مرجان ! مرجان !
تو مرا کشتی . به که بگویم ؟
مرجان ! عشق تو مرا کشت . .
اشک از چشم های مرجان سرازیر شد .
- صادق هدایت
یکی از عیبهایم این بود که نمی توانستم درجا جواب آدم ها را بدهم . حرف بی ربط که می شنیدم ساکت می ماندم .
- زویا پیرزاد
آبـےعزیزمن ؛
تو زیبایی و زیبایی در اینجا کم گناهی نیست !
هزاران سنگ خواهد خورد در مرداب ماه اینجا .
- فاضل نظری
[ کیف احبک بلا الم ، و کیف لااحبک بلا ندم ]
چطور عاشقت باشم و درد نکشم ، و چطور عاشقت نباشم و پشیمان نشوم ؟
- نزار قبانی
الان نه از زندگی خوشم می آید و نه بدم می آید ، زنده ام بدون اراده ، بدون میل ، یک نیروی فوق العاده ای مرا نگه داشته . در زندان زندگانی زیر زنجیرهای فولادین بسته شده ام .
زنده به گور - صادق هدایت