بعدِ عمری خواستم شهدی بنوشم از لبت؛
این هم از اقبالِ تلخِ من که دیدم روزهای ؛
.
گاهگاهی با خودم نامهربانی میکنم
با خودم لج میکنم، با غم تبانی میکنم
مینشینم چای مینوشم کنار پنجره
بی کسیهای خودم را دیدبانی میکنم
آب میریزم به روی خاک گلدانهای خشک
آبپاش خانه را دارم روانی میکنم
چشم میدوزم به دستانی که در دست تو بود
خاطرات رفتهام را بازخوانی میکنم
بینشانی رفتی و دلتنگ ماندم، چاره چیست؟
نامهها را مینویسم، بایگانی میکنم
آه، حالا که خودت اینجا کنارم نیستی
در کنار عکس تو شیرین زبانی میکنم
- سیدتقی سیدی
کارهای نیک بسیار است در عالم ولی ؛
افضل ُ الاعمال ِ ما شعر در وصف ِ علی 💙..!