وقتی آدمهایی رو میبینم که شبیه منن و احساس میکنم چقدر دلم میخواد باهاشون رفیق شم توو دلم میگم کاش توو یه برهه و یه جای بهتری میدیدمت، یهزمانی که انقدر از معاشرت فراری و از آدمها گریزون نبودم.
حالا البته نمیدونم چرا با اینکه خودمو دوست ندارم از دیدن و شناختن آدمهایی مثل خودم خوشحال میشم. یاد اون جمله افتادم که میگفت «هیچ لذتی بالاتر از آن نیست که با کسی آشنا شوی که دنیا را مانند تو میبیند، گویی در مییابی که دیوانه نبودهای.»