.
گاهگاهی با خودم نامهربانی میکنم
با خودم لج میکنم، با غم تبانی میکنم
مینشینم چای مینوشم کنار پنجره
بی کسیهای خودم را دیدبانی میکنم
آب میریزم به روی خاک گلدانهای خشک
آبپاش خانه را دارم روانی میکنم
چشم میدوزم به دستانی که در دست تو بود
خاطرات رفتهام را بازخوانی میکنم
بینشانی رفتی و دلتنگ ماندم، چاره چیست؟
نامهها را مینویسم، بایگانی میکنم
آه، حالا که خودت اینجا کنارم نیستی
در کنار عکس تو شیرین زبانی میکنم
- سیدتقی سیدی
کارهای نیک بسیار است در عالم ولی ؛
افضل ُ الاعمال ِ ما شعر در وصف ِ علی 💙..!
او میرود دامنکشان، من زهرِ تنهاییچشان ؛
دیگر مپرس از من نشان، کز دل نشانم میرود❤️🔥 ؛
چه غریب ماندی ای دل!نه غمی، نه غمگساری؛
نه به انتظار یاری، نه ز یار انتظاری ؛ غم اگر به کوه گویم، بگریزد و بریزد ؛ که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری ؛
همیشه زخم بر زخمم
همیشه رنج بر رنجم ؛
به خون اغشتهام ،اشفتهام
ایرانم انگاری🙃💔!