اگر دوزخ به زیر پوست داری ، نسوزی گر علی را دوست داری ؛
اگر مهر علی در سینه ات نیست ، بسوزی گر هزاران پوست داری ..!
در تماشای تو قانع نشوم من به دو چشم!
همه چشمان جهان گو به سرم بشتابند ..
- شهریار
مرا معماری چشمت مهندس کرد و میدانم ،
که باید در کنار گونههایت بوسه بنشانم .
مراقب حرفایی که میزنی باش؛
چون اصلا نمیدونی چند بار قراره تو ذهن یک نفر تکرار بشه...:)
- شانهات را دیر آوردی، سرم را باد برد
- خشت خشت و آجر آجر، پیکرم را باد برد
- من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند
- نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد
- از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا
- بیتهای روشن و شعله ورم را باد برد
- با همین نیمه، همین معمولی ساده بساز
- دیر کردی نیمه عاشق ترم را باد برد
- بال کوبیدم قفس را بشکنم، عمرم گذشت
- وا نشد، بدتر از آن بال و پرم را باد برد