طلوع فکر و اندیشه
🔴 در پاسخ به شما که با خشم و توهین، سخن گفتید اما انتظار احترام و استدلال دارید، چند نکته نه از سر دلخوشی، که از سر دلسوزی برای فهم، بیان میکنم؛ باشد که حداقل درک گفتوگو را از غوغاسالاری و جنجالی تمییز دهید :
■ نظارت استصوابی = انحصار؟ یا حفاظ قانون؟
شورای نگهبان را گماشته رهبری خواندید، اما نمیگویید که:
رهبری، طبق اصل ۱۱۰ قانون اساسی، حق تعیین مستقیم شش فقیه را دارد؛ اما شش حقوقدان را قوه قضائیه پیشنهاد و مجلس رأی اعتماد میدهد. آیا شما نمیدانید یا وانمود میکنید نمیدانید؟
و درباره خبرگان:
مگر همین مردم نیستند که در هر استان، خبرگان را انتخاب میکنند؟ اگر مردم مخالف بودند، چرا به بسیاری از گزینههای غیرمشهور در خبرگان رأی دادند؟
اگر خبرگان، صددرصد مطیع رهبری بودند، چرا در دورههایی مثل ۷۸ و ۸۸، هشدارهایی رسمی دادند و از مسئولان پاسخ خواستند؟
شما با مغالطهی دور سعی کردید بگویید چون شورای نگهبان را رهبری تعیین میکند و خبرگان هم با فیلتر آن میآیند، پس مشروعیت نیست. اگر این منطق درست بود، در همه نظامها باید مشروعیت مردمی ساقط شود؛ چراکه نهادهای نظارتی با انتخاب مستقیم مردم نیامدهاند، اما قواعد دموکراسی را تضمین میکنند.
■ دموکراسی = حذف فیلتر؟! پس چرا آمریکا و فرانسه فیلتر دارند؟
در آمریکا کمیسیون فدرال انتخابات، صلاحیت مالی و سیاسی را میسنجد. در فرانسه، شورای قانون اساسی نامزدها را غربال میکند. در همهجا فیلتر هست؛ تفاوت در محتوای آن است.
در ایران، ملاک فیلتر، پایبندی به قانون اساسی و اصل ولایت فقیه است. اگر کسی این اصول را قبول ندارد، چرا میخواهد نماینده نظامی شود که قبولش ندارد؟! این تناقض است، نه دموکراسی.
■ مشارکت پایین = مشروعیتزدایی؟! مغالطه آشکار
اولاً در همین ایران، انتخاباتهایی هم داشتهایم با مشارکت بالای ۷۰ درصد. مگر آن موقع مشروع بود و حالا نامشروع؟
ثانیاً در آمریکا، انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۱6، مشارکت زیر ۵۵٪ بود. در انتخابات میاندورهای، بعضاً زیر ۴۰٪. پس مشروعیت آمریکا هم سقوط کرده؟!
ثالثاً: تحریمکنندگان انتخابات، خود دلیلی بر آزادیاند! اگر دیکتاتوری بود، مگر میتوانستند علناً کمپین رأی نمیدهم راه بیندازند؟!
■ انتخابات در ایران، انتخاب میان بد و بدتر؟!
این جمله شما دقیقاً اعتراف به وجود انتخاب است، نه انتصاب. چون اگر انتصاب بود، اصلاً انتخاب میان هیچ گزینهای ممکن نبود.
یادتان نیست همین ملت در سال ۷۶ به گزینهای رأی داد که مورد پسند نظامیان نبود؟ یا در ۹۲ و ۹۶؟ یا مجلس دهم که اکثریت آن لیست اصلاحطلبان بود؟ پس این حرف شما نه فقط خلاف واقعیات، که توهین به حافظه عمومی ملت است.
■ رفراندوم؟ بله! ولی نه برای هر توهم و هیاهویی
رفراندوم در قانون اساسی ایران هست و تا کنون چند بار هم انجام شده. اما آیا در هیچ جای دنیا، هرکس در تلگرام و توییتر فریاد زد، فوری رفراندوم برگزار میشود؟
شماها حاضر نیستید پای هیچ قانونی بایستید، نه قانون اساسی، نه روند رسمی. فقط فشار رسانهای را میخواهید جای قانون بنشانید؛ این اسمش مردمسالاری نیست، هرجومرجطلبی است.
■ واقعیت تلخ شما: فحش بده، قهر کن، بعد مدعی فهم و مردمسالاری باش
شما مدعی آزادی هستید، ولی سخنتان با حرامخوار ، آیکیوی پایین ، مفتخور و... شروع و تمام میشود. از کی فحاشی شد روشنگری؟ از کی توهین شد استدلال؟ از کی تحقیر ملت، شد دفاع از مردم؟
شما به شعور همین مردم توهین میکنید که ۴۵ سال مقاومت کردند، جنگیدند، ساختند، انتخاب کردند و اشتباهات هم کردند، ولی همچنان ایستادهاند.
■ نقد کنید، فحش ندهید. اصلاح بخواهید، نه فروپاشی
ما منکر مشکلات نیستیم؛ نه در معیشت، نه در سیاست، نه در سازوکارها. اما تفاوت ما با شما در این است که ما درونزا و اصلاحطلب واقعی هستیم؛ نه وابسته به اکانتهای فیک و رسانههای دلارمحور.
ما اگر فقر را میکوبیم، با ساختن است؛ شما با تکهپرانی و فرار از مسئولیت تاریخی.
✅ اگر جرأت گفتوگو دارید، بمانید و تحلیل بخوانید. اگر فقط آمدهاید فحش دهید، ما نه اهل فحشدادن هستیم، نه ترسیدن. ما اهل ایستادن و فهمیدن هستیم.
و اگر حرف حساب داشتید، نه با لقب، نه با ناسزا، بلکه با عقلانیت و بدون فریاد، مطرحش کنید.
جمهوری اسلامی هنوز نقدپذیر است؛ اما با فحش و خشم، نه اصلاح میشود و نه فرو میریزد.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5955