طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب آقای رضایی گرامی ؛
از اینکه بحث را با دغدغههای ملی و واژههایی چون عقلانیت، رفاه مردم و دیالوگ جهانی پیش میبرید، سپاسگزارم. اما اجازه دهید باز به چند نکتهی بنیادین و ریشه ای برای توجه بیشتر به تحلیل سیاسی اشاره کنم؛ نه برای جدل، بلکه برای تعمیق فهم مشترک در جهت ارتقای کشورمان.
■ اگر دشمنستیزی بد است، دشمنسازیِ دشمن چطور؟
فرمودید که : دشمنگویی مانع تفاهم است؛ قبول.
اما آیا در جهان واقع، دشمنسازی و تهدید ایران از سوی دیگران، نتیجهی رفتار ماست یا ماهیت استقلالخواهی ما؟
🔻 مگر شهید فخریزاده را ما ترور کردیم؟
🔻 مگر سردار سلیمانی را ما هدف قرار دادیم؟
🔻 مگر در ماجرای برجام، ایران به تعهداتش پایبند نماند یا آمریکا؟
📌 عقلانیت واقعی یعنی تشخیص دشمن واقعی، نه حذف واژهی دشمن از قاموس سیاست. بله، تکرار شعارها بیفایده است، اما نادیدهگرفتن خطرات هم سادهلوحی است، نه سیاست.
■ آیا منافع مردم جدا از هویت ملی و استقلال است؟
فرمودید : عقلانیت سیاسی یعنی تمرکز بر رفاه مردم، نه اهداف ایدئولوژیک.
سؤال ساده:
آیا استقلال، عزت ملی، توان بازدارندگی و حق برخورداری از فناوری پیشرفته، جزو منافع مردم نیست؟
📌 مگر فقرزدایی، تولید قدرت ملی، اقتدار منطقهای و پیشرفت علمی در حوزههایی چون نانو، بیوتکنولوژی و هستهای، حاصل همین نگاه تمدنی و انقلابی نبوده است؟
اگر کسی بگوید برای شکم مردم، عزت را بفروشیم، این منطق کدام تمدنِ موفق بوده است؟ نه چین، نه هند، نه ترکیه و نه روسیه چنین نکردند.
■ غنیسازی ۶۰٪، عامل بحران یا محصول بیاعتمادی؟
فرمودید: وقتی نیاز صنعتی با ۳.۶۷٪ تأمین میشود، چرا رفتیم سراغ ۶۰٪؟
پاسخ روشن است:
🔸 اولاً: غنیسازی ۶۰٪، پس از خروج آمریکا از برجام و نقض تعهدات غرب آغاز شد، نه قبل از آن.
🔸 ثانیاً: ایران در برجام حتی قلب راکتور اراک را هم بتنریزی کرد، اما چه شد؟
نه تحریمی رفع شد، نه وعدهای عملی. پس این ما نبودیم که بحران آفریدیم.
🔻 در سیاست، وقتی طرف مقابل، دهبار تعهد شکند، آیا باز هم باید با لبخند به امید آیندهی خیالی نشست؟ یا باید از موضع قدرت برگشت؟
📌 غنیسازی بالا، نه برای بمب اتم، که برای بازدارندگی و برگ برنده در میز مذاکره است؛ در غیر اینصورت، بدون ابزار قدرت، باید باج بدهیم.
■ عقلانیت واقعی، فرزند تجربه است؛ نه آرمانزدایی
فرمودید: عقلانیت یعنی دوری از ایدئولوژی.
