🔵 گسترش فرهنگ اسلامی در شهرستان ؛ راهکارها و نقش سازمان تبلیغات اسلامی
سازمان تبلیغات اسلامی می تواند چون فانوسی در دل تاریکی، راهنمای حقیقت و هدایت جامعه باشد و دلها را با نور معرفت الهی سیراب کند. همچون جویباری زلال، فرهنگ اسلامی را در جامعه جاری سازد تا عطش معنوی را فرو نشاند و جانها را به سرچشمههای ایمان پیوند دهد. این سازمان می تواند ، همچون کوهی استوار، در برابر طوفانهای فرهنگی از هویت جامعه پاسداری کرده و چراغ راهی برای نسلهای امروز و فردا باشد.
سازمان تبلیغات اسلامی شهرستانها نیز میتوانند با اجرای فعالیتهای گوناگون به ترویج و تعمیق فرهنگ دینی و مذهبی کمک کنند. برخی از این فعالیتها شامل موارد زیر اند :
1. برگزاری مراسم و مناسبتهای مذهبی : مانند اعیاد و عزاداریها، مراسم محرم و صفر، میلاد ائمه و مناسبتهای مذهبی همچون عید غدیر و نیمه شعبان.
2. پشتیبانی و ترویج فعالیتهای قرآنی : شامل کلاسهای آموزش قرآن، مسابقات قرآنی، دورههای تفسیر و محافل قرآنی برای کودکان و نوجوانان.
3. آموزشهای دینی و تربیتی : برگزاری دورههایی در زمینه عقاید، اخلاق، احکام و مسائل دینی برای عموم، بهویژه جوانان.
4. حمایت از هیئتهای مذهبی : پشتیبانی از هیئتهای مذهبی و تأمین امکانات لازم برای برگزاری مراسم.
5. تربیت و اعزام مبلغین : تربیت و اعزام مبلغین دینی به نقاط مختلف، بهخصوص مناطق محروم برای ارشاد و پاسخ به سوالات دینی.
6. برگزاری کارگاهها و نشستهای فرهنگی : کارگاههای تربیتی در موضوعات خانواده، تربیت فرزند، و رفع آسیبهای اجتماعی.
7. پشتیبانی از مؤسسات فرهنگی و دینی : حمایت از مؤسسات و انجمنهای فرهنگی و قرآنی شهرستان.
8. انتشار محتوای فرهنگی و دینی : تهیه و توزیع نشریات، بروشورها، کتابها و محتوای الکترونیکی دینی.
9. ترویج ارزشهای اسلامی در مدارس : همکاری با مدارس برای برگزاری برنامههای فرهنگی و دینی.
10. مبارزه با آسیبهای فرهنگی و اجتماعی : نشستها و برنامههایی برای مقابله با آسیبهایی مانند اعتیاد، بیبندوباری، و ترویج سبک زندگی اسلامی.
✅ این فعالیتها با هدف تقویت باورهای دینی و اخلاقی در مردم، بهویژه نسل جوان و نوجوان، انجام میشود و میتواند تأثیر بسزایی در بهبود فضای فرهنگی و اجتماعی شهرستان داشته باشد.
✍ موسی آقایاری
🆔 @Myidea
🔵 طنین : ای علمای اسلام به داد اسلام برسید
ای علمای اسلام، فریاد دادخواهی دین خدا به گوش شما رسیده است؛ به یاری برخیزید و در برابر هجوم بیامان دشمنان، چون سدِ آهنین بایستید. امروز، در طوفان سهمگینی زندگی میکنیم که هر لحظه، موجهای بیامانش بر پیکره ایمان جوانان ما کوبیده میشود. دشمنان با ترفندهای نو و ابزارهای دیجیتال، به قصد محو هویت و اصالت اسلام، زهر شبهه را در ذهنها میریزند. سامریهای این دوران، با دغلبازی و فریب، گوسالههای زرین خود را در برابر دیدگان جوانان ما برافراشتهاند، آنان که بر شبکههای اجتماعی حکومت میکنند، زهر تردید و پوچی را در دلهای پاک میکارند. به اصل دین می تازند ، به مذهب تشیع می تازند ، به اصول دین و فروع می تازند ، به ولایت فقیه می تازند ، به ارزشهای دینی می تازند و... .
