من گریسته ام ؛
آری مدتی است که
با هر ضربهٔ کوچکی ، با هر بهانهٔ
اندکی به گریه می افتم .
اندوهش ادامه یافت . می خواست به جایی برود ، اما نمیدانست به کجا .
ابله - فیودور داستایوسکی
اشتباه میکنند بعضی ها
که اشتباه نمی کنند !
باید راه افتاد ،
مثل رودها که بعضی به دریا می رسند
بعضی هم به دریا نمی رسند .
رفتن ، هیچ ربطی به رسیدن ندارد .
هر ابلهی میتواند با بحران مقابله کند ، این زندگی روزمره است که تو را نابود خواهد کرد .
- آنتوان چخوف
به من سفارش کن گاهی از خانه بیرون بروم . و بگو که اینقدر خودم را اذیت نکنم . من فقط حرف تو را گوش می کنم . می دانی که ؟
- از نامههای غلامحسن ساعدی به بدری لنکرانی
آیا برای زن چیزی شادی بخش تر از دیدن عکسی از کودکیِ محبوبش هست ؟
پییر و لوسی - رومن رولان
شعله ی قلبش توان آن را داشت که شب های تاریک تمامی دریاهای ناشناخته را روشن کند .
فریای هفت جزیره - جوزف کنراد