خدایِ ما بزرگه، بزرگتر از همه به ظاهر گندههای دنیا. مکرِ خدایِ ماهم بالا تر از همه مکارهای دنیاست، [ يَدُ اللَّهِ فَوقَ أَيديهِم ]. خدا میدونه داره چیکار میکنه و ماهم که تو تیم اونیم. پس ترس و شک به دلت راه نده رزمنده راه اسلام.
میدونی من گاهی فکر میکنم برای تموم شدنِ این انقلاب و به خیالِ خامشون سر نگونی نظامِ اسلامی، باید دونه به دونهیِ مارو بُکشن. و نمیفهمن که از خونِ هر شهید ما هزارانِ شهیدِ زنده متولد میشود و گلویِ خسم رو فشار میدهد. ما نامیراییم شیطانِ احمق.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر هر کسی که خدا مقدر کرده نوشته مرا بخواند؛
راستش را بخواهید احساس میکنم نورانی ترین ماه مبارک عمرم را گذراندم...
من آسمانی ترین روزهای زمین را تجربه کردم؛
گویا درخشان ترین و نورانی ترین انسان های تاریخ را زیارت کردم...
نمیدانم ملائکهای که به خداوند گفتند ما که تسبیح تو را میگوییم و تقدیست می کنیم پس این کیست که جانشینت در زمین قرار میدهی با دیدن این مردم پاسخ خود را گرفته اند یا هنوز هم چیزی را که خدا میدانست نمیدانند؟
من از زمین جدا شده ترین ، یک دل ترین ، ایثارگرترین ، پاک قلب ترین و مجاهدترین ملت را تجربه کردم واقعا نمیدانم آیا دیگر عمر ما قد بدهد چنین روزهایی را تجربه کنیم یا خیر اما در دلتنگی این روزها حسرت زده ترینم.
مردمی که این همه شب خانوادگی در زمین شهرشان مراقب آسمانی ترین حکومت زمین بودند.
مردمی را دیدم که صدای بمب و پدافند و مناجاتشان و هق هق گریه شان در هم پیچیده شده بود؛
متضرع ترین و منقطع ترین انسان ها را دیدم.
مردمی را دیدم که پرقدرت ترین ارتش و اقتصاد دنیا را با زن و بچه ای در خیابان متوقف کردند.
من پدری را دیدم که می گفت پسر شهیدی که تمام بدنش سوخته بود را در زیباترین چهره دیده است و مادری که از دیر خبر دار شدن از شهادت فرزندش گله کرده که چرا مرا دیرتر خوشحال کردید؟
دنیا بعد از این باید به احترام ایران ابرقدرت کلاه از سر بردارد اما ما نوکر به دنیا آمده ایم و جز نوکری شانی نداریم و آقایی و ابرقدرتی فقط سزاوار آن یار غایب است.
انسان هایی را دیدم که ولی امری را که تا به حال نه صدایی از او شنیده اند و نه تصویری از او دیده اند را مثل جان دوست دارند؛
گویا تربیت شده اند برای پذیرفتن آن ولی الله اعظم غایبی که نه تصویری از او دیده اند و نه صدایی از او شنیده اند اما او را از پدر و مادرشان آشناتر میشناسند.
اگر جمهوری اسلامی آمده بود که سقف قامت انسان را بلندتر کند نه اینکه آخوری بزرگتر از آخور دنیاطلبان برای آنها بسازد در موفق ترین دوران خود به سر می برد
هر چند به زودی نشان خواهد داد که تامین دنیایی مرفه که با مرگ تقاطع درست نکند هم راهی جز اسلام ندارد.
۲۷ اسفند ۱۴۰۴
شیخ اسماعیل رمضانی
@esmaeilramezani
یاسهاسبزخواهندشد ؛
استاد واقعا استاد😭✨.
هر روز محبوب تر از دیروز😭
شهدایِ ناو دنا، هربار که برام یادآوری میشن یه بار از اول آتیشم میزنن. این روزها چقدر ما آتیش میگیریم هادی، انگار ما با غم عجین شدیم..
یاسهاسبزخواهندشد ؛
شهدایِ ناو دنا، هربار که برام یادآوری میشن یه بار از اول آتیشم میزنن. این روزها چقدر ما آتیش میگیر
ولی این غمِ ما افسردگی نمیاره، نکته مهمش اینجاست : )
هدایت شده از در این گوشه از دنیا🇮🇷
هیچ فریم حرفهای یا تصویر افقی نابی از «رضا رکجان» پیدا نکردم. اما نمیشد این را نفرستم.
رضا یک جوان خوشقد و بالای زیبا بود. از آنها که آدم دوست دارد در یونیفرم تماشایشان کند. مادرش هم اگر بود از تماشای او لذت میبرد.
رضا خانوادهای نداشت. در یک بهزیستی ناشناس در گوشهای از ایران بزرگ شد. من قصهی رضا را نمیدانم. نمیدانم چطور بزرگ شد، با چه کسانی دوست شد، کجاها رفتوآمد کرد که سر از نیروی دریایی ارتش درآورد.
اما میدانم تا اینجا، «در این گوشه از دنیا»ترین آدمیست که شناخته ام!
رضا در یک گوشهی گمنام دنیا، جایی بین آبهای ایرانی خلیج فارس جان داد و دیگر برنگشت؛ حتی پیکرش...