با خودم زمزمه میکنم گریه نکن، گریه نکن، گریه نکن، گریه نه..
🌱。˚اگر او با من بود
#برشی_از_کتاب_عزیزم..
شرایط دارد کمی برایم بهتر میشود، ولی فقط یکم.
🌱。˚اگر او با من بود
#برشی_از_کتاب_عزیزم..
واقعا اگه سال ۹۸ ی نفر بهم میگفت که آینده قراره چطور باشه و چه اتفاقاتی بیوفته؛ به دیوونه بودنش میخندیدم.
سلام سلام:>
این پیام+پست موردعلاقهتون از اینجا رو فور کنید و عضو باشید؛ تا من یک توتبگ و یک ساعت باحال و رندوم تقدیمتون کنم🫐💫
هدایت شده از خاطرات خورشید و ماه𖧧ˑ ִֶ
باز نزدیک محرم شد و من دلم خواست پسر باشم و با رفیقام برم هیئت و پرچم ها و ریسه ها و موکب رو اماده کنم((
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از خودم به تو پناه میبرم:)❤️🩹
بیصبرانه منتظر محرمم..شاید با گریه کردن برای تو کمی از غمِ سینم برداشته بشه و سبک بشم))
خب اینبار با کتاب اگر او با من بود نوشتهی لورا نولین برگشتم:>
این کتاب میشه گفت ی کتاب عاشقانهاس و داستان با ی دختر و پسر به اسم آتم و فینیس(یا فینی) شروع میشه که مادرهاشون باهم دوستای صمیمی بودن و همین باعث میشه آتم و فینی هم دوستای خوبی باشن
اما این دوستی تا راهنمایی ادامه پیدا نمیکنه و کمرنگ میشه و آتم و فینی هردو سراغ دوستای دیگهای میرن و اتفاقات دیگه ای میافته..
❕این کتاب رو از انتشارات مات خوندم و حقیقتا زیاد برام جالب نبود. چون توی کتاب تعداد زیادی غلطهای املایی پیدا کردم
و اگر روی اینجور مسائل حساس هستید نشرمات رو انتخاب نکنید.
اما به طور کلی داستان از اول شخص نوشته شده بود(یعنی آتم) و همین باعث روان بودن داستان میشد.🔅