طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست گرامی ؛ از اینکه بهجای طعنه و تحقیر، سعی در طرح استدلال و دغدغه کردهاید، جای خوشحالی است. اما اجازه دهید با همان روحیه نقد و گفتوگوی صریح و علمی، پاسخی دقیق و روشنگر تقدیم کنم :
🔸 ناکارآمدی حکمرانی فعلی؟
هیچ سامانه سیاسی و مدیریتی، خالی از ضعف و خطا نیست؛ این واقعیتی است که رهبران انقلاب و بزرگان ما صریحاً بدان اذعان داشتهاند. اما پرسش کلیدی اینجاست :
آیا راه درمان ضعفها، تخریب بنیادهاست؟
آیا چون پزشکی خطا کرد، باید علم طب را منسوخ دانست؟ یا چون قاضی اشتباه کرد، عدالت را کنار گذاشت؟
من هم مانند شما منتقدم، اما منتقدِ اصلاحگر، نه معارضِ برانداز ،
ما وارثان راه کسانی هستیم که بهجای فرار، ایستادند، اصلاح کردند، و خون دل خوردند تا پرچم استقلال این ملت بر زمین نیفتد.
🔸 فرهنگ رفراندوم و نظر مردم؟
اگر رأی مردم ملاک است، همان مردمی که در همین شرایط دشوار، در بزنگاهها پای صندوق آمدند و برای همین نظام، دولت و مجلس انتخاب کردند، چه؟
چرا رأی آنها را زمانی میپذیرید که به نفع روایت شما باشد؟
رهبری کشور بارها گفتهاند که اگر ملت نخواهند، ما نخواهیم ماند. اما تعیین این خواستن یا نخواستن، تنها با یک جملهی معترضانه در شبکههای اجتماعی، یا حضور برخی در خیابان مشخص نمیشود؛ بلکه سازوکار آن در قانون اساسی آمده که با رأی همین ملت تصویب شده است.
🔸 تجربه حکمرانی ۴۵ ساله؟
بله، ما ۴۵ سال تجربه داریم؛ با همهی خطاها، ولی با عزت، با استقلال، با تربیت نسلی که در میدان علم و شهادت، غرورآفرین شد.
این تجربه، بدون کمک شرق و غرب، بدون استعمار و اشغال، و در اوج دشمنیها، ایستاده است. آیا شما در میان ۲۰۰ کشور جهان، نمونهای از ملتهایی را سراغ دارید که در این سطح از تهدید، هنوز پابرجا باشند و در اوج تحریم، ماهواره به فضا بفرستند؟
🔸 مطهری و بهشتی؟
فرمایش دقیق شهیدان عزیز ما این بود که مردم باید آگاهانه انتخاب کنند؛ اما در همان آثار، بارها از خطر فریب رسانهای و موجسازیهای احساساتی هشدار دادهاند.
مطهری میگوید: آزادی، آنگاه مفید است که در فضای آگاهی رخ دهد.
آیا امروز، فضای رسانهای غرب، اجازه میدهد ملتها آزادانه انتخاب کنند، یا آنها را در بمباران تبلیغاتی له میکند؟
✅ ما هنوز بر همان وعده اولیه انقلاب ایستادهایم: میز خدمت، نه تخت سلطنت ،
ولی خدمت را در روشنگری، نه فریبخوردگی، و در حفظ استقلال، نه ذوقزدگی از فرهنگ بیگانه میدانیم.
جناب منتقد عزیز ؛
آنچه شما نقد مینامید، بیشتر تکرار تحلیلهایی است که از درون اتاقهای فکر بیهویت غربی بیرون میآید؛ بدون درک عمیق از فرهنگ، ریشهها و واقعیتهای این سرزمین.
اگر دغدغه دارید، نقد کنید؛ اما نه با برچسب اکثریت مردم ، بلکه با صداقت، مطالعه و دلسوزی.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5489
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست عزیز، اگر قرار باشد هر مفهومی را بر اساس سوءاستفاده عدهای از آن، محکوم کنیم، دیگر هیچ حقیقتی در جهان نمیماند.
از علم تا عدالت، از آزادی تا دموکراسی، همگی بارها دکان شدهاند.
اما آیا چون عدهای به نام آزادی جنایت کردهاند، آزادی را باید لغو کرد؟
یا چون به نام علم، بمب اتم ساختهاند، علم را باید تفسیق کرد؟
🔸 دین، دکان نیست؛ اما دکاندار دارد.