اما مگر توسعه در غرب، فاقد ایدئولوژی است؟
مگر لیبرالیسم، سکولاریسم، ناسیونالیسم، سرمایهداری و جهانیسازی، ایدئولوژی نیستند؟
📌 هر تمدن قدرتمند، به ایدئولوژی خود متکی است؛ ما چرا از هویت دینی و ملی خود خجالت بکشیم؟ چرا تصور کنیم عقلانیت یعنی بیهویتی؟
■ خط قرمز واقعی مردماند یا استقلالشان؟
مردم خط قرزند؛ درست. اما سؤال این است:
آیا مردمی که تحت سلطهی خارجیاند، یا اقتصادشان وابسته به ارادهی خارجی باشد، رفاه خواهند دید؟
📌 تجربهی صد سالهی ایران از مشروطه تا امروز نشان میدهد که بدون استقلال، عدالت و رفاه هر دو ناممکن است.
✅ ما از عقلانیت استقبال میکنیم؛
اما نه عقلانیت تهیشده از تجربه، حافظه تاریخی و قدرت بازدارنده.
بلکه عقلانیتی که هم جهان را بشناسد، هم دشمن را، هم خود را.
✅ عقلانیت یعنی؛ تعامل آری، اما از موضع اقتدار؛ مذاکره آری، اما بدون تخلیه قدرت؛ رفاه آری، اما در تداوم عزت.
🔸 آنچه شما نقد کردید، تفکر انقلابیِ شعاری بود؛
اما آنچه ما میگوییم، تفکر انقلابیِ راهبردی است؛ با پشتوانهی تجربه، تئوری قدرت و صیانت از منافع ملی.
📜 عقل آن باشد که اندیشه کند پایان کار؛
ما پایان این نسخهها را در لیبی، عراق، اوکراین و افغانستان دیدهایم.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5630
طلوع فکر و اندیشه
🔴 پرسش شما از اساس، بر یک پیشفرض نادرست بنا شده است؛ زیرا کودتای ۲۸ مرداد نه کودتای شاه علیه دولت بود، بلکه کودتای بیگانگان (آمریکا و بریتانیا) با مشارکت شاه و عوامل داخلی علیه اراده ملت بود. شاه، نه تنها طراح این کودتا نبود، بلکه مهرهای منفعل بود که در بزنگاه نخست از کشور فرار کرد و پس از موفقیت عملیات اطلاعاتی CIA و MI6، دوباره با افتخارِ موهوم، به تخت بازگشت.
■ نکته کلیدی اینجاست :
کودتا در اینجا به معنای براندازی ساختار رسمی قدرتِ قانونی (دولت مصدق) با استفاده از زور، توطئه، فریب و بیگانه است، نه لزوماً توسط فردی که در ظاهر، عنوان شاه دارد. شاهی که طبق قانون اساسی مشروطه، در برابر نخستوزیر منتخب ملت (که از طریق مجلس مشروعیت یافته بود) هیچ اختیار اجرایی مستقل نداشت، نمیتوانست بهتنهایی دولت را برکنار کند، مگر با دخالت نیروهای خارجی.
📚 شواهد مستند تاریخی :
اسناد رسمی منتشرشده از سازمان سیا در سال ۲۰۱۳ نشان میدهد که عملیات آژاکس (نام رمزی کودتا) توسط سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا با همکاری MI6 طراحی و اجرا شد. شاه ابتدا مردد و فاقد شجاعت برای امضای فرمان عزل مصدق بود، اما پس از فشار آمریکا و تضمین حمایت از سلطنتش، رضایت داد.
مصدق نه تنها قانونیترین نخستوزیر پس از مشروطه بود، بلکه نماد حاکمیت ملی علیه استعمار نفتی انگلیس بود. به همین دلیل براندازی او ضرورت استراتژیک برای غرب تلقی شد.
■ و اما عقلانیت : این تصور که : چون شاه در قدرت بود، پس نمیتوان کودتا کرده باشد. شبیه آن است که بگوییم : اگر صاحب خانهای در خانهاش حضور دارد، نمیتواند علیه مستأجر قانونیاش توطئه کند!!. بله، شاه در رأس بود، اما دولت در دست مردم. شاه با دستور بیگانگان، باطلکنندهی حاکمیت ملی شد.