فرعونها و نمرودهای عصر ما در لباسهای نوین، به سیاست یذبحون ابنائکم و یستحیون نسائکم مشغولاند؛ ذبح این بار نه از جنس خون، که ذبح معنوی است، خنجرهایشان بر گلوگاه ایمان و اندیشه جوانان ما مینشیند، و با شستشوی ذهنی، آنان را به بیراهه و بیهدایتی سوق میدهند. استحیای زنان هم، نه از سر لطف، بلکه در قالب بیحیایی و بیعفتی است؛ با فرهنگ بیارزش برهنگی و آرایشهای پوشالی، روح پاک و عزتمندشان را به اسارت میکشند و ریشههای جامعه را میپوسانند. کنیزی مدرن راه انداخته اند.
در این دوران تاریک، ولی امر جامعه فریاد برآورده و **حکم جهاد تبیین** را صادر کرده است. این جهاد، همان نوری است که میتواند پردههای سیاه جهل و گمراهی را بدرد و حقایق نورانی دین را آشکار سازد. لذا ای علمای حوزه، به راستی چقدر از شما این ندا را لبیک گفتید؟ چقدر از شما پرچم جهاد را بر افراشتید و به ستیز با تیرهای زهرآگین شبهات رفتید؟ چقدر از شما همچنان در متون قدیمی کتابها ، ساعت ها وقت می گذارید روی یافتن یک مرجع ضمیر ! آیا مرجع تولید شبهات و ذهن شویی ها و بی هویت سازی جوانان مان را نیز پیدا می کنید یا نه ؟!
آری، عدهای از شما علمای ربانی ، بیدارید و دلیرانه، در کنار تدریس و تحقیق، پرچم جهاد تبیین را به دوش کشیدهاید و سینه سپر کردهاید تا حقیقت دین خدا بر همگان آشکار شود. اما آیا همه شما چنین کردهاید؟ یا برخی، غافل از درد و نیاز جامعه، همچنان در کنج انزوا، سرگرم مباحث کمکاربرد و دور از نیاز روز هستید؟ آیا این گونه به فرار یونسوار از جامعه خویش ، دست زدهاید و از رسالت بزرگ خود در هدایت مردم فاصله گرفتهاید؟!
ای علمای بزرگوار حوزه های علمیه ، این مسیر شماست؛ رسالتی بس سنگین که تنها در پیروی از فرمان جهاد تبیین و لبیک به ندای ولی جامعه ، به سرمنزل مقصود میرسد. این سکوت و بیتفاوتی، طفره روی و عدم زمان شناسی ، شایسته مقام و منزلت شما نیست و در پیشگاه خداوند و وجدان بیدار انسانها، هیچ توجیهی نخواهد داشت.
✍ موسی آقایاری
🆔 @Myidea
🔵 چرایی حضور گسترده در راهپیمایی ۱۳ آبان امسال
۱۳ آبان، روزی که در تقویم ایران اسلامی بهعنوان روز ملی مبارزه با استکبار جهانی شناخته میشود، در دل خود سه حادثه تاریخی مهم و سرنوشتساز را جای داده است. در ۱۳ سال ۱۳۴۳، رژیم طاغوت با دستگیری و تبعید امام خمینی (ره) اولین جرقههای مبارزه ملت با استبداد و استعمار را شعلهور کرد. سپس در ۱۳ آبان ۱۳۵۷، دانشآموزان و دانشجویان در دانشگاه تهران به خاک و خون کشیده شدند و بدینسان خون پاکشان، نهال انقلاب را آبیاری کرد. نهایتاً، در ۱۳ آبان ۱۳۵۸، دانشجویان پیرو خط امام با تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، استقلال و استواری ملت را در برابر استکبار جهانی به نمایش گذاشتند و سرآغاز فصلی نوین در مقاومت جهانی شدند.
امروز، ۱۳ آبان تنها یک خاطره تاریخی نیست، بلکه عهد و پیمانی تازه برای مبارزه با سلطهگران و تجدید خاطرهای است از آنچه بر این ملت گذشته و آنچه هنوز در برابر آن ایستادهاند. اما امسال ۱۳ آبان در حال و هوایی دیگر برگزار میشود؛ در روزگاری که رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی گستاخانه و بیرحمانه فرماندهان جبهه مقاومت، همچون سید حسن نصرالله، سید صفیالدین و یحیی السنوار را به خاک و خون کشیده و برای خاموش کردن شعلههای مقاومت، به میهمانان این سرزمین و حتی ایران اسلامی تعرض کرده است. آنها به خود جسارت حمله به این ملت را داده و اندیشه پلید خود را به سمت خاک ایران عزیز نشانه رفتهاند.