تفاوت را در همین جمله بیابید.
دین، آن است که انسان را از پرستش طاغوتها و زر و زور، به بندگی حقیقت میرساند.
دین، آن است که ابراهیم علیهالسلام با تبر به جان بتهای رسمی زمانش افتاد.
دین، همان است که عیسی علیهالسلام از زهد و زلالیاش، ارباب کلیسا را برآشفت.
دین، همان است که محمد صلیالله علیه و آله از میان بازار و کوچه برخاست، نه از کاخ و زر.
اگر مردم را سرگردان میبینید، مقصر دین نیست؛ تقصیر دکانداران دیننماست.
فرق است بین دین خدا و صحنهگردانانی که از دین، کاسبی ساختهاند.
🔸 و اما این سخن که دین ۳۰۰۰ سال مردم را گیج کرده است،
پیشنهاد میکنم به جای کلیگویی، یک روز بیتعصب آثار اندیشمندانی مانند شهید مطهری، سید حسین نصر، حمید عنایت یا حتی تولستوی و گاندی درباره دین را بخوانید؛
تا ببینید دین، نه عامل سردرگمی، بلکه راهی برای بازیابی معنا در طوفان بیمعنایی دنیای مدرن بوده است.
🔸 آری ، اگر دین، صرفاً مراسم بیروح و شعارهای بیمعنا بود، باید نگرانش میبودیم.
اما همان دینی که علی علیهالسلام را ساخت، که شبانه نان به درِ خانه یتیم میبرد،
و همان دینی که امام حسین علیهالسلام را آفرید، که فریاد هیهات منّا الذله شد،
چگونه میتوان گفت: دکان است؟
✅ آخوندهایی هم که از دین ارتزاق میکنند، دو دستهاند:
یا همچون انبیاء، نان را خرج دین میکنند،
یا برعکس، دین را خرج نان میکنند!
تفکیک این دو، هنر کسی است که به جای نفرت کور، به دنبال حقیقت روشن باشد.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5492
طلوع فکر و اندیشه
🔴 آقا نصرت ؛ چونکه به بنده برچسب استاد مغالطه زدید، پیش از هر چیز بیایید خودمان را در آیینه شفاف صداقت ببینیم.
اگر دعوت به تعریف دین، مغالطه است، پس تعریفگریزی، چه نام دارد؟ فرار از بحث؟ تخریب؟ یا عوامفریبی؟
شما در ظاهر از حقیقت و عقلانیت دفاع میکنید، اما در عمل، از ساحت دین و روحانیت نفرتنامهای پیچیده در زرورق منطق میسازید.
من اگر گفتم دین برنامه زندگی است، از خود نگفتم؛ از قرآن گفتم که : من اتبع هدایَ فلا یضل.
اگر از سعادت جاودانه گفتم، از دکترین آخوندی نگفتم؛ از دعوت همه پیامبران گفتم که : إنّ هذه أمتُكم أمةً واحدة وأنا ربُكم فاعبدون.
اما شما... با زیرکی خاصی، نقش دین را محدود به روانشناسی و رشد فردی کردهاید و دخالت دین در جامعه، عدالت، تربیت، اقتصاد، سیاست، خانواده، هنر و... را دخالت بیجا میدانید؛
در حالیکه همین دین است که به سلیمان نبی تاج حکومت داد، به موسی نبی دستور مقابله با فرعون داد، و محمد صلیالله علیه و آله را هم امام مسجد کرد، هم پیشوای امت، هم حاکم جامعه.
از سلیمان نبی مثال زدید؟
او پیامبری بود که با همه قدرت، تخت بلقیس را در چشمبرهمزدنی آورد.
او پیامبرِ صرفاً عارفمسلک نبود؛ فرمانده ارتش، حاکم اقتصادی، و اهل عدالت در اداره امور بود.
دینی که فقط به روان آدمی کار دارد و از جامعه کناره میگیرد، نه دین سلیمان است، نه دین محمد.
