مایک وایکینگ میگه:«هوگا بیشتر از اینکه راجع به اشیا باشه درباره حال و هوا و تجربهست.دربارهی بودن با آدمهایی که دوستشون داریم. احساس گرما و آرامشی از جنس خونه. احساس امنیت، اینکه در برابر زمین و زمان در امانیم و میتونیم سپرمون رو در برابر حوادث کنار بذاریم. ممکنه شما از یه مکالمه تموم نشدنی درباره مسائل ریز و درشت زندگی لذت ببرین؛ یا نه، از همنشینی با دیگران بدون اینکه کلامی رد و بدل بشه احساس آرامش کنین؛ یا خیلی ساده نوشیدن یه فنجون چای وقتی تنها هستین بهتون مزه بده. »
هوگا برای هر کسی معنی مختلف و زیادی داره.
بعد از ظهر یه روز تابستونی،توی خونه تنهایی و تارت لیمو درست کردی و حالا اون رو گذاشتی داخل فر. نشستی جلوی فر،گربهت رو ناز میکنی و منتظری تا تارتت بپزه. در همین حین،نور غروب خورشید افتاده توی خونه؛ روی تو،روی گربه،روی زمین،روی فر و روی همه جا نور آفتاب افتاده.
این برای من هوگاست🥧.