✅ ۱۳ آبان امسال، چیزی فراتر از یک روز تاریخی است؛ پژواکی از غیرت و دیانت، عشق به وطن و تعهدی برای حفظ استقلال و امنیت ملی. در این روز، ماندن در خانه بیعذر موجه چونان ترک سنگر است. فریادهای ملت ایران، در این روز پرطنینتر از همیشه، رساتر و مقتدرانهتر، اعلام خواهد کرد که ایران، همواره قلعهای استوار و آزاد برای ملتهای مقاوم و مظلوم است و هیچ دستی توانایی ریشهکن کردن درخت تنومند این ملت را نخواهد داشت.
✍ موسی آقایاری
🆔 @Myidea
🔵 جوان انقلابی یعنی قلبی سرشار از نور ایمان، دستانی که برای ساختن آینده به سوی کار و تلاش دراز شده و صدایی که در طنین عدالت و حق، پژواک مییابد. او در برابر طوفانها میایستد و به ریشههایش وفادار میماند؛ همواره آرمانهای آزادی و سربلندی را دنبال میکند و هر گامش، گام به سوی ساختن دنیایی پر از امید است.
✍ موسی آقایاری
🆔 @Myidea
🔵 ۱۳ آبان امسال، فراتر از یادآوری تاریخی، نمادی از عزم ملت برای ایستادگی در برابر دشمنان و دفاع از #استقلال و #امنیت کشور است. در سایه تهدیدات جدید #رژیم_صهیونیستی و گستاخی علیه مقاومت و حمله به ایران اسلامی ، حضور گسترده در این راهپیمایی پیامی قاطع از همبستگی و پایداری ملی خواهد بود.
✍ موسی آقایاری
🆔 @Myidea
🔵 علم، عقل و دین ؛ کدامیک نجاتبخش جامعه است؟
این پرسش، چونان طنینِ صدایی در اعماق تاریخ، از دلِ جانهای جویا و قلبهای پرشور برخاسته است. پرسشی که برای قرنها در میان عالمان و اندیشمندان درخشیده و زوایای تاریک و روشن زندگی بشری را روشنایی بخشیده است. در جستجوی پاسخ آن، باید به عمق هر یک از این گوهرهای آسمانی، علم، عقل و دین، بنگریم و دریابیم که هرکدام، در گشودنِ رازِ نجات جامعه چه نقشی دارند.
۱. علم : علم، همان نوری است که از دلِ کاوشها و مشاهداتِ بشر برآمده و پنجرهای به سمت بیپایانی جهان میگشاید. علمی که پیوسته در حال تکامل و تغییر است و قدرتی بینظیر برای تسلط بر محیط به انسان ارزانی میدارد. اما آیا علم، بهتنهایی میتواند رهاییبخش باشد؟ بیشک، نه! چرا که علم بدون اخلاق، در مسیری ناهموار گام خواهد برداشت و بیراهنمایی اصول اخلاقی، همچون سفری است در شبِ بیپایان.
۲. عقل : عقل، آن قدرت شگفتانگیز و روشنیبخش انسان است؛ چراغی که راههای نیک و بد، درست و نادرست را برای او روشن میسازد. عقل، انسان را به تعادل میرساند، افراطها و تفریطها را کنار میگذارد و با اندیشهای والا، چالشها را به تسخیر در میآورد. با این حال، عقل نیز نیازمند الهامی است که به او جهت بدهد، تا به بیراههای نرود و در مسیر نیکی گام بردارد.
۳. دین : دین، آوای آسمانی و پیوندی الهی است که اصولی بیهمتا و ارزشهای جاودانی را به انسان هدیه میدهد. دینی که نه تنها انسانها را به زندگی در هماهنگی و عشق دعوت میکند، بلکه به عقل و علم نیز روح میبخشد و آنها را به مسیری هدایت میکند که سرانجامش رستگاری و آرامش است.
