چه غریب ماندی ای دل ، نه غمی، نه غمگساری ؛
نه به انتظار یاری، نه ز یار انتظاری ؛ غم اگر به کوه گویم، بگریزد و بریزد ؛ که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری ؛
خود گنه کاریم و از دنیا شکایت میکنیم ؛
غافل از خود دیگری را هم قضاوت میکنیم...
چه کردی با دل و جانم که من از ریشه ویرانم ؛
کمی با من مدارا کن مگر من خاک ایرانم؟
او میرود دامنکشان، من زهرِ تنهاییچشان ؛
دیگر مپرس از من نشان، کز دل نشانم میرود❤️🔥.
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم 🌚💙:))