دلم برای تکتک خاطراتِ درخشانِ چهارصدوچهار تنگ میشه. حالا که نگاه میکنم، شادی و غمش از همون ابتدا خیلی آمیخته بود و سال پر اتفاقی بود. خیلی بزرگ شدم. توی هر عکس که از یه خاطره ثبت شده انگار به اندازه یه کوه حانیه جا مونده. چقدر خاطره داشتن چیز عجیبیه.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
دلم برای تکتک خاطراتِ درخشانِ چهارصدوچهار تنگ میشه. حالا که نگاه میکنم، شادی و غمش از همون ابتدا خی
مثلا یهویی احساس کردم دلم برای استاد عامریان تنگ شد. انسان بودن خیلی عجیبه نمیخوامش خدایا مرسی.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
دلم برای تکتک خاطراتِ درخشانِ چهارصدوچهار تنگ میشه. حالا که نگاه میکنم، شادی و غمش از همون ابتدا خی
و یا یهویی متوجه شدم کُل پارسال فقط یکدونه اسکرب بوک ساختم.. دارم پیر میشم بچهها..💔
خدایا برای بارون شکرت : )
و برای اینکه هرجور دستت میاد داری میگی پشتمونی : )
هدایت شده از ورید؛ سبزِمن.🇵🇸
کاش ستاره کاشی کاری شده تو حرم امام رضا بودم.
با یه جماعتی طرفیم که به قول شهبازی از وسط کلشون دوتا نخ رد شده دوتاگوش رو بهم وصل کرده. وگرنه نمیتونم درک کنم چطوری زدنِ خونه مسکونی میتونه باعث فرح و خوشحالی کسی بشه که اسمش به ظاهر ایرانیه. و چطوری یه کاری کردن که باور کنه نظامیها توی بازار میوه تره بار بودن داشتن خرید میکردن که اونجارو زده. یا حتی بدتر از همه اینا، اینارو جمهوری اسلامی خودش میزنه و خودش اینقدر برای خودش هزینه و خسارت میتراشه درحالی که مثلا شواهد نشون میده اونجا بمب اسرائیلی و آمریکایی خورده. آقا حرص خوردن واقعا چاره ساز نیست دیگه، ما با آدمایی طرفیم که دستاشونو گذاشتن رو گوشاشون، چشاشونم بستن، راهی انگار برای حرف زدن وجود نداره. دیگه غصه نمیخورم که نمیتونم براشون کاری کنم، حقیقتا اینه که یه بخشیش اقناع رسانه بیگانهست، و اصلا به بخشیش بغض جمهوری اسلامیه، دیگه بقیهش رو خودشون ساختن و زندگیشون رو پر از کینه کردن. و چقدر وحشتناکه چنین زندگیای.. خدایا شکرت که ما جز اینا نیستیم، جدی جدی شکرت. جز اینکه بریزیمشون تو دریا راهکار دیگری به ذهنم نمیا..-
#همینجوری