طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب مدعی ؛
شما لقمه حرام را به ساحت روحانیت نسبت دادید، و تیشه بر ریشه اخلاق بریدید؛ اما مگر نه آنکه ، اولین مدعی آزادیِ بیمهار ، همان کسی بود که از تریبون رسمی دولت گفت: دوران اسلام سیاسی تمام شده!؟ مگر نه آنکه ولنگاری فرهنگی از دهان کسانی بیرون جهید که آزادی را تا مرز بیحیایی معنا کردند؟
آن روز که آقای خاتمی واژه آزادی را بیمرز در رسانهها رها کرد، دستان پنهانی همزمان، غیرت را از قاموس سیاست حذف کردند.
پس آدرس غلط ندهید؛ ریشه این وادادگی نه در لباس پیامبر، بلکه در عبای شبه روشنفکرانیست که از دین، فقط لبخند داشتند، نه صلابت.
شما از تربیت چه میگویید؟
تربیت روحانیت نتیجهاش شهید حججی، شهید آرمان علیوردی و روحالله عجمیانهاست، اما محصول مکتب انحرافی شما چه بوده؟ چند فاحشه فکری؟ چند بیغیرت فرهنگی؟ چند ترویجگر اباحهگری؟
و اما درباره لقمه حرام :
زبانتان را قبل از نشاندن بر مسند قضاوت، به آینه عقل و خرد بسپارید. روحانیِ واقعی، حلال را حلال میگوید و حرام را حرام. اگر در میان ما متخلفی هست –که هست– او اهل دین نیست، اهل دنیا با لباس دین است.
اما شما چرا به اصل حمله میکنید؟ آیا وقتی پزشکی خطا کرد، علم طب را باید دفن کرد؟
صریح میگویم :
ما اگر فریاد میزنیم، برای نجات غیرت و حیا از چنگال وارونگی فرهنگیست؛ برای حفظ نسل آینده از سقوط در باتلاق بیشرمی.
و شما اگر نمیتوانید صدای غیرت را تحمل کنید، لااقل در صف بیغیرتان سوت نکشید.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5270
طلوع فکر و اندیشه
🔴 وَ قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ، إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا (اسراء:۸۱)
مهندس محترم ، سلام و اما بعد؛
از اینکه صدای وجدان دینی و غیرت علوی را توهین بیشرمانه ، تعبیر کردهاید، باید تأسف خورد.
من نگفتم همه مردان ایران بیغیرتاند؛
بلکه گفتم: برخی مردانی که در برابر بیحیایی اهل خود نه تنها ساکتاند، بلکه مشوقاند، نه مرد بلکه صرفاً نر به دنیا آمدهاند.
اگر شما خودتان را جزو برخی حساب نمیکنید، پس چرا به خود گرفتید؟!
آیا شما با مردانگی بیتفاوت و خاموش در برابر بدحجابی همسر و دختر موافقید؟
آیا فریاد بر ضد بیغیرتی، هتک حرمت است یا دفاع از حرمت انسان؟
و اگر صدای فریاد غیرت برایتان سنگین است، پس وااسفا بر فرهنگی که میخواهید از آن دفاع کنید.
در قاموس من، حذف ابزار صاحبان قدرت است، نه صاحبان منطق.
اگر حرف من غلط است، با استدلال پاسخ دهید.
اما اگر درست است، به جای تلاش برای بَن کردن صدای حق، برگردید به اصل خویش؛
که علی علیهالسلام فرمود:
لا خَیرَ فی وُدِّ مَن لا یُحبُّ أن یَراکَ علی الصواب.
خیر نیست در دوستی کسی که دوست ندارد تو را بر حق ببیند
اگر جسارت به اهل دین و دفاع از بیغیرتی جایز است، اما نهیب به انحطاط اخلاقی جایز نیست، پس وای بر ما و وای بر آینده این کشور.
من به جرم فریاد غیرت، محاکمه نمیشوم؛ بلکه محاکمه در پیشگاه وجدان تاریخ، در انتظار کسانیست که بر زخم فرهنگ، نمک بیحیایی پاشیدند.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5272
طلوع فکر و اندیشه
🔴 شما که حتی یک خط از سخنم را نخواندی، چه باکی اگر عمقش را نفهمیدی؟ قضاوت نادانسته، نشان از دردِ بیدردیست، نه درک حقیقت.