✅ پس آیا در این پرسشِ عمیق، پاسخ نهفته نیست؟ آری ، نجات جامعه در هماهنگی علم، عقل و دین است؛ در پیوندی بیهمتا که علم را به شناخت جهان، عقل را به تشخیص نیکیها و دین را به پرورش ارزشها میکشاند. این سه گوهر، در کنار یکدیگر، آینهای از نور را میسازند که میتواند جامعه را از تاریکیها برهاند و آن را به سرزمین روشنایی و آرامش هدایت کند.
✍ موسی آقایاری
🆔 @Myidea
🔵 گفتگو با آرش ساکن کانادا با عنوان : نقد سیاست مقاومت جمهوری اسلامی و ارزیابی هزینهها و نتایج آن
ببینید آقای آقایاری ، مسئله این است که تئوری مقاومت جمهوری اسلامی به چه قیمتی انجام میشود و این هزینهها تا کجا موجهاند؟ اگر قرار باشد برای این سیاست هر بهایی پرداخته شود، آیا نباید بازنگری کنیم که این راهکار چقدر مؤثر است؟ در عمل، این سیاست به جای جلوگیری از درگیریها، ما را به جنگهای جدید و ناآرامیهای داخلی نزدیک کرده است. ما با نظامی مواجهیم که گویی به عصمت تصمیمگیران خود ایمان دارد و هیچ جایی برای اشتباهاتشان در نظر نمیگیرد؛ گویی تاکنون در محور مقاومت هرگز اشتباهی رخ نداده است.
یکی از اهداف محور مقاومت این بوده که جنگ را از مرزهای ایران دور کند؛ اما اکنون در خود تهران با تهدیدهای امنیتی روبرو هستیم. چنین سیاستی سبب شده تا جمهوری اسلامی فراتر از مرزهای خود به لبنان، عراق و یمن تعهداتی را بپذیرد که از نظر بسیاری، برای مردم ایران هزینهساز بوده است. آیا میتوان این هزینهها را با معیارهای عقلانی و منافع ملی توضیح داد؟ به نظر میرسد این سیاستها بیشتر بر پایه تعهدات ایدئولوژیک استوارند تا محاسبات عقلانی و منطقی.
در مقابل، در جهان سیاستهای دیگری هم وجود دارد که تغییر را در چارچوب نظام بینالملل به نفع مظلومان پیش میبرند، بدون آنکه امنیت و رفاه مردم خودشان را قربانی کنند. به عنوان مثال، فعالان فلسطینی با بهرهگیری از حقوق بینالملل توانستهاند ادبیات و افکار عمومی جهانی را تغییر دهند، بدون آنکه به نبردی نظامی نیاز باشد.
در نهایت، اگر سیاستهای جمهوری اسلامی در خدمت مردم و رفاه آنان نباشد، نمیتوان انتظار داشت که جامعه آن را بپذیرد.
▫️ نقد حقیر به مواضع آرش :
آرش عزیز جای تردید نیست که سیاست مقاومت جمهوری اسلامی، برخلاف آنچه برخی میپندارند، از یک عقلانیت عمیق و نگاه بلندمدت به مسائل منطقهای و جهانی سرچشمه میگیرد. شاید در نگاه نخست هزینههای مادی و انسانی این رویکرد برجسته به نظر برسد، اما این هزینهها را میتوان به بهای ایستادگی و عزت برای ملت ایران و همچنین پشتیبانی از مظلومان منطقه توجیه کرد.
نگاهی ژرف به سیاست مقاومت، آن را نهتنها به عنوان پاسخی به تهدیدات بیرونی بلکه به مثابه تعهدی به آرمانها و اصول متعالی نشان میدهد. ایران در این مسیر، ضمن اینکه برای خود جایگاه قدرتمندی در منطقه رقم زده، همچنین به ملتهای مسلمان و آزادیخواه یاری رسانده است؛ امری که ریشه در آموزههای اسلام و انقلاب اسلامی دارد. هدف از حمایت از محور مقاومت، ایجاد سدی برای جلوگیری از گسترش دشمن به مرزهای ایران و همچنین ایجاد اطمینان برای همپیمانان است تا در برابر تهدیدات، تنها نمانند.
