eitaa logo
یاس‌ها‌سبز‌خواهند‌شد ؛
3.2هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
681 ویدیو
10 فایل
هوالمعشوق؛ • و ما به زودی سبز خواهیم شد عزیزم، زیر سایه یک چنار. آن زمان که گنجشک‌ها رسیده باشند به مقصد و نامه‌هایِ من به دست‌ِ تو. وقتی بخوانیشان، آنگاه سبزخواهیم شد. • ده روز مانده به پایانِ تابستانِ چهارصد
مشاهده در ایتا
دانلود
میشه منم امشب دعا؟:)
هدایت شده از سبز جاندار"
-ایران خانوم-
- سلام خوش اومدین، کیف نداشتین؟ + چرا چرا.. جامدادی رو می‌بینه، می‌گردتش* - کاتر... + میشه بندازمش تو باغچه برم؟
- چی دارین شما؟ × مااا خب اینجا، شیر عسل داریم و چایی.. - همیننن؟ شیر عسل و چااااایی؟ × :) - برای فردا من میخوام کوفته تبریزی سفارش بدم × چشم :)
هدایت شده از بایگانی.🇮🇷
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ
اگر همین الان نخوابم روز قدسو از دست میدم، کاش بخوابم.
پریشب یه آقای شعار مورد علاقم رو داشت تو میدون انقلاب با صدای بسیار بلندی داد میزد: می‌جنگیم، می‌کُشیم، ذلت نمی‌پذیریم. برادر هیچ نسبتی با مفهوم شهادت نداشت : )
[ تهران/ نمازِ جمعه روز قدسِ چهارصدوچهار ] کنار این خیابان‌ها، دقیقا جایی که مردم راه می‌روند و از میهن‌شان دم می‌زنند، اهرمن، همین مردمِ میهن دوست را هدف قرار داده‌است. من فقط توانستم کمی بلند قدی کنم و سرچرخاندم تا بتوانم ردِ دود را ببینم، اما عده ای نزدیک تر بودند و سمت محل حادثه روانه شدند. فکر می‌کنم این‌ها نه نظامی‌اند و نه سپاهی. و دیگر این‌ها ثابت کردنی نیست، چشم گشودن میخواهد و دلِ بیدار، همین. اینجا مملو از مردم‌ است که تنها سلاحشان پرچم و الله‌اکبر است. و چه درست می‌گفت امام، این الله‌اکبر پوتک می‌شود بر سر دشمن، که حتی همین را هم نمی‌توانند تحمل کنند. می‌خواهند هر گلویی که الله‌اکبر می‌گوید و سلطنت فراعنه را زیر سوال می‌برد، خفه کنند. پس شاید ماهم نظامی باشیم، لشگری باشیم پیشِ روی کفر، اما فقط با الله‌اکبر. چه کسی کجایِ دنیا باور میکند که فقط یک شعار بتواند دشمن را متلاشی کند؟ قبلا باور نمی‌کردند، اما اکنون، ما با صدایمان معادلاتِ جهان را بهم زده‌ایم. حال هرکس سویِ ما نگاه کند، دستِ نورانی خدارا پُشتِ سر ما در این لشگر خواهد دید. چندی بعد از شنیدنِ صدای انفجار، پرچمی بالا می‌رود، آغشته به خون، به خون که؟ یک مادر.. لطیف ترین موجودِ زمین. صدایِ الله‌اکبر یک ثانیه هم قطع و یا حتی کم نمی‌شود و حضورِ مردم هم. دلم می‌خواهد این صحنه ها و این روز‌ها را برای تک‌تک مردم دنیا فریاد بزنم اما چه می‌شود کرد، دعا می‌کنم که همین فریاد‌هایِ در خیابان به گوشِ اهل دنیا برسد، و می‌رسد. بودن در دنیای آخر الزمانی را زیاد تصور کرده بودم، اما اصلا این‌روزها آنطور نیست، عجیب است و شبیه به رویا. ایستادن در این جایگاه و این حوادث را، روزی برای خود تصور نمی‌کردم، این روز و شب‌ها از تصوراتِ من نورانی‌تر و شعف بر انگیز تر اند. خدایِ پر زورِ دنیا، مارا به انتهایِ این داستانِ آخر الزمانی برسان. من منتظرم و می‌دانم، این قصه‌یِ پُر غُصه، آخرش خوش است.