تهمتِ نفاق و تفرقه، تیریست که سالهاست دشمنانِ روشنگری به سمت هر فریاد حقیقتی پرتاب میکنند. اما ما بهجای عقبنشینی، سینهمان را سپر میکنیم، چون میدانیم سکوت در برابر فساد، خودش خیانت به وحدت است، نه سخن گفتن از دردها.
مبادا غیرت را قربانی قاعدهسازیهای سیاسی کنیم. مبادا برهنگی فرهنگ را با رنگهای دروغین آزادی بزک کنیم. من نه برای بر هم زدن مردم که برای بیدار کردن قلم میزنم.
و اگر فریادم آتش است، از حرارت غیرت است، نه حقد و کینه.
اگر سخنم سهراب گونه است، از زلالی حقیقت است، نه خنجر تفرقه.
شما اگر واقعا از سیمرغ گفتی، باید بدانی سیمرغ از دل آتش برخاست، نه از لالاییِ سکوت.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5274
🔴 پاسخ شما محترم، اما ناقص و مغالطهآمیز است. درست است که فساد اقتصادی ریشه بسیاری از مشکلات است؛ اما تنزل دادن تمام بیحیاییها و سقوط اخلاقی به مشکلات معیشتی، پاک کردن صورتمسئله تربیتی و فرهنگی است.
آیا هر که فقیر شد، باید حیا را کنار بگذارد؟
آیا در دهه ۶۰ که مردم در فقر و جنگ بودند، چنین بیغیرتیها و عریانیهایی دیده میشد؟
آیا حجاب، پوشش و غیرت، کالاهای لوکساند که باید اول یارانه بگیرند تا سر از تن جدا نکنند؟
اینکه بگویی چون فقر هست، پس بیحیایی هم طبیعیست، یعنی رسمیت دادن به حیوانوارگی در روزگار فشار.
نه برادر! لقمه حرام تنها اختلاسگر پشت میز نیست؛ کسی که ارزشهای الهی را برای چند فالور و چند لایک و اسکناس لگدمال میکند نیز از سفره پاک بینصیب است.
اخلاق، در نبود پول سقوط نمیکند؛ در نبود ایمان، حیا، و غیرت سقوط میکند.
درد ما دو لایه دارد : اقتصاد فاسدی که عمدتا ثمره اصلاحات و لیبرالهاست و فرهنگ بیصاحب. و باید با تمام توان، همزمان هر دو جبهه را آتش زد؛ نه اینکه یکی را بهانه کنیم و آن یکی را رها.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5276
🔴 پاسخ شما را نیک خواندم و از غیرت شما بر دیار خویش، آگاه شدم. اما آیا خرد و انصاف حکم نمیکند که پیش از برآشفتن، به عمق سخن بنگریم نه به ظاهر آن؟
من از برخی مردان ، سخن گفتم، نه از مردم شریف شهری خاص. اگر دامان غیرت شما پاک است، پس این تازیانه سخن، بر شما فرود نیامده است؛ چرا خود را در مظان خطاب دیدهاید؟
مگر نه آن است که مردان بزرگ، پیش از دفاع از شهر و دیار، از حقیقت دفاع میکنند؟
مگر نه آن است که دیار دلیران و شهیدان، باید نخستین سرزنشکننده بیحیایی و بیغیرتی باشد، نه مدافع یا توجیهگر آن؟
تمدن، بیاخلاق، شیشهایست در آفتاب؛ زود ترک میخورد.
و مهمان، اگر نقدی گوید، زبانش را نباید برید. گاه صدای حق، از دهان غریبهای شنیده میشود که فرزند خانه از گفتنش عاجز است.
پس برنجیدن روا نیست؛ که سخن از فساد فرهنگیست، نه توهین به قومی شریف.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5277
طلوع فکر و اندیشه
افسانهسازی های شما از یک دوران خاکستری، حقیقت را دفن نمیکند
اعطای لقب و قهرمانسازی از کسی که در دورانش، ریشههای انحطاط فرهنگی، سیاسی و هویتی این ملت کاشته شد، نه تحلیل است، نه انصاف. خاتمی نه منجی ایران بود و نه نابغه مدیریت؛ بلکه آغازگر دورهای بود که :
مرزهای حیا و دین در رسانههای رسمی شکست. در همان دولت اصلاحات بود که روزنامههایی مانند خرداد، نشاط، آفتاب امروز و... عملاً با زیر سوال بردن مسلمات دینی، توهین به پیامبر و اهلبیت و قبحزدایی از بیدینی، جادهصافکن بیحیایی و بیدینی شدند.
