طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب منتقد محترم ؛ نقد شما در ظاهر شبیه به پاسخ است، اما در حقیقت قیاسی معالفارق، و تلفیقی از مفاهیم متفاوت با تعاریف متضاد است. اجازه دهید نکات را توضیح دهم :
■ فرق است بین آزادی دین و آزادی از دین. در غرب، آنچه به نام آزادی تبلیغ میشود، در عمل نوعی سکولاریسم کنترلشده است؛ یعنی دین، تا زمانی آزاد است که تأثیر اجتماعی نداشته باشد. شما میخواهید این مدل را با نظام اسلامی که به دنبال اجرای دین در سطح جامعه است، مقایسه کنید؟
در ایران، اگر دختری بخواهد بدون حجاب باشد، این نافرمانی از قانون شرعی رسمی کشور اسلامی است؛ اما در غرب، دختری اگر بخواهد مطابق قانون دین خودش رفتار کند (مثلاً حجاب)، از سوی نظام سکولار حذف میشود.
📌 پس در ایران دینداری جرم نیست؛ بلکه تخلف از قانون دینی (در نظامی دینی) پیگرد دارد. اما در غرب، دینداری اجتماعی و آشکار، خودش جرم است.
■ در غرب آزادی وجود ندارد، بلکه خودسانسوری نهادینه شده است. شما از آزادی همجنسگرایی در غرب سخن میگویید و آن را نشانه آزادی میدانید، اما فراموش کردهاید که :
در غرب، اگر استاد دانشگاهی یا حتی پزشک به همجنسگرایی انتقاد علمی کند، اخراج میشود.
در غرب، نقد علمی به هولوکاست یا صهیونیسم، زندان دارد.
در غرب، حجاب بانوان در برخی کشورهای اروپایی قانوناً ممنوع است.
در غرب، اجازه اجرای حدود الهی وجود ندارد، حتی در خانواده مسلمان.
❗️اینها آزادی نیست؛ این تحمیل ایدئولوژی لائیک است که دین را به حاشیه میراند و بعد با نام آزادی، تسلیم شدن در برابر ارزشهای لیبرالی را تبلیغ میکند.
■ فرق نظام اسلامی با حکومتهای لیبرال در مرجع قانونگذاری است. در نظام اسلامی، قانون تابع وحی و عقل است؛ نه تابع تمایلات اکثریت یا بازار.
📌 این یعنی در ایران، آزادی هم دارای مرز است؛ مرز عقل، دین، مصالح عمومی، و عدالت.
اما در غرب، آزادی فقط یک ویترین زیباست، تا وقتی با منافع قدرت و سرمایه در تعارض نیفتد. به محض آنکه بخواهی طبق دین، ساختار قدرت را نقد کنی یا ناهنجاری اخلاقی را به چالش بکشی، آزادیات مصادره میشود.
■ در ایران دین در قانون تجلی دارد؛ در غرب، دین در قانون سرکوب میشود. شما از اینکه برخی آزادیها در ایران محدود است، گلایه دارید؛ اما نمیپرسید که آیا در غرب آزادی برای اجرای احکام الهی وجود دارد؟
در ایران امر به معروف قانون دارد؛ در غرب همجنسگرایی مقدس است.
در ایران روزهداری تشویق میشود؛ در غرب روزهخواری عادی و گاه تحمیلشده است!
در ایران، عدالت اسلامی هدف است؛ در غرب، مصالح لابیها و شرکتها مبناست.
■ دفاع از نظام اسلامی، دفاع از جهاد تئوریک تمدنی است.اگرچه در نظام اسلامی ضعف، سوء مدیریت یا افراط و تفریط هم هست – که باید نقد شود – اما این با اصل دینداری حکومتی تفاوت دارد.
📌 اینکه ما بخواهیم با مصادیق ضعف در اجرای دین، اصل حاکمیت دینی را زیر سؤال ببریم، درست مثل آن است که با فساد چند قاضی، کل قوه قضائیه را طاغوت بخوانیم.
