اونجا که نجیب محفوظ میگه:
چون بیش از حد صبوری، گمان کردند که هیچ چیز را احساس نمیکنی:)
جدی من نیاز دارم یکی پیدا شه که نجاتم بده، نمیدونم از کجا و چه وضعیتی، فقط نجاتم بده چون خودم دیگه نمیتونم.
کاش این کلمه ببخشید از دهنم بیفته چرا از اسانسور میخوای بری بیرون به افراد داخل اسانسور میگی ببخشید
ببخشید چی؟ عقب مونده.