دلم برای یه آدمایی تنگ میشه که دیگه نمی دونم کی میتونم ببینم شون ..
اونقدر عزیز بودن که وقتی کنارشون بودم همیشه حس خوبی داشتم ..
و این احساسم هیچ موقع تغییر نکرد ..
سالها باهم دوست بودیم
چه وقتی که یهو رفت و دیگه ندیدمش
و چه وقتی که برگشت دقیقا نشست سر جای همون سالها پیشش
واقعا چجوری بعضیا انقدر رخنه میکنن تو وجود آدم که هرچقدرم باشن ازشون سیر نمیشی ؟ :)
آقای اباعبدالله
این دستای کوچولو رو
این پسر همنام شما رو
میسپرم به دل بزرگ خودتون
چون اگه شما هدایت نکنید
کج میشه راه ناخلف میشه خلف
و از خودتون میخوام همیشه هواشو
داشته باشید ..
خودتون چراغ راهش باشید ..
کشتی نجاتش باشید
چه بودم و چه نبودم
خودتون هم براش پدری کنید هم مادری..
سپردمش به شما و به عشق بی مثالتان
به راه روشن شما به این نگاه نابتان