هنوز هم دارند مخفی کاری می کنند ؛ حتی در عشق ! من می گویم اگر آدم کسی را دوست داشته باشد باید با صدای بلند بگوید .
- گلشیری
من آزادیم رو از دست داده ام . جهنم از اینجاست که شروع میشه !
سوء تفاهم - آلبر کامو
من عاشق گوش دادن به موسیقی بودم ولی در طول روز یک اهنگ را هم گوش نکردم .
من دوست داشتم کتاب های زیادی را بخوانم ولی در طول روز چهار صفحه مطالعه نداشتم .
در نویسندی استعداد داشتم ولی به فکر چاپ کردم کتابم نبودم ؛
‹ برای همین شاهد از دست دادن تکه هایی از خودم بودم ! ›
بهرحال تنها راه اینکه بفهمی سلامت عقلی داری این است که یک فرد کاملاً دیوانه را ببینی .
بخش دی - فریدا مک فادن
دریافته ام خوبی هایی که ممکن است داشته باشیم ، همیشه به کارمان نمی آید ، چون کافی نیست که یک آدم ، آدم خوبی باشد ، باید دیگران هم خوب باشند تا این خوبی دردی دوا کند .
- لائو شه
آبـےعزیزمن ؛
بیمار اتاق ۲۸ : به دنبال خود مغرور و باصلابتش میگشت . چیزی نمانده بود جز پاره ای دل خونین !
بیمار ِ اتاق ِ ۹ :
قرارمان شد اینکه غیبت بزند .
اما مثل دود بلند شده از خاکستر آتش خاموش شده همسایه به من سر میزدی .
حالا بگو من بعد از هر دیدار هنگامی که قلبم از رنج میلرزد و تن یخ زده ام بیتاب میشود چه کنم ؟
شعر بخوانم و گلویم متورم شود ؟
یا مثل دیگر غم های شوم انکارت کنم ؟
تو کدام را میخواستی که برگشتی ؟