فتنهی فرهنگی و شبیخون تمدنی، توسط نزدیکترین چهرههای دولت او تغذیه شد. تئوریپردازان سکولاریسم دینی و تفسیرهای اباحهگرانه از اسلام، تریبون و پشتوانه رسمی یافتند.
رکود اقتصادی در لایههای پایین جامعه حاکم شد و بهرغم درآمد نفتی مناسب، اشتغال پایدار ایجاد نشد. بیکاری تحصیلکردگان به اوج رسید و شعار توسعه سیاسی پوششی شد بر ناتوانی دولت در ایجاد تحول اقتصادی.
افتخار او به گفتوگوی تمدنها، صادرات فرهنگی غرب را به درون خانههای ایرانی آورد، بیآنکه زیرساخت مقاومت فرهنگی فراهم شود. نتیجهاش شد نسل سردرگم پس از دهه ۷۰.
دولت او با بیسابقهترین هجمهها به جایگاه روحانیت، ولایت فقیه و اصول انقلاب مواجه شد، اما با سکوت و مماشات، فضا را برای افراطیون شبهروشنفکر باز کرد.
فتنهی ۷۸ و کوی دانشگاه، زاییده همین فضای ولنگارانه سیاسی و فرهنگی بود که دولت خاتمی یا بیتدبیرانه با آن برخورد کرد یا خود خواسته، آن را نادیده گرفت.
و از همه مهمتر، خاتمی خودش آغازگر دوقطبیسازی ملت بود؛ مردم را به اصلاحطلب و ضد اصلاح تقسیم کرد و روح وحدت انقلابی را تضعیف نمود.
پس نه، نظم آن دوران، آرامش قبل از طوفان فتنهها بود.
و فساد پایین آن روز، محصول پنهانکاری و ضعف نهادهای نظارتی بود، نه پاکدستی عمومی.
ملت ایران باید یاد بگیرد که حافظه تاریخیاش را با تیترهای رسانهای معامله نکند.
خاتمی، نه معصوم بود، نه معجزهگر؛ بلکه آزمونی بود برای اینکه بدانیم ؛
اگر ظاهر متدین، اما باطن بیبرنامه و بیحیا باشد، نتیجهاش فروپاشی فرهنگی است.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5279
🔴 تحلیلی از عملکرد دولت پزشکیان؛ تکرار مسیر انحرافی اصلاحطلبان و خطر بدبینسازی عمومی به اصل نظام و مقدسات
جریان اصلاحطلب، برخلاف ادعاهای اولیهاش مبنی بر عقلگرایی، مردمسالاری و توسعهخواهی، در تجربههای پیشین خود نشان داده است که نه در مقام نظر از انسجام فکری کافی برخوردار است و نه در مقام عمل، توانسته الگوی قابل دفاعی از اداره کشور ارائه دهد. اکنون که نزدیک یکسال از آغاز بهکار دولت دکتر مسعود پزشکیان و انتصاب برخی از همان چهرهها یا وابستگان فکری دولتهای اصلاحطلب گذشته، بیم آن میرود که تجربهای تکراری و تلخ، بار دیگر با هزینهای سنگینتر، به ملت ایران تحمیل شود.
تجربه ثابت کرده است که مردم، اصلاحطلب یا اصولگرا را نمیفهمند؛ عملکرد را میفهمند.
و وقتی عملکردها ضعیف، ناکارآمد، متناقض و آزاردهنده شود، نه فقط نسبت به دولت، بلکه نسبت به اصل نظام اسلامی، ساختارهای حاکمیت و حتی ارزشهای دینی دچار تردید و بدبینی میشوند. اینجا خطر اصلی نه در تفاوت گرایشهای سیاسی، بلکه در گره زدن ناکارآمدی به کلّ نظام و آرمانهای انقلاب اسلامی است.
