طلوع فکر و اندیشه
🔴 آقای محترم؛ پیش از هر چیز، از اینکه لااقل به این گفتوگو واکنش نشان دادید، هرچند نه با استدلال بلکه با استعاره و کنایه، سپاسگزارم.
شما گفتید که نگفتم دین از بین رفته ، اما وقتی نشانههایی از افول معنویت را بهعنوان دلیل بیفایده بودن مسیر دینداران قلمداد میکنید، در واقع نتیجه ضمنی گفتار شما، چیزی جز بیاعتباری دین نیست. این همان مغالطه علت جعلی است؛ اینکه نبود جوان در مسجد، را علت ناکارآمدی دین معرفی کنید، بدون در نظر گرفتن صدها عامل دیگر فرهنگی، رسانهای، اقتصادی و تاریخی.
شما از فرافکنی سخن گفتید. در حالیکه اصل پرسش من این بود: اگر ما از تعریف دین میگوییم، شما چرا از پاسخ مستقیم طفره میروید؟ این فرافکنی است یا شفافسازی؟
فرمودید: « تفکیک دین و روانشناسی را نیک میدانید »؛ این اتفاقاً بخشی از حرف ماست! اما دین را به روانشناسی تقلیل دادن، تحریف معنای دین است. تفکیک، غیر از تقلیل است.
همچنین فرمودید: « خروجی کار روحانیون در این چهار دهه نمایان است ». این جمله شما، دقیقاً قیاس معالفارق است. اگر خروجی حوزه را بد میدانید، نشان دهید کجای متن من یا امثال من، از اشتباهات خود دفاع کردهایم؟ مگر نه اینکه خود من نوشتم ضعفهایی در ما طلبهها نیز هست؟
اما یک سؤال: خروجی روشنفکری سکولار در این چند دهه چه بوده؟ مگر نه همین جامعه، همزمان درگیر عرفگریزی و دینگریزی شده است؟ مگر نه اینکه هم علم در خطر ابتذال است و هم اخلاق؟
و اما آن بیت شاعرانهای که آوردید :
یا جام باده یا قصه کوتاه.
اتفاقاً اگر پای منطق باشد، نه جام باده راهحل است و نه قصه کوتاه؛ بلکه بصیرت دینی، شناخت منصفانه، و بازگشت به گفتوگوی عالمانه، درمان بحرانهاست.
نه از جمع جوانان در نماز جماعت و هیئات خجالت میکشم، نه از آنانی که امروز نیامدهاند مأیوسم. اما اجازه هم نمیدهم که با برچسبزنی و سخنان گلآلود، حقیقت را وارونه جلوه دهید.
✅ نه منطق را باید قربانی احساس کرد، نه ایمان را قربانی ژست روشنفکری. بله ؛ امکان ارسال عکسهای پرشور از نمازهای جماعت نیمهشعبان، اعتکاف، هیئات، تشییع شهدا، و راهپیماییها نیست، چون اینجا میدان گفتار است، نه گالری تصویر. اما چشم دل اگر باشد، حقیقت را در پشت این سطور خواهد دید.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5500
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست عزیز،
شگفتا!!! کسی که از تحمیل عقیده مینالد، خود بیمحابا، زبانی برمیگزیند که نه نشانی از احترام دارد، نه منطق. نه نقد است، نه اعتراض، بلکه آمیزهای از توهین، قیاسهای ناروا و تشبیهاتی که گواهاند بر عمق خشم، نه قوت اندیشه.
گفتید: حرفها باد هواست.
نه عزیز دل ، باد هوا، سخن کسیست که حتی برای اندیشهی مخالف هم کمترین ادب گفتوگو قائل نیست. اگر بنای رد است، برهان بیاور، نه زبان عریانی و هزل.
فرمودید: لم تقولون ما لا تفعلون؟
آری ، این آیه نخست خطاب به کسانی است که سنگ جهاد به سینه میزنند، اما در میدان حاضر نیستند. ما اما، برعکس شما که از پشتگرمی فضای مجازی شمشیر میخواهی، در میدان فکر و فرهنگ و فشار، جان دادهایم، بیآنکه از کسی جیره بگیریم.