✅ آزادی، در ایران و غرب یک معنا ندارد. در غرب، آزادی یعنی دین بیاثر. در ایران، آزادی یعنی قانون با پشتوانه دین. و اساساً دین، نیامده که در رقابت با آزادی شکست بخورد؛ آمده است تا انسان را از اسارت نفس و قدرت رها کند؛ چه در قالب سرمایهداری لیبرال، چه در قالب استبداد سیاسی. و در این مسیر، اگر نظام اسلامی ایرادی دارد، باید اصلاح شود؛ نه کنار گذاشته شود. چون اگر نه، بهجای اینکه دین در جامعه جاری شود، دوباره در انزوای کلیساهای سکولار خواهد مُرد...
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5664
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست عزیز ؛ آیه شریفهی كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لا تَفْعَلُونَ به اهل نفاق و دوگانگی در گفتار و رفتار هشدار میدهد، و در آن تردیدی نیست. اما بهکاربردن این آیه برای کسانی که دردِ دین دارند و بهنقد تمدن غرب میپردازند، نیازمند اثبات تناقض در عمل آنهاست نه صرف ابراز عقیده! اگر کسی ادعای آزادی کرد ولی خودش جلوی آزادی را گرفت، آنگاه مشمول این آیه است. اما اگر کسی بگوید: آزادی واقعی، آزادی در جهت حق است نه در خدمت هوس؛ آنگاه معیار تغییر میکند.
آیا وقتی کسی نقد میکند که غرب به دختری اجازه نمیدهد باحجاب در دانشگاه باشد، اما به لخت بودن او احترام میگذارد، این تناقض را بیان نکرده؟ چرا درد او را با باید اول خودت بهتر باشی ، پاسخ میدهید؟ آیا نمیشود هم خود را نقد کرد و هم دشمن را؟ مگر نقد غرب به معنای بینقص دانستن ماست؟
شما میگویید: اگر ما بهتر نیستیم، نباید نقد کنیم.
اما آیا این منطق یعنی تعطیلی عقل و تحلیل؟ مگر وقتی پیامبران به طواغیت زمان خود اعتراض میکردند، در جامعهشان همهچیز بینقص بود؟ مگر علی(ع) وقتی معاویه را نقد میکرد، حکومت خود را بیعیب میدید؟ نه، او فرق میان حق با ضعف و باطل با بزک ، را خوب میدانست.
■ و اما درباره آزادی...
آزادی بهتنهایی نه فضیلت است و نه رذیلت؛ سؤال این است که آزادی در خدمت چه؟
غرب آزادی را تا جایی میپذیرد که ساختار لیبرالسرمایهداری را تهدید نکند.
آزادی فردی؟ بله، تا جایی که بهدنبال عدالت دینی نروی.
اعتراض علمی به همجنسبازی؟ ممنوع!
پوشش اسلامی؟ محدود و ممنوع در برخی دانشگاهها و مدارس.
حتی تفکر دینیای که بخواهد به عرصه سیاست و عدالت ورود کند، تحت عنوان افراط سانسور میشود.
آیا این آزادی است یا مهار دین برای خنثیسازی آن؟!
و شما میفرمایید کتاب درباره آزادی بخوان.
بنده خواندهام: از میل تا توکویل، از جان لاک تا هایک.
بیشترشان یک اصل را میگویند: آزادی خوب است تا وقتی به ساختار لیبرال ما صدمه نزند
این یعنی آزادی مشروط، نه آزادی مطلق.
اما ما که به اسلام باور داریم، میگوییم:
آزادی نعمتی الهی است، اما راه دارد، مرز دارد، غایت دارد.
آزادی برای رشد، نه برای سقوط؛ برای ساخت جامعه توحیدی، نه ابزار شهوترانی تمدن مدرن.
و البته شما هم حق دارید بپرسید: آیا ما در کشور خود، الگوی بهتری نشان دادهایم؟
پاسخ من این است: در برخی زمینهها نه؛ اما در اصل راه، بله.
نظامی که لااقل قانونش نامی از عدالت و شریعت دارد، بهتر از نظامی است که دین را در پستو حبس میکند و دم از آزادی میزند.
مخلص کلام :
⚫️ نقد غرب، به معنای تزکیه کامل خود نیست؛ بلکه دفاع از حق دین در عرصه عمومی است.
⚫️ آزادی واقعی، آن است که بتوانی عدالت الهی را فریاد بزنی، نه فقط در اتاق نماز بخوانی.
