طلوع فکر و اندیشه
🔴 خانم محترمه، وقتی واژههایتان دیگر توان استدلال ندارند و به فحاشی و نفرتپراکنی پناه میبرند، نشان میدهد که منطقتان پیش از شما فرو ریخته است.
شما در ظاهر از حق زنان و دختران کشتهشده حرف میزنید، اما آنقدر در خشم خود گم شدهاید که بدیهیترین اصول اخلاق و انسانیت را زیر پا میگذارید. فحاشی، حتی اگر از داغ دل باشد، هرگز استدلال نمیآورد و ظلم را درمان نمیکند. اگر مخالف خشونتید، چرا با خشونت سخن میگویید؟
اکنون بیایید از احساسیات گذر کنیم و به عقلانیت بازگردیم :
آیا رهبری باید برای هر جنایت فردی در کشور، موضعگیری رسانهای داشته باشد؟
در کدام کشور دنیا رهبر نظامی با ۸۵ میلیون جمعیت، نسبت به هر قتل یا خودکشی یا جنایت فردی بیانیه میدهد؟ مگر نه اینکه نهادهای اجرایی، قانونگذار و قضایی مسئول رسیدگیاند؟ آیا شما حاضرید مسئولیت فکری چنین ادعای غیرمنطقی را بپذیرید؟
■ قتلهای ناموسی پدیدهای ریشهدار و اجتماعی است نه ایدئولوژیک.
از هند تا پاکستان، از ترکیه تا جوامع مهاجر عربی در اروپا، قتلهای ناموسی سابقه دارد. چرا در آنجا سکوت رهبری دینی را به مشروعیتبخشی تعبیر نمیکنید؟ چرا فقط در ایران؟ این یعنی مغرضانه گزینشکردن دادهها برای حمله به باور دینی.
■ رهبری بارها از ظلم، تبعیض، افراط و سوء استفاده از دین بر حذر داشته است.
اما شما حتی حاضر نیستید این واقعیات را ببینید، چون از ابتدا نه دغدغه زن، بلکه عقده با نظام دارید. این با دفاع از حق زن تفاوت دارد. دفاع از زن یعنی اصلاح با منطق، نه انتقام با ناسزا.
■ سؤال آخرم ساده است :
شما که چنین با خشم و توهین حرف میزنید، اگر قدرت داشتید، با مخالفانتان چه میکردید؟ آیا مدافع آزادیاید یا وارث خشونتی دیگر؟
ما اگر اهل منطق باشیم، در برابر حتی کسی که مخالف ماست، از مرز اخلاق نمیگذریم. اینجا تفاوتها آغاز میشود...
🟡 در یک کلمه :
فحاشی شما، سند پیروزی منطق ماست.
و اگر قصد دفاع از مظلومان را دارید، زبانتان را از ظلم پاک کنید.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5856
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست عزیز، سخن شما درباره زحمات عوامل فیلمها درست است؛ تردیدی نیست که برای هر اثر هنری، حتی ضعیفترینشان، شبهایی بیخواب، تمرینهایی مکرر، و خلاقیتهایی خرج شده است. اما نکتهی ظریف اینجاست:
📌 قدرشناسی، هم باید بجا باشد و هم بهاندازه.
🔹اگر کسی برای فیلمی زحمت کشیده، قدرشناسی واقعی، نه در شنیدن تیتراژ، بلکه در توجه به محتوا، نقد منصفانه اثر، و تقویت فرهنگ رسانهای ماست.
آیا صرفاً با شنیدن تیتراژ، این هدف حاصل میشود؟ یا گاهی همین تیتراژها با تبلیغ ابتذال، موسیقیهای سطحی، یا جلوهفروشیهای توخالی، اصل هنر را زیر سؤال میبرند؟
🔹شما مثال کربلا زدید — احسنت، اما آیا ما برای کربلا اشک میریزیم یا درس میگیریم؟
اگر صرف شنیدن نامها کافی بود، قرآن نیاز به تفسیر نداشت.
ما باید محتوای عاشورا را بفهمیم، نه فقط نام اصحاب را بخوانیم. پس صرف دیدن نام بازیگران روی پرده هم نشانهی درک زحمات نیست، اگر با تحلیل همراه نباشد.