و اما آنجا که به زشتترین تشبیه متوسل شدید و دین را به آلت تناسلی تشبیه کردید، بگذارید یکبار و برای همیشه تفاوت میان نقد دین و هتک دین را برایتان روشن کنم :
نقد، میدان عقل است؛ هتک، باتلاق عقده.
نقد، تلاش برای فهم است؛ هتک، تلاشی برای فروکاستن.
با هزل و شوخیهای جنسی، نه دین تضعیف میشود و نه اندیشه تقویت. فقط چهرهی گوینده به عریانی عیان میشود.
گفتهاید جهاد تبیین پولیست؟
اگر تبیین حقیقت را، فقط چون کسی در لباس روحانیت آن را میگوید، وابسته به نان میبینید، شاید باید از خود بپرسید: کدام بغض، چشمانتان را از دیدن مروجان مجاهد و صادق دین، کور کرده است؟
🔸 برادرانه عرض میکنم :
ما نه از دین بت میسازیم و نه از دینداران معصوم؛
اما آبروی دین را با هزل و هجو معامله نمیکنیم.
پس اگر مجادلهای هست، بیتوهین، بیتشبیههای سخیف، و بیتهمت، با برهان و ادب بنویسید.
وگرنه سکوت، گاه از فریاد رساتر است.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5503
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست فرهیختهام، پیش از هر چیز، دردتان را میفهمم. نمیشود صدای نارضایتی ملت را نشنید، نمیتوان زخمهای این سالها را انکار کرد. اما اجازه بدهید چند نکته را با هم مرور کنیم، با احترام، منطق، و دوری از تعصب :
🔸 شما گفتید ما آخوندها در کنار مردم نیستیم.
سؤال من این است : کدام رسانه تصویرگر هزاران روحانی شهید مدافع حرم است؟ کدام تریبون روایتگر روحانیون جانبازی است که در دوران کرونا داوطلبانه در غسالخانهها و بیمارستانها جان دادند؟ کدام شبکه، حضور طلبهها را در سیل خوزستان، زلزله کرمانشاه، و رزمایشهای مواسات منعکس کرد؟
اگر دیده نمیشویم، بهمعنای نبودن ما نیست. این، اشکال رسانههاست، نه دلیل نبود همراهی.
🔸 در مورد اعتراضات مردمی ؛
آیا شما همه اعتراضات را دیدهاید؟ مگر نه اینکه بسیاری از علما و طلاب، بارها و بارها نسبت به فساد، گرانی، و ناکارآمدی انتقاد کردهاند؟ مگر نه اینکه همین الآن هم برخی از ما هزینهی انتقاد از دولتمردان را با محرومیت، تبعید یا سانسور میپردازیم؟
سکوت رسانهها و سانسور، نباید به نادیده گرفتن این تلاشها بینجامد.
🔸 فرمودید: چرا دروغگوها مجازات نمیشوند؟
این حرف، نقد به دین نیست؛ نقد به بیعملی مدعیان دین است. دقیقاً خود دین، اولین کسی است که میگوید: لعنةالله علی الکاذبین.
بگذارید با قیاسی واضح پاسخ دهم :
آیا اگر پزشکی متخلف باشد، شما علم طب را محکوم میکنید یا آن پزشک را؟
آیا اگر رانندهای قانونشکن باشد، شما مهندسی خودرو را محکوم میکنید یا فرد متخلف را؟
پس چرا وقتی روحانی یا مدیری خلاف کرد، خود دین زیر سؤال میرود؟!
🔸 آمریکا و غرب را مثال زدید. بله، دروغگو ممکن است استعفا دهد.
اما آیا همه چیز آنجا گل و بلبل است؟
در همان آمریکا، دروغی مثل وجود سلاح کشتار جمعی در عراق باعث مرگ یکمیلیون انسان شد؛ اما کدام مسئول استعفا داد؟!
در همان فرانسه، ماکرون بابت سرکوب جلیقهزردها چند استعفا داد؟
در کانادا، صدها گور بینام کودکان بومی کشف شد؛ آیا نخستوزیر برکنار شد؟
پس بیایید انصاف را قربانی خشم نکنیم برادر.
