eitaa logo
خاطرات‌ خورشید و ماه𖧧ˑ ִֶ
340 دنبال‌کننده
642 عکس
80 ویدیو
0 فایل
_دیشب با ماه حرف میزدم؛ اون راجب خورشید گفت، من راجب تو +فرق منو تو این بود که تو با خورشید درمورد من حرف میزدی و من با ماه درمورد تو 🌻ৎ . ݁ کپی؟به‌هیچ‌عنوان!
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از "برکه"
این‌که چهل روز کف خیابون صدا بزنی مذاکره و آتش‌بس نداریم و مزدت رو این‌جوری بدن سخت‌تره.
مذاکره با همچین فرد کثیفی حرامه حرام!
تجمع دیشب، چهلم دخترانِ عزیز میناب🖤🇮🇷
هدایت شده از خورشیدگردون
من جان ناقابلی دارم، حالا وقت چاییه، حنانه خانوم می‌خواد شعر بخونه، چرا گریه می‌کنید؟، آرام باشید این چیزهایی که شما می‌بینید حوادث طبیعی یک راه دشوار به سمت قله است، آقا جون کی بهت گفت اینو بگی؟، دعا خوندم دیگه، این انگشتر 55 سال با منه مال روز عقد منه، چی می‌خواد این بچه؟ پفک حالا خیلی چیز تعریفی نیست یه بيسکوئيتی چیزی به بچه ها بدید اقلا به بزرگ تر ها که نمی‌رسید. بغلم کنی؟ پاشو بیا اینجا بغلم، حالا چه مردم بدونن چه ندونن من تک تک مردم رو دوست می‌دارم. یعنی همه رو دوست می‌دارم برا همه دعا می‌کنم من، اللهم إنا لا نعلم منه إلا خیراً ...
تنها چیزی که کلاسای آنلاین رو واسم قابل تحمل می‌کنه، نسکافه‌ی اول صبحه💆🏻‍♀
دبیر عمومی یجوری تستِ کنکور، تستِ کنکور می‌کنه انگار تو کنکور واقعا میاد😀
عاشقان ماه یکم زیادی داره می‌ره رو اعصابم
امشب توی تجمع خیلی یهویی ی دوست رو دیدم و شروع کردیم به صحبت کردن و یهو خیلی رندوم گفت:《چیشده مارا، انگار ناراحتی》 بهش گفتم که من خوبم چیزیم نیست و ادامه داد:《نه نیستی، حال و هوات یطوریه، اون مارای همیشگی نیستی》 اینکه کم کم بقیه دارن متوجه احوالات درونیم می‌شن بسیار ناجالبه:>
💗این پیام رو فور کنید تا من یک شعر کوتاه مثل عکس بالا بهتون تقدیم کنم و از چنل‌تون حمایت کنم𖧧՞ ۫ ִֶָ •حتما عضو باشید