حانیه میدونی، یکم باورم نمیشه که با وجود همهی همهی واقعیتها و استثناها و خرابکاریا و اوضاع وحشتناک این روزا بازم تونستی چشماتو تقریبا روی همه چی ببندی و به افرادی که کشته شدن بگی مسخره. میدونی خب، ادما قبول کنن یا نه، هر کدوم از اون امار یه جون بودن که رفتن، یه روح، یه جسم زنده و از همه مهم تر عزیزِ چند نفر. دارم فک میکنم به چند تا عزیز از دست رفته گفتی مسخره؟
یکم بد نیست حانیه؟
اگه یکی از اون ادما خواهر برادر کوچیکتر تو بود چی حانیه؟هوم؟
+ میدونی چی رو میبینم؟ خواهر برادرهای بزرگ و کوچیکم که دونه دونه بعد از اون روزا خبردار شدم که بیمارستانن، چون این روحها و جونهایی که میگی بهشون حمله کردن و داشتن زندگیشون رو نابود میکردن. خیالیاند. چون هیچ منطقی نمیتونه برای هیچ بشری روی زمین ثابت کنه مردم چهل هزار نفر رو در دو شب، وقتی هیچ سندی دربارش نیست. و مسخرهاند چون خودتونهم میدونین که جنایاتی کردین، و چقدر روزهای بعدش از ویدیوهای سلاخی کردن جوونهای مردم خوشحال بودین. هیچوقت ریلزهای اون مدت رو یادمنمیره. تا هنوز هیچکس زبونش به دروغ شاخدار چهل هزار نفر باز نشده بود، اکسپلور اینستا پر از ویدویِ خوشحالی از تخریب و اتیش زدن مغازه ها و تیکه تیکه کردن مردم بود. هرگز فراموش نمیکنم، فکر کردی همینقدر راحته و مسخره:)؟ فکر کردید جی تی ای بازی میکنید؟ اون همه چی ای که چشمام رو روش بستن، غیر از این دروغ شاخدارِ چیه؟ اونو بهمنشون بده که نه فقط من بلکه همه مردم دنیا که این روزها اسم ایران رو با پیشوند جمهوری اسلامی ایران، به عنوان اسطوره آزادگی فریاد میزنن ببینن.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
حانیه میدونی، یکم باورم نمیشه که با وجود همهی همهی واقعیتها و استثناها و خرابکاریا و اوضاع وحشتن
بله عزیزانم. کلمات و عبارات رو میدزدید و از معنا تهی میکنید. نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم و این اصلا اسمش دو دستگی نیست. اسمش دقیقا جدا کردن صفِ حق و باطله.
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
گفتند سودای رهبری داری. گفتند چشم به صندلی آقا داری. در مناظرات تلوزیونی، وقیحانه و بیشرمانه به چشمهای معصومت خیره شدند و گفتند سندروم پست بیقرار داری. از قوه قضاییه به ریاست جمهوری آمدهای و از کجا معلوم طمع به مقامی بالاتر نداشته باشی. بیسوادی. سادهزیستی. تپقهای کلامی داری. گفتند مردمفریبی. برای فریب مردم است که اینقدر بااخلاقی. تو هربار لبخند زدی. گفتی من فقط یک طلبه خدمتگزارم. گفتی اگر توهین به من مشکل مردم را حل خواهد کرد پس بسیار به من توهین کنید. گفتی من کسی نیستم، آقا را ولی آزار ندهید. عبای آقا را بوسیدی.