در عرصه بینالملل، نظام اسلامی برخلاف دیدگاههایی که تنها منافع اقتصادی را محور قرار میدهند، به ارزشهای انسانی و اسلامی نیز پایبند است. در این راه، نظام اسلامی تعهداتی اخلاقی را در قبال ملتهای مظلوم منطقه میپذیرد. در جهانی که اغلب کشورها برای منفعتهای گذرا و اقتصادی به هر سازشی تن میدهند، این پایبندی به آرمانهای بلند انسانی و اسلامی یک دستاورد نایاب و ارزشمند به شمار میرود.
اما این سخن به معنای نادیده گرفتن مسائل داخلی و رفاه مردم ایران نیست. نظام اسلامی همواره تلاش کرده است که بین آرمانهای مقاومت و رفاه ملت تعادل برقرار کند. گرچه این کار آسانی نبوده، اما ایستادگی و حفظ عزت ملی و استقلال در برابر فشارهای بینالمللی، میراث گرانبهایی برای نسلهای آینده ایران به شمار میرود.
بنابراین، اگرچه برخی مشکلات و سختیها در مسیر این آرمانها پدید آمده، اما نباید فراموش کرد که مقاومت جمهوری اسلامی یک مقاومت صرفاً سیاسی یا نظامی نیست، بلکه نماد ایستادگی در برابر ظلم و فریاد عدالت برای مظلومان است. در این راستا، بایستی به هزینههای کوتاهمدت و ملموس فراتر نگاه کرد و افقهای بلندی که این سیاستها به ارمغان میآورند را در نظر داشت.
✍ موسی آقایاری
🆔 @Myidea
🔵 سقوط ستارههای توخالی ، سرنوشت سلبریتیها در غبار فراموشی
سلبریتیها، مانند ستارههای توخالی در آسمان رسانهها میدرخشند؛ جلب توجهشان تنها بازی است و پشت این ظاهرسازیها، چیزی جز زرق و برق پوچ نیست. شهرتشان همچون آتشی بیثبات است که با کوچکترین نسیمی به خاکستر تبدیل میشود، اما بسیاری از آنها بهجای عبرت گرفتن از این سرنوشت، در غرور و خودپسندی غرق میشوند و گمان میکنند که این توجهات سطحی پایدار است. آنها از قلهای که برایشان ساخته شده، از بالا به مردم نگاه میکنند و با بیاعتنایی به ارزشهای جامعه، عملاً ارتباط خود را با آنها قطع میکنند، غافل از این که بهزودی در تاریکی فراموشی فرو خواهند رفت.
این شخصیتها اغلب به وسوسههای شهرتطلبانه و جنجالهای بیپایه تن میدهند و از مسیر اخلاق و درستکاری فاصله میگیرند. آنها مثل باغبانی ناشی، بذرهایی میکارند که جز نارضایتی و سرخوردگی چیزی به بار نمیآورد. رفتاری که در ابتدا توجهی لحظهای برایشان به همراه میآورد، اما بهسرعت آنان را به چهرههایی بیثبات و بیاعتماد تبدیل میکند. چنین افرادی، با هر نقد و انتقادی متزلزل میشوند و با کوچکترین مخالفت، تمام آن توجه و حمایتی که روزگاری داشتند را از دست میدهند.
این افراد فراموش میکنند که تنها با استفاده از امتیازات ویژه و بهرهبرداری از شهرت خود نمیتوانند جایگاهشان را حفظ کنند. وقتی پای سوءاستفاده از قدرت و رفتارهای نادرست به میان میآید، در واقع به مردم خیانت میکنند و پلی که میان خود و جامعه دارند را ویران میسازند. و در نهایت، این سقوط ناگزیر است؛ آنها در حالی به تنهایی فرو خواهند رفت که از روزهای پرزرقوبرق خود تنها خاطرهای تلخ و سایهای از حسرت باقی مانده است.
✍ موسی آقایاری
🆔 @Myidea
🔵 رنجنامه
سالهاست که در غربت و بیتوفیقی ، دل به دلی که در آسمان مشهد میتپد سپردهایم و هر روزمان را با آرزوی سلامی از نزدیک به ضریح مقدس ثامنالحجج علیهالسلام سر میکنیم. ده سال است که در پیچ و تاب زندگی، از زلال بارگاه رضا محروم ماندهایم؛ گویی راهی که به مشهد میرود، برایمان دورتر از همیشه و رؤیایی دستنیافتنی شده است.
