هدایت شده از شهاب پارسا
نظر شخصیم اینه اجازه بدیم آدمایی در مورد جنگ نظر بدن که ۴۵سال پوتین از پا در نیاوردن، نه اونهایی که بزرگترین جنگ زندگیشون زنگ آخر مدرسهست.
خیال می کنی . مگه میشه غم نداشته باشن ؟
گِل آدمو با غم درست کردن . هرجا که باشی غم و غصه تو جیبته .
- خانه لهستانی ها
و بعد ، خنده ات به یادم آمد .
گفتم که : اگر بودی باز دوستت می داشتم !
- جمال ثریا
دست هایت کجا هستند ؟
دستهایت که مثل خبر بیداری از روی پوستم می گذشتند . دست هایت که وقتی می گرفتمشان ، از وحشت سرنگون بودن میان زمین و آسمان ، خالی می شدم .
- از میان نامههای فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان
[ يا فرحةَ يعقوب بيوسف ؛ مُرِّي بنا ! ]
ای شادمانیِ یعقوب ز بازگشت یوسف ؛
سری هم به ما بزن .
یادم می آید که پائولا مرا از نور می آکند و من هم صخره او بودم و تکیه گاهی که مدت ها در جستجویش بود و هردو ما آن قدر خوش اقبال بودیم که همدیگر را پیدا کنیم .
- اروین د . یالوم