وقتی همهشان سرگرم بازیهای سیاسی و پولپاشیهای رسانهای بودند، عبایت را روی دست انداختی و روستا به روستا با کفشهای گلی به مردمانی سر زدی که حتی بخشدار را از نزدیک ندیده بودند. هرروز. هرهفته. بیوقفه. خوشحالی که دوید توی چشمهایشان، گفتی من کسی نیستم. مرا آقا فرستاده. فقط از او متشکر باشید. ناگهان در یک عصرگاه اردیبهشتی همه خستگیهایت را روی کولت گذاشتی و میان جنگلهای مهآلود ارتفاعات ورزقان، آرام محو شدی. که بدانند تو فدایی آقایی. خادم مردم. بعد از تو آقا کوهوار و ایستادهقامت ماند. دور خودش جمعمان کرد. در نمازت بغض نکرد. حواسش بود غصه نخوریم. سیاه نپوشید و بر تابوتت کمر خم نکرد، حتی برای بوسهای. و ما داغ تو را به کوهی بزرگ تکیه دادیم. حالا آقا نیست ابراهیم. کوه بزرگ رفته. کوه بزرگ تنهایمان گذاشت. و کاش که ما هم با تو قبل از آقا در مههای ورزقان محو شده بودیم...
«مهدی مولایی»
@m_molaei110
- سلام بنده ۱۸ سالمه و عاشق شدم بعد از سالها ، تکلیف چیه👺
+ برو بالایِ پُل☝️🏻
یاسهاسبزخواهندشد ؛
- سلام بنده ۱۸ سالمه و عاشق شدم بعد از سالها ، تکلیف چیه👺 + برو بالایِ پُل☝️🏻
بچهها الان دل این برهه حساس کنونی فقط میتونم حرفایِ خانوم دارابی طور بزنم براتون. دوش آب سرد معجزه میکنه واقعا☝️🏻
یاسهاسبزخواهندشد ؛
- سلام بنده ۱۸ سالمه و عاشق شدم بعد از سالها ، تکلیف چیه👺 + برو بالایِ پُل☝️🏻
اولش خیلی کیف میدهها، ولی یهویی به خودت میای میبینی که سالهایِ بکر و قشنگ جوونیت رو صرف احساسی کردی که سر و ته نداره. ولی چون اون اولش حال میده هی بیشتر فرو میری بیشتر فرو میری و یهویی اینقدر عمیق میشه که میبینی عه، دیگه نمیتونی بیای بیرون فقط میتونی هی خودت رو بابت اینکه اصلا از ابتدا به این احساس میدون دادی سرزنش کنی : )
احساسی که راهی برای بیانش ندارید و یک طرفهاست رو بریزید دور. من که با مشاور حرف میزدم، بهم میگفت عاشق یه توهم بودی، توهمی که خودت ساختی، و این اسمش عشق نیست، بیماریه.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
اولش خیلی کیف میدهها، ولی یهویی به خودت میای میبینی که سالهایِ بکر و قشنگ جوونیت رو صرف احساسی کرد
نظراتِ الانم نسبت به عشق خیلی بدجور و ناراحت کننده و شاید عصبانیه. چون واقعا روحم تباه شد، و جایِ لکهاش هنوز روی روح و روانم هست و اذیتم میکنه. بخش زیادی از وجودم رو در طول یکسالی که میتونستم یه عالمه کارهای خفن بکنم صرف غصه خوردن کردم..
پس! اصلا به عشق نگاهی که توی فیلمها و داستانها هست نداشته باشید. همش چرت و پرته، تو واقعیت اصلا اونشکلی که اونجا نیست. اگرم باشه، معدود و انگشت شماره و زندگی اصلا اونقدر شاعرانه و نانایی نیست، اتفاقا خیلی سخت و بیرحمه. عاشق نیست، یا اگر میشید، درست و عاشق ادم درست بشید.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
حس میکنم واقعا روح خانم دارابی در وجودم حلول کرده:)
قبلا اصلا همچین نظراتی نداشتم..
ولی خب واقعا "عشق؟ کدوم عشق؟"
هدایت شده از Mohebdesign
"در پناهت همچو آهو من دوانم یا رضا
پر کشیدم در مِه و گشتم کبوتر یا رضا"
💠🌹به یاد شهید جمهور، آیتالله سید ابراهیم رئیسی
#شهید_جمهور
#رئیسی_عزیز
شده در رحامدیا (رسانه حوزه انقلابی)
@mohebdesign