ پایِ حیدرم.»🤍 مرید: یعنی ره‌سپرده‌ی مکتب امیرالمؤمنین(ع) محتوا؛ از دل، برای دل ✦ کپی | تبلیغات | بنرسازی ⤵️ https://eitaa.com/etelaut
مشاهده در ایتا
دانلود
علاوه‌ بر آقایون خمینی و خامنه‌ای‌ سیدحسن هم جوون‌ شد😁
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ورودی حرم‌ خودش یه روضه‌ی جداست🥲 ╭┈─────🇮🇷🌱 ╰─┈➤ @Murida 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرد بود رهبرم🇮🇷❤️‍🔥 ╭┈─────🇮🇷🌱 ╰─┈➤ @Murida 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آماده شدن ارتش آمریکا برای جنگ با ایران 😂😂😂😂 🔹واکنش نیروهای ایرانی، ای جااااان💪💪 ╭┈─────🇮🇷🌱 ╰─┈➤ @Murida 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
. یه‌جوری‌میگن : جانفداهاتونو‌بفرستید‌جنوب . . از‌جنوب‌محافظت‌کنن ؛ انگار‌تا‌الان ، گارد‌سس‌خرسی‌شون‌کشورو‌سرپا‌نگه‌داشته 🗿 !
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
+خیلی جاها خدا دستمون‌ رو سفت‌ گرفت ولی ما نفهمیدیم...🙂 ╭┈─────🇮🇷🌱 ╰─┈➤ @Murida 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
نزدیکی‌بیمارستانی ، توی‌اهواز . . هدف‌قرار‌داده‌شده ؛ حالا‌بیمارا‌کیان؟ کودکان‌سرطانی !💔
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🌷🌷🌷🌷 🌷🌷 🌷 مامان با دیدن من سرش رو بلند میکنه لبخندی میزنه -علیک سلام نگاهش مستقیم سمت دست چپم میره لبخند از صورتش پر میکشد اروم سمتم میاد سرتاپام رو با نگاهش میگذرونه قبل از اینکه حرفی بزنه خودم شروع میکنم +هیچی نیست اصلا نگران نباش هیچی نشده سطحیه از نگاهش مشخصه اصلا حرفم رو باور نکرده دوباره میخوام حرف بزنم که پیش دستی میکنه _بیمارستان رفتی؟ نگاهم رو میگیرم _هادی.بیمارستان رفتی؟ یکم مکث میکنم +نیازی نبود یکی از بچه ها پانسمان کرد اخمی رو چهره اش میاد _میریم بیمارستان +مامان نیازی نیست یه نگاهی بهم میکنه که باعث میشه دیگه حرفی نزنم برمیگردم با هدی که داره چادرش رو مرتب میکنه باتعجب نگاهش میکنم +تو کی آماده شدی _به سرعت،بریم؟ در حالت معمولی سه ساعت طول میکشه این بار به سرعت مامان از کنار ما رد میشه +مادر من اخه الان؟ بیمارستان شلوغه میخوای بریم کجا؟ _ من تا مطمئن نشم دلم اروم نمیشه تو همیشه میگی سطحیه سریع لباسش رو میپوشه از اتاق میاد بیرون گوشیش رو برمیداره قبل از اینکه کاری کنه گوشی رو ازش میگیرم +میخوای زنگ بزنی به بابا... مزاحمش نشو خودمون میریم _نمیشه تو رانندگی کنی +‌برگشتنی خودم رانندگی کردم میتونم یه چند لحظه نگاهم میکنه دیگه بحث نمیکنه سوییچ رو برمیدارم +ولی من همچنان میگم نیازی نیست مامان همونطور که کفشش رو میپوشه جواب میده _بنظرم من نیازه هدی دست به کمر توی حیاط ایستاده به ما نگاه میکنه _بیایید دیگه چقدر کُندید ادامه دارد... نویسنده:خانم طا ╭┈─────🇮🇷🌱 ╰─┈➤ @Murida 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