و این آزادی، آنجاست که دین فقط یک سبک زندگی دلخواه نباشد، بلکه راهی برای اصلاح جامعه و مبارزه با ظلم باشد.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5668
طلوع فکر و اندیشه
🔴 برادر عزیز ؛ از آنجا که فرمودید : الامر واضح ، من نیز با شما در شفافیت سخن موافقم؛ اما اجازه بدهید در این وضوح، مبانیمان را هم بیپرده مرور کنیم :
■ شما میفرمایید: دیدار با ابنملجم هم جایز است، اما باید از سوءبرداشتها حذر کرد.
یعنی میپذیرید که اصل دیدار مجاز است، اما عکس و رسانهسازی آن ناپسند است.
■ خب، حال سؤال اینجاست :
✅ آیا عقلانیت اسلامی باید فروع فقهی و اقتضائات تبلیغاتی را جای اصل رابطه و مبنای مشروعیت دیدار بنشاند؟
✅ آیا برای دوری از حواشی رسانهای باید اصل دیدار مشروع، انسانی یا حتی اصلاحگرانه را تعطیل کرد؟
✅ مگر اصل رخصت که در فقه باب دارد، برای همین موقعیتها نیست؟ تا در صورت عدم الزام، اما با نیت تقریب، روشنگری، یا حفظ مصلحت، به دیدار یا گفتگو اقدام شود؟
■ فرمودید: بوی استحاله میآید.
پاسخ من این است: استحاله وقتی است که اصول ترک شود، نه وقتی که اصول با حِکمت و تدبیر اجرا شود.
آیا رسول خدا(ص) وقتی با یهودیان خیبر و نصارای نجران نشست، استحاله شد؟ یا امیرالمؤمنین(ع) وقتی با اشعث مذاکره کرد، از اصولش عدول کرد؟
اصل مهمتر از تصویر است؛ و عدالت مهمتر از ترس از سوءبرداشت.
■ و اما درباره بوی قالیباف و رأی کثیف و جذب حداکثری...
ای برادر من
اگر نقد داریم، باید مصداقی و مستند باشد، نه آغشته به الفاظ شعاری و تقلیلگرایانه.
آیا هرکس قائل به گفتگو بود، حامی فتنه و کثیف است؟!!
آیا هرکس به جذب حداکثری در چارچوب اصول قائل بود، از خط ولایت منحرف است؟
اگر کسی برای اصلاح دلها، تبیین مبانی انقلاب، یا دفع شبهه حاضر به گفتگو شد، نه فاسق است، نه فتنهگر، بلکه در مسیر جدال احسن حرکت کرده است.
■ اینجا نه بحث قالیباف است، نه سوراخ دعا.
اینجا بحث این است که :
✳️ آیا ما جرئت گفتگوی مؤمنانه با کسی که با ما زاویه دارد، داریم یا نه؟
✳️ آیا ما حق داریم صرفاً به دلیل ترس از عکس اصلِ دیدار مشروع را تخطئه کنیم؟
✳️ و آیا چنین برخوردی، همان در دام رسانهسازی افتادن نیست که از آن بر حذر میکنید؟!
■ و در پایان، برادرم ،
اگر واقعاً اهل اندیشهای، پس بپذیر که گفتوگو با مخالف، در متن دین است؛
و اگر اهل ترس از رسانهای، پس این واهمه، خود نشان انفعال در برابر تصویری است که دشمن میسازد، نه راهی که خدا نشان داده.
رخصت را نادیده گرفتن، یعنی نادیده گرفتن عقل و فقه و سعهصدر اسلامی.
و این خطا، از تندروی، بدتر است؛ چون دین را تنگ و کمتحمل نشان میدهد.
✍️ موسی آقایاری
با مبنای رخصت، نه ترس.
با عقلانیت دینی، نه وسواس رسانهای.
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5673
🔴 ای خدای مهربان...
دلهای خسته را میبینی و اشکهای بیصدا را میشماری...
ای آنکه پناه بیپناهان و امید دلهای شکستهای...
پروردگارا،
به خانهداران، دلی آکنده از انصاف و نگاهی لبریز از رحم عطا فرما؛
و بر دوش مستأجرانِ دردمند، صبری از جنس ایوب نازل کن...
خدایا،
هیچ پدری را شرمنده نگاه فرزندش مکن
و هیچ مادری را میان گریههای شبانه و پیامکهای صاحبخانه، بیپاسخ مگذار...
