eitaa logo
یاس‌ها‌سبز‌خواهند‌شد ؛
3.2هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
681 ویدیو
10 فایل
هوالمعشوق؛ • و ما به زودی سبز خواهیم شد عزیزم، زیر سایه یک چنار. آن زمان که گنجشک‌ها رسیده باشند به مقصد و نامه‌هایِ من به دست‌ِ تو. وقتی بخوانیشان، آنگاه سبزخواهیم شد. • ده روز مانده به پایانِ تابستانِ چهارصد
مشاهده در ایتا
دانلود
[ دیوار نوشت/ سه شنبه/ خیابانِ ولی‌عصر ]
یاس‌ها‌سبز‌خواهند‌شد ؛
[ دیوار نوشت/ سه شنبه/ خیابانِ ولی‌عصر ]
مردم، یعنی همه مردم، نه اون‌هایی که از فیلتر ما میگذرن.
[ قندِ سفید/ سه شنبه/ چهار‌راه ولی‌عصر ]
[ بچه/ سه‌شنبه/ چهار‌راهِ ولی‌عصر/ میدانِ‌انقلاب ]
[ زن!/ سه‌شنبه/ چهار‌راهِ ولی‌عصر ]
[ زن!/ سه‌شنبه/ میدانِ انقلاب/ چهار‌راه ولی‌عصر ]
یاس‌ها‌سبز‌خواهند‌شد ؛
[ زن!/ سه‌شنبه/ چهار‌راهِ ولی‌عصر ]
این بانو نوزده شب است که میاندارِ چهارراه ولی‌عصر است. یک پرچم بردوش گرفته است وسط چهار‌راه، قدم می‌زند و با صدایِ حاج مهدی رجز میخواند "بزن خوب می‌زنی". یک چهار‌راه پیاده و سواره با اون تکرار می‌کنند. همه را دعوت میکند پرچم‌هایشان را بالا بیاورند و صدایشان را بلند کنند. با همه صحبت می‌کند، و چشم در چشم مردم می‌دوزد. امشب بازهم او را دیدم مثلِ دیشب، و همه شب‌هایِ قبل. در چشمانش نگاه می‌کنم و شعارش را تکرار می‌کنم، در چشم هیچ کداممان ذره ای تردید نیست. این دختر لبخند من را کشیده می‌کند و باعث می‌شود در دل تحسینش کنم. او شاید از کثرت چهره هایی که این روز‌ها می‌بیند مرا نَشِناسد اما من او را خوب می‌شناسم، قوی است، روح بلندی دارد، نترس و شجاع است، خجالت نمی‌کشد و خستگی نمی‌شناسد. او یک زن است، یک زنِ واقعی. زنِ انقلاب اسلامی. اصلا این شب‌ها دارم معنای جدیدی از زن بودن را کشف می‌کنم. انگار این زنان هستند که در دل شهرها، معادلاتِ جنگ و مقاومت را رقم می‌زنند. دسته‌های محلی را، اکثرا زنان تشکیل می‌دهند، زنان از گوشه خانه‌ها بیرون آمده‌اند و حالا سطح شهر را پر کرده اند نقش ایفا می‌کنند. همان زنانی که سالها دشمن تلاش می‌‌کرد بگوید وجود ندارند. از ماشین‌هایی گرفته که تمام سرنشینانش زن‌اند، تا مادری که با موتور دوفرزندش را همراهِ پرچم میان جمعیت آورده است. یا زنانی که در خیابان‌ها نه از موشک و صدایِ پدافند علی‌رغم لطافتشان می‌ترسند و نه از تهدید‌های مزدورانِ داخلی. این زن‌ها اَشکال و ظواهر متفاوتی دارند. یکی فقط یک چفیه به سر دارد و دیگری چادر. یکیشان مشتش را محکم گره میکند و فریاد میزند و دیگری به هنگامِ انفجار دست‌هایش را سمت آسمان می‌گیرد و استوار، دعا میکند. یکی دست دوستش را گرفته و آمده و یکی دستِ فرزندِ کوچکش را... آری راستی! بسیاری از این زنان، مادرند، مادرانی که بچه‌های کوچک و بزرگشان را، میان خط می‌آورند، عزیز ترین چیزی که به جانشان چسبیده را، می‌آورند و یادشان می‌دهند که باید فدایِ انقلاب شوند. رجز خواندن و نترسیدن را یادشان می‌دهند، انقلابی بودن را. دارم از اینهمه رشادت لذت می‌برم و ترجیح میدهم این مفهوم از زن را تا ابد به خاطر بسپارم و به آن افتخار کنم، به جای معانی پوشالی و دروغین. خدایا شکرت که در این دنیا برایم زیستن در چنین شب‌هایی به عنوان یک زن انقلابی را نوشته بودی. شُکر.
هدایت شده از - قرین -
ای خدای پر زورِ من:) در آخرین ساعات میهمانی‌ تو چه دعایی بهتر از آنکه در تمامِ لحظاتِ این زندگی میلِ من ، میلِ تو باشد .