🔥 و بالاخره، آیا این کودتا نبود؟ وقتی با کمک پول و تبلیغات و چماقداران اجارهای، دولت قانونی سرنگون میشود؛ وقتی ارتش با تحریک خارجی دست به خیانت میزند؛ وقتی مهرههای فاسد سیاسی و مذهبی با دلارهای آمریکایی خیانت میکنند، این کودتا نیست؟ اگر این کودتا نیست، پس کودتا چیست؟
✊ ملت ایران هنوز زخمخوردهی آن روز است؛ و آن کودتا آغاز زنجیرهای از دیکتاتوری، شکنجه، ساواک، سرکوب و وابستگی بود؛ تا آنکه با انقلاب ۵۷ آن زنجیر گسسته شد.
📜 پس نام واقعی آن واقعه، نه تنها کودتاست، بلکه یکی از آشکارترین نمونههای نابودی دموکراسی با دستان استعمار و مهرههای داخلی است.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5635
🔴 تحلیلی بر موجسواری رسانههای معاند در اعتصاب برخی کامیون داران
درود بر رانندگان زحمتکش، غیرتمند و پرتلاش کشورمان که ستون فقرات حملونقل ملی هستند. اعتراض صنفی و مطالبهگری مدنی، اگر در چارچوب قانون و عدم سوء استفاده معاندین باشد، نهتنها مذموم نیست، بلکه نشانه پویایی جامعه و شنیدن صدای مردم از درون نظام است. اما...
🔥 آنچه امروز شاهدیم، موجسواری گرگهای رسانهای و پادوهای سایبری دشمن بر سفرهی زحمتکشترین قشر جامعه است. کسانی که نه کامیون دارند، نه بار؛ نه خاک جاده را چشیدهاند، نه بوی نان حلال را فهمیدهاند، اما ناگهان دلسوز رانندهها شدهاند.
🎯 هدف آنها نه حل مشکل، بلکه دوقطبیسازی، آشوبزایی، و پاره کردن پیوند مردم با نظام است.
🚛 رانندگان عزیز ؛ شما صاحبان اصلی انقلاب هستید، نه آنهایی که در اتاق فکر لندن و لسآنجلس، در حال تقطیر درد شما به شعارهای شاهدوستانه و فریبکارانهاند. اگر امروز فشاری هست، از تحریمها و جنگ ترکیبی دشمن است، نه از نظامی که بارها با همین مردم برای اصلاح مسیر به گفتوگو نشسته است.
🔹 بله، مشکلات هست؛ در مدیریت سوخت، در تعرفهها، در بیمه. ولی راه اصلاح، عبور از دشمنان نیست، بلکه عبور از ضعفها در درون جمهوری اسلامی است. ما میتوانیم و باید با مطالبهگری هوشمندانه، مسیر را اصلاح کنیم؛ اما فریب شعارهای شاه میهن و رقص شادی را نخوریم که سراب است، نه سرنوشت.
📌 به یاد داشته باشیم : آنکه امروز از کامیوندار دفاع میکند، همان است که دیروز از تجزیهطلب حمایت میکرد؛ و آنکه با نام آزادی سخن میگوید، همان است که آزادی را فقط برای خود و غرب میخواهد.
🟩 جمهوری اسلامی، با همهی نقدهایی که هست، تنها ساختاریست که در آن کارگر، راننده، معلم، بسیجی، و حتی منتقد، صدا دارند و امید. نه به بازگشت دیکتاتوری پهلوی؛ نه به بازیچه شدن توسط امپراتوری دروغ رسانهای.
✅ ما برای اصلاح میمانیم، برای عدالت میجنگیم، اما از انقلابمان نمیگذریم.
