سلام سلام:>
این پیام+پست موردعلاقهتون از اینجا رو فور کنید و عضو باشید؛ تا من یک توتبگ و یک ساعت باحال و رندوم تقدیمتون کنم🫐💫
هدایت شده از خاطرات خورشید و ماه𖧧ˑ ִֶ
باز نزدیک محرم شد و من دلم خواست پسر باشم و با رفیقام برم هیئت و پرچم ها و ریسه ها و موکب رو اماده کنم((
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از خودم به تو پناه میبرم:)❤️🩹
بیصبرانه منتظر محرمم..شاید با گریه کردن برای تو کمی از غمِ سینم برداشته بشه و سبک بشم))
خب اینبار با کتاب اگر او با من بود نوشتهی لورا نولین برگشتم:>
این کتاب میشه گفت ی کتاب عاشقانهاس و داستان با ی دختر و پسر به اسم آتم و فینیس(یا فینی) شروع میشه که مادرهاشون باهم دوستای صمیمی بودن و همین باعث میشه آتم و فینی هم دوستای خوبی باشن
اما این دوستی تا راهنمایی ادامه پیدا نمیکنه و کمرنگ میشه و آتم و فینی هردو سراغ دوستای دیگهای میرن و اتفاقات دیگه ای میافته..
❕این کتاب رو از انتشارات مات خوندم و حقیقتا زیاد برام جالب نبود. چون توی کتاب تعداد زیادی غلطهای املایی پیدا کردم
و اگر روی اینجور مسائل حساس هستید نشرمات رو انتخاب نکنید.
اما به طور کلی داستان از اول شخص نوشته شده بود(یعنی آتم) و همین باعث روان بودن داستان میشد.🔅
یکی از مسائلی که بخاطرش این کتاب رو بهتون پیشنهاد نمیکنم، روند داستان و کلا داستان کتابه!
تمام مدت شخصیت ها در حال نوشیدن هستن، داستان روند خیلی خیلی کندی داره و برای من خسته کننده بود، و مشکل اساسی مدل پایانِ کتاب و شروع اون هست!
‼️داستان از همون صفحهی اول اسپویل میشه و تو تهش میدونی که قراره کی بمیره))
و اینکه صرفا ۱۰۰ صفحه ی آخر برای من تقریبا جالب بود ولی با پایانی که نویسنده انتخاب کرد کاملا اعصابم خورد شد😂
خاطرات خورشید و ماه𖧧ˑ ִֶ
ذوق:]🧡
و یک مشکل دیگه. راجب این عکس باید بگم که نه آتم موهاش نارنجیه و نه فینی موهاش مشکی!
و تا آخر داستان نفهمیدم این دختر و پسر دقیقا کی ان!!😂