بارالها،
تماسهای ناگهانی و پیامکهای پر از تهدید را از زندگی مستأجران دور کن
و دل صاحبخانهها را آگاه کن به اینکه
آسایش در خانهها، نه با اجارههای سنگین، که با دلهای سبک و نگاههای الهی ممکن است...
خدایا...
روزی را از آسمان بفرست، نه برای پر کردن حساب بانکی،
بلکه برای سبککردن دلهایی که در پیچوخم اجارهنشینی،
هر شب با اشک وضو میگیرند و با آه، سر به بالش میگذارند...
آمین یا رب العالمین
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5675
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سلام علیکم ؛ از اینکه دستکم اصلِ بحث را پذیرفتهاید و به واکنش پرداختید، متشکرم.
اما چند نکته، ناگزیر از تذکر است :
1️⃣ شما به جای نقد دقیق، به تحسین مبالغهآمیز و کلیگویی پناه بردید.
در حالیکه من مستند و مستدل، مرز آزادی در تفکر غربی و اسلامی را با شواهد علمی، تاریخی و فلسفی روشن کردم، شما فقط گفتید: چه پاسخ علمی و عالمانهای ؛ بیآنکه هیچ ایراد یا نقدی به محتوای آن وارد کنید.
این یعنی تسلیم در برابر منطق پاسخ یا فرار از پاسخگویی؟
2️⃣ اگر این پاسخ بهزعم شما فوقالعاده است، پس چرا اصلِ منطق آن را نمیپذیرید؟
مگر نه اینکه جدال احسن یعنی گفتوگوی ناصحانه با اتکای به عقل، نه شعار؟
من از فحاشی و هیاهو و کلیگویی پرهیز کردم؛ کاش شما هم همین سیره را توصیه میکردید یعنی به دوستان خودتان که در طول بحث جز فحاشی چیزی عرضه نکردند.
🔴 آیا انصاف این نیست که اگر کسی منصفانه گفتوگو میکند، ولو مخالف شما باشد، محترم شمرده شود؟
آیا فحاشان شما ، برترند از منتقد مودبی که فقط استدلال میکند و در طول مباحثه به هیچ شخصی حتی فحاشان به ناموس را هم مقابله به مثل نکرده است؟
کاش به آنان هم این توصیه را میکردید که دست از بیادبی و برچسبزنی و اتهام بردارند.
3️⃣ و اما بازگردیم به اصل موضوع :
✅ غرب، آزادی را تا آنجا روا میدارد که ساختار لیبرالیاش در امان باشد.
✅ دین را تا زمانی تحمل میکند که تبدیل به موزهای فرهنگی و دکور معنوی باشد.
✅ اما اگر دین، به عدالت و سیاست و مبارزه با ظلم کشیده شد، آنگاه آن را افراطگرایی میخوانند و سانسورش میکنند.
در این میدان، اگر شما میگویید: ما چون در همه چیز بینقص نیستیم، پس حق نقد نداریم، یعنی رسماً پیشانی عقل و شرف را بر سنگ خودسانسوری کوبیدهاید.
⁉️ مگر نه اینکه امام علی(ع) در خطبههای خود هم جامعه را اصلاح میکرد، هم به معاویه هشدار میداد؟
⁉️ مگر نه اینکه پیامبران، به رغم تمام مشکلات جامعه خود، فرعونیان را رسوا کردند؟
پس چرا امروز کسی که دلسوزانه از دوگانهی آزادینما در غرب پرده برمیدارد، باید با این پاسخ روبرو شود که: اول خودت بهتر باش!؟
من نگفتم ما در همه چیز برتر و بینقصیم.
من گفتم : ما لااقل اصلِ مسیر را پذیرفتهایم؛ یعنی حاکمیت ارزش الهی بر جامعه انسانی را.
و شما هم اگر دغدغهی حقیقت دارید، لطفاً به جای تحقیر و تمسخر، به نقد علمی پاسخ علمی دهید.
✅ خلاصه ای انسان شریف و دغدغه مند :
اگر آزادی یعنی توان بیان حق، حتی اگر به مذاق قدرت خوش نیاید،
و اگر نقد یعنی چشم بستن بر دوگانگیها و دروغهای زراندود تمدن لیبرالی،
پس لطفاً بفرمایید :
چه کسی واقعا آزادیخواه است؟
آنانکه آزادی را فقط در شهوت و سلیقه میجویند؟ یا آنانکه آن را برای اقامه عدالت میخواهند؟
✍️ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5677