✊ به جای رقص شادی در خواب ، باید به رشد عزت در بیداری بیندیشیم و انگیزه های باطل معاندین را در نطفه خفه کنیم.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5637
طلوع فکر و اندیشه
🔴 پاسخ شما – که در آن واژگانی چون مهملات، اراجیف، کور و نابینا، جهنمساز به کار رفته – بیش از آنکه نافی ادعاهای من باشد، مؤید یکی از حرفهایم بود:
اینکه برخی، بهجای منطق، ترجیح میدهند ناسزا را جانشین استدلال کنند.
✅ شما میگویید: ۲۰۰ سال هم بگذرد، همین مهملات را تکرار میکنید.
بسیار خوب ، یک پرسش ساده دارم :
📌 اگر این ادعاها مهملات است، چرا همین حرفهای به قول شما تکراری، توانسته امریکا را به شدیدترین تحریمها، تهدیدها، کودتاها، ترورها، و جنگهای ترکیبی علیه همین ملت و همین رهبران و همین مسیر وادار کند؟
آیا با مهملگویی میشود ابرقدرتها را اینگونه نگران کرد؟
📌 آیا تکرار یک حرف، نشانه باطل بودن آن است؟
پس چرا شما خودتان سالهاست همین حملهها و واژگان تند را در ۲۴ ساعت رسانههای بیگانه تکرار میکنید؟ آیا آنها چون تکراریاند، مهمل اند؟ یا فقط تکرار طرف مقابل باطل است؟
📌 رشد و پیشرفت بقیه کشورها را هم دیدهایم. ولی آیا همه آنها با ۴۶ سال جنگ، ترور، تحریم، و فشار جهانی روبرو بودهاند؟ اگر نه، آیا مقایسهی ناعادلانه، شما را به قضاوت درست میرساند؟
🔹 بله، مشکلات داریم؛ و در این شکی نیست. اما:
❗آیا آمریکا، فرانسه، آلمان، انگلیس، حتی ژاپن، بدون سالها جنگ، کودتا، اشغال، و فقر، به جایگاه امروزشان رسیدند؟
آیا شما همانقدر که ما را نقد میکنید، به استعمار و جنایتهای قرن بیستم غرب هم نیمنگاهی انداختهاید؟
🔹 شما نوشتید: حرفات تکراریه و حال بهم زن.
بگذارید صریح بگویم: حالِ شما ملاک علمی بودن یک تحلیل نیست.
اگر کسی بخواهد پاسخ یک منطق را با ، حال من بد میشه ، بدهد، نباید وارد گفتوگو شود.
📌 بفرمایید: دقیقاً کدامیک از مصادیق پیشرفتهای گفتهشده (ماهواره، نانو، موشک، واکسن داخلی، دفاع مردمی در منطقه و...) بهزعم شما دروغ یا مهمل است؟ لطفاً دقیق، مستند، با عدد و تحلیل.
📌 شما از عقل و گوش و چشم گفتید. من هم همین را میگویم: اما نه چشمِ خیره به بیبیسی، نه گوشِ بسته بر واقعیتهای داخلی، و نه عقلی که از توهین و طعنه تغذیه کند، میتواند حقیقت را درک کند.
🌱 من هرگز نگفتم ایران بهشت است؛ اما شما هم نگویید جهنم است. چرا؟ چون هر دو دیدگاه، اگر مطلق باشند، فاقد انصافاند.
✅ من اگر اهل جهنمسازی بودم، با شما سخن نمیگفتم. جهنمساز، دیالوگگریز است؛ نه پاسخگو.
و شما اگر اهل اصلاح بودید، بهجای پرخاش، نقد علمی میکردید؛ اما اکنون بهجای دیالوگ، با الفاظ خیابانی و رسانهای میکوشید احساس بر عقل غلبه کند.
📌 اگر باز هم نقدی دارید، با سند، تحلیل، و ادب بنویسید.
در غیر اینصورت، نه حرفهای من ارزش پاسخدادن خواهد داشت، و نه واژههای شما، ارزش خواندن.
✍🏻 موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5638