🔹و بالاخره :
اگر قرار است احترام به تلاش، ما را ملزم به سکوت یا تمجید بیمعنا کند، پس منتقدان، مصلحان، و حتی مخاطبان متفکر چه جایگاهی دارند؟
آیا چون زحمت کشیدهاند، حق نقد نداریم؟ آیا مخاطب صرف بودن کافیست، یا باید فهم و تحلیل هم اضافه شود؟
✅ پس بله، زحمت عوامل فیلم ارزش دارد، ولی در حد خودش، نه در حد قداست.
و حق مخاطب هم محفوظ است: که اگر اثری ضعیف یا مغرضانه بود، آن را نقد کند؛ و اگر قوی بود، نه صرفاً از روی عادت، که از روی اندیشه، آن نامها را به خاطر بسپارد.
هم هنر باید حرمت داشته باشد، هم مخاطب. و هر دو، در پرتو فهم معنا پیدا میکنند، نه در صرف دیدن یا شنیدن.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5859
طلوع فکر و اندیشه
🔴 🔴 جملهی شما نمونهی درخشانی از مغالطهی قیاس معالفارق است؛ یعنی تشبیه دو چیز کاملاً نامتناسب.
بنده در کل نظرم این است که : با شنیدن صرف تیتراژ، زحمات پشتصحنه جبران نمیشود؛ یعنی اشارهام به عمق، تلاشهای نادیده و ارزشافزودهی پشت اثر هنری است. اما شما مثال فردی را زدهاید که با بستن پنجره، خیال میکند وضعیت بیرون تغییر میکند؛ در حالیکه من اصلاً نگفتهام که با نشنیدن تیتراژ، بیرون بدتر یا بهتر میشود، بلکه گفتهام: با شنیدنِ فقط آن، نمیتوان به حقیقت آنهمه تلاش پی برد یا آن را قدر دانست.
👈 مقایسهی شما مثل این است که بگوییم:
دیدن جلد کتاب کافیست؛ خواندنش اضافهکاریست.
یا:
چشیدن یک قاشق غذا، یعنی از کل آشپزی تقدیر کردیم.
در حالیکه هنر، حاصل یک مجموعهی عظیم اندیشه، تخصص، تجربه و همکاری جمعیست؛ نه فقط چند ثانیه موسیقی پایانی.
✅ عقلانیت حکم میکند برای درکِ تمامبودِ یک اثر، لایههای پنهانش را دید و فهمید؛ نه فقط صحنهی پایانیاش را شنید.
در غیر این صورت، احترام به هنر و هنرمند تبدیل به مصرفگرایی سطحی میشود، نه شناخت و پاسداشت هنرمندانه.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5861
طلوع فکر و اندیشه
🔴 بنده نه برای متلک آمدهام، نه برای مسابقهی ناسزا.
اگر کسی از منطق نوشتارم بویی برده باشد، خوب میفهمد که مقصودم دعوت به تفکر است، نه تحقیر.
🔹 اما شما، به جای اینکه لبِ چشمه گفتوگو بنشینید، تشت آلودگی واژهها را بر سر برداشتهاید؛ و چنان از عقدههای درون سخن راندهاید که دیگر جای نقد نمانده، فقط پژواک یک دلآشوبه است.
🔹 کسی که تمامیت یک نهاد دینی یعنی حوزه علمیه چندصد ساله را با یک جمله ، به نابودی میکشاند، نه منتقد است و نه مصلح؛ بلکه یا از درد شخصی مینالد، یا از اندیشهی آلوده تغذیه کرده است.
🔹 پیامبری که از او یاد کردید، فرمود: الکلمة الطیبة صدقة. اما آیا چیزی از کلمات شما بوی طیب میدهد؟
علی (ع) که به او اشاره کردید، فرمود: من جهل شیئاً عاداه ؛ هر که چیزی را نشناسد، با آن دشمنی میورزد.
شما با حوزه علمیه دشمنی میکنید؛ پس لابد آن را نشناختهاید.
🔹 آیا انتقاد از کاستیها، راه دارد یا تخریب تمام هویت؟
اگر پزشکی اشتباه کرد، علم پزشکی را دفن میکنیم؟
اگر مهندسی خیانت کرد، معماری را آتش میزنیم؟
🔹 ما نیز از خطاها در حوزه دینی بیخبریم؟
خیر. اما فرق ما با شما این است که ما اگر نقد میکنیم، در پی ترمیمیم، نه تخریب.