گرانی و مشکلات معیشتی همچون زنجیری بر پاهایمان، مانع از پرواز به دیار دوست شدهاند و سنگینی بیخبری مسئولان از حال و روز ما، این زخم را هر روز تازهتر میکند. شاید بارها دست از امید شستیم، اما شوق زیارت، قلبمان را دوباره زنده کرد و به انتظار وعده دیدار نشاند.
✅ این واژهها را نه برای طلب ترحم و نه تمنای کمک از کسی نگاشتم. این سطوری که پیش روی شماست، #رنجنامهای است، زخمی بر لوح دل برای آنان که در خواب غفلت فرو رفتهاند؛ شاید که از این خواب برخیزند و صدای ما را بشنوند.
✍ موسی آقایاری
🆔 @Myidea
🔵 عواقب دنیوی و اخروی بی دینی
♦️ بیدینی همچون باد سردی است که از جان انسان، گرمای حیات و امید را میرباید. انسان بیدین در این جهان، مانند کشتیای است که در اقیانوس طوفانی بدون نقشه و قطبنما رها شده باشد؛ بیهدف و سرگردان، به هر موجی تسلیم میشود و هر لحظه به سوی خطر تازهای رانده میشود. نبود ایمان، انسان را از ستونهای محکم درونی محروم کرده و او را به بازیچهای در دست طوفانهای روزگار تبدیل میکند. هر روز، در میان زندگی ماشینی و دنیای پر از مشغلههای پوچ، بیشتر و بیشتر از خود و حقیقت زندگی فاصله میگیرد و جای خالی آرامش را با شتابزدگی و ناامیدی پر میکند.
🔸 اما این، تنها آغاز ماجراست؛ بیدینی عواقب دیگری نیز دارد که در افقهای ناپیدای جهان دیگر خود را آشکار میسازد. لحظهای را تصور کنید که تمام هیاهوهای دنیا فروکش کرده و انسان تنها و بیپناه در برابر خالقش قرار میگیرد؛ بیدین در آنجا همانند کسی است که با دستان خالی و قلبی تهی به ملاقات معشوقش میرود. در سرای جاودان، آنچه بر جان انسان میتابد، حاصل بذرهایی است که در این دنیا کاشته است. بیدین که عمری را بهدور از نور و هدایت سپری کرده، در آن روز بزرگ چیزی جز حسرت و خلأ نمییابد؛ حسرت نوری که در دلش جای نگرفت و خلأ ایمان که در وجودش نرویید.
▪️ بیدینی مانند سایهای تاریک بر زندگی فرد و جامعه سنگینی میکند. جامعهای که از ارزشهای دینی تهی باشد، چون باغی بیبهار و بیثمر است که هرچه هم آبیاریاش کنند، جز خار و خاشاکی از آن برنمیخیزد. اخلاق و همدلی رنگ میبازند، محبتها کمرنگ و اعتمادها شکننده میشود. در این جامعه، انسانها به جای همدردی، رقابتهای بیپایان و کشاکشهای بیفرجام را تجربه میکنند و در نهایت، از خود و از همدیگر بیگانه میشوند. آری، بیدینی چون زهر در رگهای حیات جاری است و عواقبش، هم این دنیا و هم سرای جاوید را در برمیگیرد.
✍ موسی آقایاری
🆔 @Myidea
🔵 وظایف روحانیون در عصر کنونی
در زمانهای که روزگار، با شتابی بیسابقه میگذرد و موجی از تغییرات فرهنگی و اجتماعی، افکار و اندیشهها را به تسخیر خود درآورده، روحانیون به عنوان نگهبانان معارف الهی، بر دوش خود بار سنگین وظایفی را حمل میکنند که در خور شأن و مقام ایشان است. آنها باید همچون چراغهایی در تاریکی، نور حقیقت را در دلهای مردم بتابانند و در گردابهای فتنه و شبهه، کشتی ایمان را به ساحل نجات برسانند.
🔹 نخستین رسالت آنها در این عرصه، تبلیغ معارف دینی است. باید با زبانی شیوا و دلنشین، آموزههای قرآن و اهل بیت را به جامعهای که به دنبال حقیقت است، معرفی کنند. با بهرهگیری از ابزارهای نوین ارتباطی، آنان میتوانند همچون رزمندگان نبرد نرم، در جبهههای فرهنگی و اعتقادی، به دفاع از آرمانهای الهی بپردازند.
