eitaa logo
آبـےعزیزمن ؛
370 دنبال‌کننده
349 عکس
2 ویدیو
1 فایل
- برای زندگی . دستانت را می‌خواهم که قلبم را نگه دارم ! کسی به نام من : @hp_a8z - آبـے بود ؛ حضورش بوۍ دریا مۍداد .
مشاهده در ایتا
دانلود
تو ابرِ ما بودی ولی جای دیگری باریدی . ما شانس نداشتیم ! ـ رسول یونان
آبـےعزیزمن ؛
بیمار ِ اتاق ِ ۳۷ حرف هایش تمامی نداشت . انگار که در قفس پرنده ای را گشوده باشی : از همه اینها حال
بیمار ِ اتاق ِ ۶۳ : باور کن من با تنهایی و زندگی نکبتم راحت بودم . تو یکدفعه آمدی من هم تو را خواستم . میشد براحتی بیخیالش شد . بخدا وضع آنقدرها وخیم نشده بود . اما دست هایم را گرفتی . آه آن بوسه ها گم شدند . این روزها حالت چطور است ؟
بحمداللّه که گر آواره ام می‌خواستی ؛ دیدی . - خواری تبریزی
و حالا می‌خواهم رازی را به تو بگویم که در این لحظه حتی خودم به آن باور ندارم ( هرچند تاریکی دورادوری که هرگاه میکوشم کار کنم یا فکر کنم سر من می‌افتد ، ممکن است مرا متقاعد سازد) اما چاره‌ای ندارد جز آنکه حقیقت باشد : من دیگر هرگز خوب نخواهم شد . - نامه کافکا به فلیسه
رویای عشقی رو دارم که فراتر از اشتیاق پیوستن دو تن باشه . یالوم ـ وقتی نیچه گریست
‌ ماریانا ، من نمی‌دانم کجای غلطِ غلطم ایستاده‌ام . گم نشده‌ام ؛ ناپدید شده‌ام . ‌ ماریانا ، ها کن ، روی شیشه های همه ی اتوبوس های جهان نفس بزن و مرا بکش ، شاید سوار اتوبوسی بشوم ، خودم را ببینم ، بشناسم و برگردم . - نامه حاتمه رحیمی به ماریانا
بیهوده سلامش گفتم ، در پاسخش نشانی نبود از آشنایی . عباس‌ کیا‌رستمی - از مجموعه گرگی در کمین
‏قالت : انتِ تُحبين ، صفي لي كيفَ هوَ ؟ قلت : كأن كُل ما فقدتهُ يوماً . . . عاد . گفت : تو عاشقی ، برایم توصیف کن که [ عشق ] چگونه است ؟ گفتم : انگار هرچه روزی از دست داده بودم ، برگشت . . .
میان ِ ما و تو مویی علاقه بود ؛ گُسستی ! ـ قاآنی
آن کس که شتاب دارد ، عاشق نیست . تشنه ایست که معشوق را چشمه ی آب شیرین تصور کرده است ! وقتی دوید و رسید و نوشید و ورم کرد ، رها می کند و می رود ! محبوب ، چشمه ی آب شیرین نیست ، هوای خنک دم صبح است . - نادر ابراهیمی