«از همه کس گُذر کنم
از تو گذر نمیکنم!
مشکل تو وفای من
مشکل من جفای تو»
- مولآنآ :)
.
عارفی بر سر یک پیچش مو کافر شد
من رند و سه وجب زلف پر از فر، چه شود
- حسین سآعدی :)
تو را آنگونہ مے خواهم ڪہ شاهے سرزمینش را ؛
شبیہ مومنے دل ڪندہ از دنیا ڪہ دینش را ؛
- گَـرچه او هَرگِـز نِمیگیـرَد زِ حــالِ مـٰا خَبـَـر ؛
- دَردِ او هَـرشَــبْ خَبـَـر گیـرَد زِ سَـر تا پـٰای مــٰا...
با یاد تو می خوابم ؛ در خواب تو را بینم ؛
از خواب چو برخیزم ؛ اول تو به یاد آیی ؛
رنج فهمیدن به من آموخت فهمیدن خطاست ؛
روز و شب دائم سوال از خویش پرسیدن خطاست ؛
مثل مردم بی تفاوت باش و چشمت را ببند ؛
ساده دل! در سرزمین کورها دیدن خطاست ؛
تا که میرنجیم اَنگِ زود رنجی میزنند ؛
زود رنجاندن روا و زود رنجیدن خطاست ؛
گاه گاهی پیک های لطف را باید شمرد ؛
بی حساب از بادهی احساس بخشیدن خطاست ؛
مثل باران بودم و این روزها فهمیده ام ؛
روی خاک خشک و بی محصول باریدن خطاست ؛
گاه تلخی ها به لطف صبر شیرین میشود ؛
میوه های کال را از شاخه ها چیدن خطاست ؛