♦️ پاسخگویی به شبهات و ابهامات دینی نیز از دیگر وظایف آنهاست. در این روزگار که اینترنت و شبکههای اجتماعی، اطلاعات را به سیلابی از دادهها تبدیل کرده، روحانیون باید همچون مشعلدارانی، راه را برای جستجوگران حقیقت روشن کنند. با دانش و تسلط بر معارف دینی، میتوانند به سوالات جوانان و مردم پاسخ دهند و در این مسیر، امید و نور را به دلهای شکسته هدیه دهند.
🔹 روحانیون باید با رفتار و کردار خود، تجلیگاه اخلاق اسلامی باشند و با تربیت نسل جوان، پایهگذار جامعهای مبتنی بر فضیلت و ارزشهای انسانی گردند. این امر نیازمند برگزاری جلسات مشاوره و اخلاق است تا جوانان را در مسیر درست هدایت کنند و از انحرافات و آسیبهای اجتماعی دور نگهدارند.
🔹 خدمت به مردم و حل مشکلات اجتماعی، دیگر وظیفهای است که بر دوش روحانیون است. آنان باید به دردهای مردم گوش فرا دهند و همچون دوستی دلسوز، در حل مشکلات خانوادگی و اجتماعی یاریگر باشند. این همدلی، پیوندی عمیق میان روحانیون و جامعه ایجاد میکند که میتواند به نجات بسیاری از آسیبدیدگان اجتماعی منجر شود.
▫️ در عصر کنونی، حفظ وحدت جامعه و جلوگیری از تفرقهافکنی نیز از دیگر رسالتهای روحانیون است. آنان باید به عنوان پیامآوران صلح و دوستی، جامعه را به همدلی و انسجام دعوت کنند و با پرهیز از دامنزدن به اختلافات، برقراری دوستی و محبت را در میان اقشار مختلف جامعه ترویج دهند.
🔸 در برابر تهدیدهای فرهنگی و تهاجماتی که به ارزشهای اسلامی میشود، روحانیون باید هوشیار باشند و با درک عمیق از شرایط روز، با ارائه محتوای مناسب و برگزاری برنامههای فرهنگی، جوانان را از آسیبهای فرهنگی محفوظ نگه دارند. آنان باید به جوانان بیاموزند که هویت دینی و ملی خویش را حفظ کنند و در برابر تهاجمهای فرهنگی، مقاوم و پایدار باشند.
▫️ تلاش برای دفاع از حقوق مردم و رساندن صدای آنها به مسئولان نیز از دیگر وظایف روحانیون است. آنان باید در مسائل عدالتخواهی و رفع فسادها، به عنوان واسطهای میان مردم و حاکمیت عمل کنند و امانتدار صدای مردم باشند.
🔹 آموزش و پرورش نسل جوان از طریق مدارس دینی و دانشگاهها، دیگر رسالت روحانیون در این دوران است. با پرورش افراد متخصص و آگاه، آنان میتوانند زمینهساز تغییرات مثبت در جامعه شوند و نسل جدید را در مسیر آگاهی و بصیرت سوق دهند.
🔸 در این برهه حساس، روحانیون باید با بهروز بودن و شناخت مسائل روز، به تحلیل صحیح وضعیت جامعه پرداخته و با ارائه راهکارهایی متناسب با نیازهای آن، به ارتقاء سطح آگاهی و دینداری مردم کمک کنند.
▫️ در نهایت، ترویج سبک زندگی اسلامی و حمایت از نهاد خانواده به عنوان سنگ بنای جامعه، بر عهده روحانیون است. آنان باید با برگزاری جلسات مشاوره خانوادگی و آموزش اصول اخلاقی و دینی، خانوادهها را تقویت کنند و از آسیبهایی که این نهاد را تهدید میکند، جلوگیری کنند.
✅ به این ترتیب، روحانیون در این عصر، فراتر از یک مقام دینی، به عنوان معلمان زندگی و الگوهای رفتاری، وظیفه دارند تا با تعهد به مسئولیتهای اجتماعی و فرهنگی، در ایجاد جامعهای با ایمان و آگاه، نقش آفرینی کنند. در دستان آنان، کلید حل معضلات و چالشهای زمانه است و آنان باید با عزم راسخ و قلبی پر از عشق به خدا و خلق، به این وظایف بزرگ پایبند باشند.
✍ موسی آقایاری
🆔 @Myidea