پرسیده بودین، هنوز چادریام؟ و وقتی ذهنن ارور میده چیکار میکنم؟
بله همچنان چادریهم و برش نداشتم و تصمیم ندارم که کلا هم برشدارم. اما خب، این ارور طبیعیه و اون وقتهایی که میاد بهش اجازه میدم همه غرهاش رو بزنه..
یه چیزی رو درباره حجاب پذیرفتم که، تیپ نیست. خیلی وقتها یادم میرهها، واقعا یادم میره و به خودم میام میگم وا، چته حانیه؟ منظورم این نیست که محجبه ها نباید خوشگل بپوشن و خوشتیپ رفت و آمد کنن اما، مفهوم حجاب داشتن اینه که شما تو چشم نباشی، که شما جلب توجه نکنی و یه سری چهارچوبهارو رعایت کنی. درباره خودم به این نتیجه رسیدم که اگر تصمیم بگیرم چادرم رو کنار بزارم، کمکم همش رو کنار خواهم گذاشت چون تا اینجا چادری بودن من رو از این جلب توجهه حفظ کرده. من یه آدم اینطوریم، آدمی که گاهی حسرت میخوره چرا نمیتون۶ مثل بقیه محجبهها تیپهای خوشگل بزنه، برای همین میدونم اگر چادری روی سرم نباشه، من به شخصه، هی کمکم از دست میرم.
اما اگر بخوام خیلی شخصیش نکنم، چادر یه میراثه، یه حرفه : )
محجبههای تویِ خیابون، دستشون درد نکنه و قطعا جهاد میکنن، اما حرفی پشت لباس پوشیدنشون نیست، چادر پیام داره و من ترجیح دادم به جای اینکه یه زن مسلمانِ خوشگلِ خوشپوش باشم که مردم با دیدنش میگن بهبه به محجبهها (که اینم چیز بدی نیست) زنِ مسلمانی باشم که حتی وجود داشتنش و لباس پوشیدنشهم پیام داره و حرف میزنه : )
و خب، این حرفها درست نیست که در آینده چادریای وجود نداره، پس ماهم چادری نباشیم دیگه : )))
اولا، یه زمانی یاران امانحسین ۷۲ نفر بودن ولی الان؟ شاید حتی مثال درستی نزده باشم اما میخوام بگم که معادلاتِ خدا دو دوتا چهارتا نیست که چون الان همچین جوی در جامعه هست، قراره ادامه پیدا کنه.. نه! این جو رو ما خودمون میشکنیم، با حضور داشتن. و اتفاقا وقتی کمتریم ولی پایِ عقیدمون میمونیم، انگار حرفهای بیشتریهم برای گفتن داریم و این یکی از همون پیامهاییه که چادر داره.
و دوم اینکه، نسبت به سالهای گذشته، شما خیلی بیشتر خانمهایِ چادری در خیابون میبینی، چون انگار چادر از پوششِ زنانِ خانهدار و خانهنشین به نوعی تبدیل شده به پوشش زن مسلمانِ انقلابیِ کنشگر، که دیگه اونقدرها نمیشه بهش گفت از رویِ عادت داری چادر سرت میکنی. خب این خیلی خوبهههه، چرا دیدگاهتون اینطوری و اینقدر سیاهه؟ : )
هدایت شده از خاب که چی؟
شاید جنگ بشه، نمیخوای بگی دوستم داری؟
یاسهاسبزخواهندشد ؛
روزِ پنجم چلهٔ دعایِ عهد.
روزِ ششم چلهٔ دعایِ عهد.
هدایت شده از ولان!
ولنتاین؟استغفرالله منو دوستام منتظر ماه رمضونیم.
از دردِ عزیزام بیشتر از هرکسی دردم میاد. حتی درد خودم. خدایا میشه درد عزیزام رو ازشون بگیری بدی به من؟
یاسهاسبزخواهندشد ؛
-حانیه-
یهویی وایساد جلویِ ویترین شیرینی فروشی، با دست نشونش داد. گفت: این شکل توعه.