اما برسیم به این جملهی طلاییتان :
حاجآقا اگر پشت سر خود را در نماز جماعت نگاه کند، میبیند چند درصد زیر ۵۰ سال حضور دارند؟
بسیار خب ، منطقتان را با قیاس استثنایی پاسخ میدهم :
اگر کاهش جوانان در مسجد، نشانه بطلان دین است، پس کاهش حضور در کتابخانه، نشانه بطلان علم است؟
اگر جوانان به مواد مخدر و فضای مجازی گرایش دارند، آیا باید بگوییم عقل و اخلاق مردهاند؟
پس نه، نبودن عدهای در مسجد، دلیل ناتوانی دین نیست؛
دلیل هجمهها، غفلتها، جنگ نرم، و البته ضعفهایی در ما طلبهها هم هست، که باید صادقانه آن را هم پذیرفت.
شما اگر با صداقت میفرمایید که تعریف دین باید بینشی و کاربردی باشد،
پس چرا اجازه نمیدهید در همین بستر، دین را تعریف کنیم؟ چرا از اساس، مشروعیت دینمداری را زیر سؤال میبرید؟
کسی که پای عقلانیت مینشیند، به جای برچسب و تحقیر، به استدلال و تفاهم میدان میدهد.
✅ اگر استاد نراقی را مرجع گفتار خود قرار دادهاید، ما نیز رفرنسهایی داریم چون شهید مطهری، آیتالله بهشتی، دکتر شریعتی، امام موسی صدر، علامه طباطبایی، و...
میدان گفتوگو را باز بگذاریم؛ نه اینکه با برچسب هملباس بودن، دهان دیگری را ببندیم.
من استاد مغالطه نیستم؛ بلکه شاگرد صداقتام و اما از مغالطهگری مدرن، بینقابتر از بسیاری روشنفکران سایبری آگاهم.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5495
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست بزرگوار، بیتردید، ایرانِ امروز با مشکلات تلخی روبهروست؛ اما اینکه دین را عامل این ویرانیها بدانیم، نه تحلیل است و نه انصاف؛ این، قیاس معالفارق است. مثل آنکه ریشه را مقصر تلخی میوه بدانیم، غافل از اینکه گاهی باغبان، خائن از آب در میآید.
■ شما گفتید :
دین، ایران را به خاکستر کشاند.
اجازه دهید با یک قیاس استثنایی منطقی و عقلانی پاسخ دهم :
اگر دین ذاتاً ویرانگر است، چگونه در عصر طلایی تمدن اسلامی، فرهنگی پدید آمد که غرب از آن فلسفه، ریاضیات، طب، و نجوم آموخت؟
و اگر بیدینی نجاتبخش است، چرا در همین دنیای مدرن، دو جنگ جهانی در کشورهای سکولار رخ داد که میلیونها را به خاک و خون کشاند؟
آیا فجایعی چون هیروشیما، گولاگ، و آشویتس، حاصل دین بودند؟ یا محصول عقلهای بدون ایمان؟
🔸 دین، همان نوری است که در قلب پیامبر رحمت تابید: و ما أرسلناک إلا رحمة للعالمین.
نه آنچه امروز برخی مدیران نالایق با عبای دین، به دکانی برای فرار از پاسخگویی بدل کردهاند.
🔹 بندر رجایی منفجر شد ؟ بله، فاجعه است.
اما آیا این دین بود که گفت پاسخگو نباشید؟ یا همان دین، فریاد زد: وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ ؛ نگهشان دارید، که بازخواست باید کرد؟
🔺 شما گفتید:
در کدام کشور بیدینی، دزدی و دروغ واجب است؟
پاسخ روشن استد: در هیچجا.
اما آیا افتخار دین نیست که قرنها قبل از دادگستری مدرن گفت:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ ؛ ای مؤمنان، برپادارندگان عدالت باشید؟
دنیای بیدین، اگر امروز با عقل خود ضد فساد است، تحسینبرانگیز است؛
اما ما که هم دین داریم و هم عقل، اگر هر دو را تعطیل کنیم، نه از عقل بهره بردهایم و نه از دین.
