مآ شقآیق هآي بآران خوردهایم ؛
سیلي نآحق فراوان خوردهایم ؛
سآقهي احسآسمآن خشکیده است ؛
زخم ها از بآد و طوفآن خوردهایم ؛
تآ چه بوده تآ کنون تقصیرمآن ؛
تآ چه بآشد بعد از این تقدیرمان:))
نمازم را نمیخوانم مگر در مسجد چشمت ،
مسلمان بازی و این بینمازی آی میچسبد 🤓.
شده آیا ته یک شعر ترک برداری ؟
من پریشانتر از آنم که تو میپنداری :)
بین نسکافه و قهوه ، تو همان چای ِمنی
همگی شاد و سروشاند ، تو ایتای ِمنی 😌😂 . .
گاه ما هم چون نهنگ خستهای جا میزنیم ؛
او به خشکی میزند ، ما دل به دریا میزنیم .