تمام عمر خندیدم به این عاشق به آن عاشق
چنان عشقی سرم آمد که دیگر من نمیخندم ..
عشق یعنی دل میانِ سینهات باشد ؛ ولی
نیمهشبها در نجف ، گردد به دنبالِعلی !
بیا تا یک زمان امروز خوش باشیم در خلوت
که در عالم نمیداند کسی احوال فردا را ..
میکنی آخر مرا درگیر ِ بیماری ِ قند ؛
جان ِ هرکس دوست داری آنقدر شیرین نخند : )