شما اما اگر دستی به آتش داشتید، جز خاکستر بر ایمان و عقل و اخلاق مردم نمیپاشیدید.
🔹 شما در واژههای خود، تنها یک چیز را به رخ کشیدید: تسلیم بودن در برابر خشم، عقده و بیمنطقی.
🔹 ما اما بر منطق جدال احسن ایستادهایم؛
اگر کسی با ما با عقل سخن بگوید، پاسخ عقلی میشنود؛
و اگر با توهین، آنگاه ما یاد میگیریم که سکوت در برابر جهالت، خود اوج کلام است.
✅ آخرِ سخن اینکه :
ما از ریشههایی میآییم که با شمشیر، فکر نمیکشند؛
بلکه با فکر، شمشیرها را از کار میاندازند.
اگر شما هنوز در عصر آتش و تهمت ماندهاید، ما از مدرسهی علم و عقل و نور آمدهایم.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5864
طلوع فکر و اندیشه
🔴 از فحش تا فهم، راهی به درازای تربیت است؛ و گویی شما در ایستگاه اول، خیمه زدهاید.
اینکه از حوزه علمیه با تعبیر حوزه جهلیه یاد میکنید، و طلبهها را شیاطین آدمنما مینامید، نه جسارت است، نه شجاعت؛ بلکه صرفاً نشانگان یک ذهن پر از بغض و بیپشتوانهی علمیست.
🔹 هیچ نظامی از نقد مصون نیست؛ حتی نهادهای دینی. اما نقدی که ریشهها را میسوزاند، نه شاخهها را هرس میکند، نه نقاد است، نه مصلح؛ بلکه آتشافروز جهل است.
🔹 اگر ما از حوزهای آمدهایم، که بهقول شما جهلیه است، پس بفرمایید بزرگانی چون علامه طباطبایی، شهید مطهری، امام موسی صدر، آیتالله بروجردی، سید حسن نصرالله، امام خمینی، و صدها عالم آزاده و مصلح و روشنضمیر از کجا آمدهاند؟
از کدام مکتب برخاستهاند؟
آیا همه اینها را هم شیاطین مینامید؟
🔹 شما از مرداب ابلیسی حرف میزنید، بیآنکه بدانید واژگانتان از کجا تغذیه میشوند.
آنکه با واژه روح شیطانی به سراغ یک نهاد میآید، در واقع بیواسطه به وجدان عمومی حمله میبرد، نه یک جریان خاص.
✅ اگر کسی بخواهد چهرهی حوزهها را مخدوش کند، بهتر است با دلیل، سند، و منطق بیاید؛ نه با لجنپراکنی کلامی.
شما حوزه را تخطئه میکنید، اما حرفتان نه بر پایهی پژوهش است، نه تاریخ، نه جامعهشناسی، نه معرفتشناسی.
✅ بگذارید بگوییم که برخی بزرگان از دل همین حوزه، تفکر را جهانی کردهاند؛ آنها که اهل قلم و تحقیق بودند، نه اهل فحش و تخریب.
حوزه اگر هم بیماری دارد، دلسوز میخواهد، نه جلاد.
🔹 بدانید که ما از مدرسهی منطق آمدهایم؛ نه برای هتک، بلکه برای تفاهم.
و این شما هستید که از چاه فحاشی ، کلام برمیکشید، و با توصیفهای حیوانی در پی آنید که فضا را گلآلود کنید، چون از منطق چیزی بر سفرهتان نیست.
🔹 بزرگترین رسوایی شما این است :
در برابر یک استدلال محترمانه، جز فحاشی تحویل ندادهاید.
و این دقیقاً همان جاییست که مخاطبِ آگاه، شما را نه جدی میگیرد، نه شریف؛ بلکه تنها نگاه میکند و قضاوت میکند که چه کسی اهل علم است و چه کسی اسیر خشم.
✅ ما از فحاشی نمیترسیم؛ از سقوط فرهنگ گفتوگو میهراسیم.
وگرنه در مدرسهای بالیدهایم که آموزگارش علی(ع) بود، نه ابوجهل.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5866