با اینکه هیچ کس دیگری به جز او از این قضیه خبر نداشت ، همین برایم کافی بود چون او کل دنیایم بود ، در رویاهایم امید به آینده ام بود ! تنها کسی بود که برای خودم دست و پا کرده بودم و به دیگری هم احتیاجی نداشتم و حالا او همه چیز را می دانست .
نازنین - داستایوفسکی
چشمان خیس ات را می بوسم ؛
نازنین ! دلواپس ِ آینده نباش . این شب ها میگذرد و می رسد روزی که در آغوش هم از سَر ِ شوق گریه سر می دهیم . .
- علی سلطانی
مرا زیبا به بیاد بیاور !
این ها آخرین سطر های من است .
فرض کن که من فقط رویایی بودم که از زندگی تو گذر کردم .
ـ اورهان ولی
خواهش میکنم به من اعتماد کنید . قطعا من هم میتوانم بانشاط باشم . من هم می توانم با شعور باشم ؛ بساز و با اخلاق . و این ها فقط چند مورد از «ب» های صفات اخلاقی ام هستند . فقط از من نخواهید با عاطفه باشم . من و عطوفت هیچ ربطی به هم نداریم .
مارکوس زوساک - کتاب دزد
مثل دیوانهها از جا پریدم و بغلش کردم !
بوسیدمش ، صورت و لب هایش را غرق بوسه کردم .
نازنین - داستایوفسکی
هدایت شده از بینهایت
قطعا که رشته امید هرکسی که به غیر من امید ببندد پاره میکنم...
آیا در سختیها به غیر از من امید میبندد در حالی که زمام همه سختیها به دست من است؟
آیا به غیر من دل میبندد و با فکر خودش در غیر مرا میکوبد؟
حدیث قدسی
الكافي، ج2، ص66
♾️ @binahayat_ir
همان جا معلق می مانم و تماشا می کنم تا حقیقتی عفونت کرده و چرکین شروع می کند به خونریزی و به شفاف شدن .
مارکوس زوساک - کتاب دزد