.
آزمودن صحت ایمان دیگران وظیفهی ما انسانها نیست؛ بنده نمیتواند ایمان بندهای دیگر را بسنجد. مگر نمیدانی؟!
– ملت عشق –
• برشیازکتاب •
پیشآنیام را بوسه زد در خوآب هندویی ؛
شآید از آن سآعت طلسمم کرده جآدویی ؛
شآید از آن پس بود که احسآس می کردم ؛
در سینهام پر میزند شب هآ پرستویی ؛
شآید از آن پس بود که بآ حسرت از دستم ؛
هر روز سیبی سرخ می افتآد در جویی ؛
از کودکی دیوانه بودم ، مآدرم میگفت :
از شآنهام هر روز میچیدست شب بویی ؛
نآم تو رآ میکَند روی میز هآ هر وقت ؛
در دست آن دیوآنه می افتآد چآقویی ؛
بیچآره آهویی که صید پنجهی شیریست ؛
بیچآرهتر شیری که صید چشم آهویی ؛
اکنون ز تو بآ نآ امیدی چشم میپوشم ؛
اکنون ز من بآ بی وفآیی دست میشویی ؛
آیینه خیلی هم نبآید ، رآستگو بآشد ؛
من مآیهی رنج تو هستم ، رآست میگویی ؛
- فآضل نظری:)
شدم لیلی ولی مجنون نه شد یارم نه غمخوارم
مگر من از همان معشوق دیرینش چه کم دارم؟