به رقص ِ مرگ میان تنت ادامه بده !
نفس بگیر و به جان کَندنت ادامه بده .
- حامد ابراهیم پور
هدایت شده از
دلت برام تنگ شده؟ بهم پیام بده.
از دستم ناراحتی؟ بهم بگو.
فکر می کنی از دستت ناراحتم؟ ازم بپرس.
به نظرت عوض شدم؟ باهام در میون بذار.
چیزی از من اذیتت می کنه؟ مطرحش کن.
بگو تا حرف بزنیم و باهم حلش کنیم، بالغ باش،نگفتنت و عوض شدن رفتارت باعث می شه من هزار برداشت اشتباه بکنم و ما یهو از هم دور بشیم.
ʜʏᴘᴏᴘʜʀᴇɴɪᴀ
آبـےعزیزمن ؛
من حسادت می کنم حتی به تنها بودنت . من به فرد رو به رویی لحظه ی خندیدنت !
من به بارانی که با لذت نگاهش می کنی ؛
یا نسیمی که رها می چرخد اطراف تنت !
آبـےعزیزمن ؛
من به بارانی که با لذت نگاهش می کنی ؛ یا نسیمی که رها می چرخد اطراف تنت !
من حسادت می کنم حتی به دست گرم آن
شال خوشرنگی که می پیچد به دور گردنت !
پرسیدند : چگونه در شلوغی او را پیدا کردی ؟
- کدام شلوغی ؟ من غیر از او کسی را ندیدم .
من نمی توانم به تو بفهمانم ، نمیتوانم به کسی بفهمانم در من چه می گذرد .
من حتی نمی توانم آن را برایِ خود توضیح بدهم .