🔸 بیایید به جای متهمکردن دین، از خودمان بپرسیم :
آیا ما دین را فهمیدیم؟ یا فقط از آن تابلویی ساختیم برای سرپوشگذاشتن بر ناکارآمدیها؟
🔸 تاریخ، گواه است :
دولتهای بیدین نیز در فساد و جنایت، کارنامهای سیاه دارند:
شوروی بیدین : مرگ دهها میلیون نفر در گولاگها، قحطی مصنوعی اوکراین، اعدام روحانیون
نازیهای آلمان : نسلکشی سیستماتیک یهودیان در آشویتس
چین کمونیست : مرگ ۴۵ میلیون نفر، سوزاندن معابد و سرکوب مسلمانان
آمریکا : حمله به عراق با بهانه دروغ، حمایت از کودتاهای خونین، نرخ بالای جرم
فرانسه سکولار : کشتار الجزایریها، ممنوعیت حجاب، سرکوب مسلمانان پاریس
🔺 نتیجه؟
اگر فساد آخوند یا مدیر دینی، دلیل بر بطلان دین باشد، با همان منطق، فساد دولتهای بیدین هم دلیل بطلان سکولاریسم است.
اما واقعیت این است: فساد، زاده سوءاستفاده از قدرت است؛ نه دین، نه بیدینی.
چاقویی که برای جراحی آمده، اگر دست دزد افتاد، ابزار جنایت میشود.
اشکال از چاقو نیست؛ از دستهای ناپاک است.
✅ اگر از دین دلزدهاید، بیایید خودِ دین را بخوانیم، نه آنچه به نام دین خوراندهاند.
دین، اگر درست فهمیده شود، نه خاکستر، که شعله هدایت است.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5497
طلوع فکر و اندیشه
🔴 آقای محترم؛ پیش از هر چیز، از اینکه لااقل به این گفتوگو واکنش نشان دادید، هرچند نه با استدلال بلکه با استعاره و کنایه، سپاسگزارم.
شما گفتید که نگفتم دین از بین رفته ، اما وقتی نشانههایی از افول معنویت را بهعنوان دلیل بیفایده بودن مسیر دینداران قلمداد میکنید، در واقع نتیجه ضمنی گفتار شما، چیزی جز بیاعتباری دین نیست. این همان مغالطه علت جعلی است؛ اینکه نبود جوان در مسجد، را علت ناکارآمدی دین معرفی کنید، بدون در نظر گرفتن صدها عامل دیگر فرهنگی، رسانهای، اقتصادی و تاریخی.
شما از فرافکنی سخن گفتید. در حالیکه اصل پرسش من این بود: اگر ما از تعریف دین میگوییم، شما چرا از پاسخ مستقیم طفره میروید؟ این فرافکنی است یا شفافسازی؟
فرمودید: « تفکیک دین و روانشناسی را نیک میدانید »؛ این اتفاقاً بخشی از حرف ماست! اما دین را به روانشناسی تقلیل دادن، تحریف معنای دین است. تفکیک، غیر از تقلیل است.
همچنین فرمودید: « خروجی کار روحانیون در این چهار دهه نمایان است ». این جمله شما، دقیقاً قیاس معالفارق است. اگر خروجی حوزه را بد میدانید، نشان دهید کجای متن من یا امثال من، از اشتباهات خود دفاع کردهایم؟ مگر نه اینکه خود من نوشتم ضعفهایی در ما طلبهها نیز هست؟
اما یک سؤال: خروجی روشنفکری سکولار در این چند دهه چه بوده؟ مگر نه همین جامعه، همزمان درگیر عرفگریزی و دینگریزی شده است؟ مگر نه اینکه هم علم در خطر ابتذال است و هم اخلاق؟
و اما آن بیت شاعرانهای که آوردید :
یا جام باده یا قصه کوتاه.
اتفاقاً اگر پای منطق باشد، نه جام باده راهحل است و نه قصه کوتاه؛ بلکه بصیرت دینی، شناخت منصفانه، و بازگشت به گفتوگوی عالمانه، درمان بحرانهاست.
نه از جمع جوانان در نماز جماعت و هیئات خجالت میکشم، نه از آنانی که امروز نیامدهاند مأیوسم. اما اجازه هم نمیدهم که با برچسبزنی و سخنان گلآلود، حقیقت را وارونه جلوه دهید.
✅ نه منطق را باید قربانی احساس کرد، نه ایمان را قربانی ژست روشنفکری. بله ؛ امکان ارسال عکسهای پرشور از نمازهای جماعت نیمهشعبان، اعتکاف، هیئات، تشییع شهدا، و راهپیماییها نیست، چون اینجا میدان گفتار است، نه گالری تصویر. اما چشم دل اگر باشد، حقیقت را در پشت این سطور خواهد دید.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5500