روی استخوان هایم خواهم نوشت :
تا جنون رفتم .
برگشتم ، دیدم خودم را در دهه ها پیش کُشته بودم .
حق با شماست ! من هیچگاه پس ازمرگم جرات نکرده ام که درآینه بنگرم وآنقدر مرده ام که هیچ چیز مرگ مرا ، دیگر ثابت نمیکند .
- فروغ فرخزاد
ارزو می کنم عاشق کسی شوم که هر چه بین مان اتفاق افتاد ؛
هرگز غم و اندوه من را ناچیز نشمرد .
- محمود درویش
میخواهم اقلا یک نفر باشد که من با اون از همه چیز همانطور حرف بزنم که با خودم حرف میزنم .
- داستایوفسکی
من حتی روزهایی که حالم با خودم خوب نبود ، میخواستم حال تو رو خوب کنم .
- تورگوت اویار
بی تو نه بوی خاک نجاتم داد ؛
نه شمارش ستاره ها تسکینم .
چرا صدایم کردی ؟
چرا ؟
- حسین پناهی
چنان به خیره سری بست بغض ، راه ِ نفس
که گریه های من از سینه تا گلو نرسید .
- حسین منزوی
ما نیازمند کمی شفقت بودیم . زندگی هامان به حد کافی احمقانه بود . چیزی باید ما را نجات می داد .
- بوکوفسکی
این راست نیست که هرچه عاشق تر باشی بهتر درک میکنی ؛ همه ی آن چه عشق از من می خواهد فقط درک این حکمت است که دیگری نشناختنی است .
رولان بارت - سخن عاشق