۱_ سادهانگاری در ساختار قدرت و تکرار چهرههای ناکارآمد
دولت پزشکیان، با علم کردن نهج البلاغه و شعارهایی نظیر شفافیت، عدالت و دوری از حاشیه، آغاز شد اما نخستین نشانههای اجرایی آن، انتصاب چهرههایی بود که در دوران اصلاحات، نهتنها توفیقی نداشتند بلکه بعضاً بهعنوان پدیدآورندگان بحرانهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شناخته میشوند. دولت پزشکیان شورای راهبری درست کرد ولی اصلا راه را بلد نیستند و یا عمدا راه را اشتباهی می روند. بسیاری از وزرا و مشاوران پیشنهادی، نه تنها پاسخگوی کارنامه قبلی خود نبودهاند، بلکه امروز نیز نشانی از تحولخواهی و نوآوری در آنها دیده نمیشود.
۲_ بحران مدیریت در سه سطح حیاتی کشور
■ اقتصاد : با وجود شعارهای پرطمطراق، دولت هیچ برنامه عملی و مدوّنی برای تثبیت قیمتها، مهار تورم، کنترل بازار ارز و بهبود معیشت مردم ارائه نداده است. تورم افسارگسیخته، مسکنِ دست نیافتنی، نرخ بالای بیکاری در میان جوانان تحصیلکرده، و ضعف در تولید داخلی، تنها گوشهای از چشمانداز بحرانی است که در حال تعمیق است. مثلا جوان امروزی می پرسد که چرا خانم سخنگوی دولت باید شصت میلیون حقوق بگیرد؟!!
■ فرهنگ و آموزش و پرورش: در حالیکه آموزشوپرورش، قلب تپنده آیندهسازی کشور است، این دولت با بیبرنامگی و آزمون و خطا، آن را دچار سردرگمی کرده است. ابهام و تطویل در استخدام معلمان، عدم توازن در محتوای آموزشی، تعطیلی های مکرر مدارس و بیتوجهی به تربیت دینی و هویتی نسل جدید، بزرگترین خیانت به نسل آینده است.
■ انرژی و برق: مدیریت انرژی نیز نشان میدهد دولت فاقد برنامهریزی منسجم برای حال حاضر و تابستان پیشرو و آینده بلندمدت صنعت برق است. خاموشیها، بیبرنامگی در توسعه زیرساختهای برق، و نگاه سیاسی به انتصابات، زنگ خطر جدی برای بخش تولید و زندگی مردم است.
۳_ اصلاحطلبان و مأیوسسازی تدریجی مردم
اشتباه راهبردی اصلاحطلبان این است که گمان میکنند با بزرگنمایی نواقص نظام و تکرار شعارهای تغییر ساختار و دموکراسی غربی میتوانند از مسئولیت عملکرد خود شانه خالی کنند. در حالیکه عملاً این جریان، با ناکارآمدی مکرر، مردم را در برابر اصل نظام و آرمانهای انقلاب دلسرد میکند. اگر در گذشته، دشمنان خارجی تلاش داشتند مردم را از بیرون دچار تزلزل کنند، امروز برخی جریانهای داخلی با سوءمدیریت، همان هدف را از درون پی میگیرند.
۴_ مطالبه از مجلس و رسانهها ؛ نگذارید اعتماد مردم قربانی سیاسیکاری شود
■ امروز مجلس شورای اسلامی باید نشان دهد که در رأس امور است. نظارت بر عملکرد دولت، فراخواندن وزرا برای پاسخگویی، پیگیری طرحهای معطلمانده، و جلوگیری از انحصار قدرت در حلقههای خاص اصلاحطلبی، وظیفهای تاریخی و بیبدیل برای مجلس است.
■ از سوی دیگر، رسانههای انقلابی و نخبگان فکری نباید در مقابل این بیسامانی، بهخاطر ملاحظات سیاسی، دچار رودربایستی شوند. منتقد بودن در برابر دولت، نشانه وفاداری به نظام است؛ نه براندازی. اگر امروز نقد مؤثر و صریح صورت نگیرد، فردا دیگر اعتماد عمومی به هیچ رسانه و تحلیلگری باقی نخواهد ماند.
✅ بنابراین ؛ آنچه امروز در دولت پزشکیان و جریان اصلاحطلب دیده میشود، تکرار چهرههای ناکارآمد با شعارهای نو است؛ نه عقلانیت، نه امید. سادهدلیِ آقای پزشکیان بدون تدبیر، مردم را نه از دولت، بلکه از کلیت نظام دلزده میکند. تنها راه بازسازی اعتماد، صداقت و کارآمدی است؛ نه شعار و فرافکنی.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5279