هدایت شده از تَه
عزیز من آنچه به من گفتی و از شنیدنش بسیار رنج کشیدم، روزی از کسی که دوستش داری خواهی شنید. شاید آن لحظه که قلبت ناگهان می سوزد، مرا به یاد بیاوری.
سیمین دانشور به من گفت : غصه یعنی سرطان ! غصه نخوری یک وقت معروفی .
و من غصه خوردم . .
ـ عباس معروفی
که تو از ازل غمگین بودی ؛ خنده غمگینترت می کند .
که تو از ازل تنها بودی ؛ خنده تنهاترت می کند .
آنکه چون من با دردی ژرف به زمین آمده باشد ؛ با خنده خوشبخت نمی شود .
- بختیار علی
تو میتوانستی به چشمانم نگاه کنی و گلویم را با چاقوی تیزی ببُری و من میتوانستم در آخرین نفس از تو بهخاطر خونی شدن دست هایت معذرت بخواهم !
- الیاس علوی
تو ترسویی ، نصفه نیمه ای !
نه بودنم را می خواهی نه نبودنم را .
- نامه غسان کنفانی به غادة السمان
از دیدنت خوشحال شدم ، ولی باورت میشود که مادر این پسره خودش را حلق آویز کرده باشد ؟ از فکرم بیرون نمی رود ! تا حالا دیدی کسی از غصه برود و خودش را دار بزند ؟ اگر اینطور بود من میبایست تمام مدت درحال دار زدن خودم باشم ! تو چطور ؟
- سفر به انتهای شب