🔸 گفتید دین باید انسانساز باشد. کاملاً موافقم.
اما دین، نسخه است؛ اجرای آن بر عهدهی پزشک است. اگر بیماری با تجویز خوب درمان نشود، مشکل از نسخه نیست؛ از نحوه اجراست. ما باید بپرسیم: کجا دین اجرا نشد؟ نه اینکه اصل دین را متهم کنیم.
🔸 و اما دربارهی نان و ارتزاق...
بله، جهاد تبیین، برای ما پول ندارد. باور کنید، ما نه یارانه ویژه داریم، نه رانت، نه چرخدستی قدرت. فقط یک قلم، و دغدغه فهماندن حقیقت.
تهمتزدن آسان است، اما بیپایهبودن تهمت، چیزی از صداقت اهل درد نمیکاهد.
🔸 و اما آخر سخن با قیاسی ساده اما نافذ :
دین مثل اکسیژن است.
اگر هوا آلوده شد، شما هوا را ترک نمیکنید؛ دستگاه تصفیه میگذارید.
اگر دین با طمع، قدرت و نادانی آلوده شد، نباید اکسیژن معنویت را ترک کرد. باید پالایشش کرد، نه پسزدنش.
ما قرار نیست از دین، نقاب بسازیم. قرار است آنقدر آن را درست بشناسیم که دیگر هیچکس نتواند با نقاب آن، مردم را فریب دهد.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5506
🔴 دوست گرامی، پیش از هر چیز، بابت صراحت و احساسات تند شما متشکرم. نشان میدهد هنوز دغدغهمند هستید، هنوز امید دارید و هنوز حرف دارید؛ و این خود، نعمتی است.
اما اجازه بدهید با کمال ادب، چند نکته را تقدیم کنم :
■ بیادبی و توهین، حجت نمیآورد.
اگر هر که را نپسندیدیم، مفتخور بنامیم و به دریا ریختن را آرزو کنیم، نه جامعه اصلاح میشود و نه گفتگو معنا مییابد. برچسب زدن، بهجای تحلیل کردن، راهزن عقل است.
▫️ اگر ما طلبهایم، شما هم اهل قلم و اندیشهاید.
پس بیایید از واژهها چون تیغ استفاده نکنیم، بلکه چون نور. نقد کنید، حتی تند؛ اما بدون توهین. چون کسی که برای عدالت فریاد میزند، نمیتواند خودش بیعدالتی زبانی داشته باشد.
🔸 از آیت الله جوادی آملی مثال زدید.
ایشان ، استاد بنده هستند. اما آن سخن ایشان، درد هشدارگونهای بود، نه حکم عمومیت دادن به همهی روحانیت. اتفاقاً آن جمله، تلنگری است به اصلاح، نه انقراض. پس باید از آن برداشت پزشکانه کرد، نه قصابانه.
🔹 اگر رسانهها ما را نشان میدهند، پس مشکل عدم شناخت مردم چیست؟
و اگر نشان نمیدهند، که همان حرف من است. شما در تناقض گرفتارید؛ یا رسانهها بیشازحد ما را برجسته میکنند، یا اصلاً نمیکنند. این دو، با هم جمع نمیشود.
■ و اما دروغگویی و سیاستگذاری که فرمودید.
قبول دارم، بخشی از نارضایتی مردم، متوجه کسانی است که بهنام دین، عمل غیردینی کردند. اما مگر در هر صنف، بد و خوب نیست؟ چرا چشم به بدها دوختهاید، و خدمات صدها روحانی بیادعا را نادیده میگیرید؟
✅ آری، ما ممکن است کمکاری کرده باشیم؛ ممکن است کمسواد یا کمحضور بوده باشیم. اما آنکه تهمت میزند، همانقدر در ظلم شریک است که آنکه عمل نمیکند. من با احترام، منتظر گفتگوی بعدیام.
اگر خواستید، قدمی به سمت منطق بردارید؛ من تمام قدمهای بعدی را خواهم آمد.
✍ موسی آقایاری