eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
953 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
898 ویدیو
33 فایل
حمایت و ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 یا مَنِ اْستَتَرَ عَنِ الْعُیُونِ بِشِدَّةِ ظُهُورِه. ای کسی که به سبب شدت ظهورت از دیدگان پنهانی. 🆔https://eitaa.com/Myidea/7427
🔴 زندگی، میدانِ رشد است نه میدانِ مصرف زندگی، پیش از آنکه داشتن باشد، دیدن است؛ و پیش از آنکه صحنه رقابت باشد، میدان رشد است. انسان همان‌ گونه زندگی می‌کند که می‌بیند؛ و همان‌ گونه می‌بیند که باور دارد. اگر جهان را بریده از معنا بداند، در حاشیه لذت و رنج سرگردان می‌شود؛ اما اگر آن را پرتوی از حکمت الهی ببیند، حتی دشواری‌ ها برایش زبان تربیت خواهند شد. در نگاه توحیدی، عالم رها و بی‌صاحب نیست. همه چیز در نسبت با خدا معنا پیدا می‌کند؛ خدایی که در قرآن خود را حکیم و رحیم معرفی کرده است. پس جهان نه بازیچه تصادف، بلکه مدرسه حکمت است؛ و انسان نه موجودی مصرف‌ کننده، بلکه سالکی مسئول. جهان‌ بینی انسان، جهت زندگی او را تعیین می‌کند. اگر خود را صرفا مجموعه‌ای از غرایز بداند، سقف آرزوهایش کوتاه می‌شود؛ اما اگر خود را خلیفه الهی ببیند، کرامت را بر شهوت و مسئولیت را بر منفعت ترجیح می‌دهد. در این نگاه، موفقیت تنها در رفاه نیست، بلکه در رشدِ روح و تعالی اخلاق است. رنج‌ ها نیز در این افق، بی‌ معنا نیستند. سختی‌ ها گاه صورتِ دیگرِ رحمت‌اند؛ زیرا ظرفیت‌ ها را آشکار می‌کنند. ایمان، انسان را از فروپاشی در برابر حوادث حفظ می‌کند؛ چون می‌داند هیچ واقعه‌ای بیرون از علم و حکمت الهی رخ نمی‌دهد. نوع نگاه ما به زندگی، کیفیت رفتار ما را شکل می‌دهد. کسی که دنیا را مزرعه آخرت می‌بیند، بذر صداقت، عدالت و مهربانی می‌کارد؛ چون به برداشت ابدی آن یقین دارد. و کسی که جهان را صرفا همین چند صباح می‌پندارد، گاه در تنگنای منفعت، اخلاق را قربانی می‌کند. زندگی در حقیقت، فرصتی کوتاه اما عمیق برای شدن است؛ شدنِ انسانی که عقلش راهنما، دلش آینه صفا، و عملش ترجمان ایمان باشد. چنین انسانی نه از دنیا می‌گریزد و نه در آن غرق می‌شود؛ بلکه آن را پلی برای قرب الهی می‌سازد. پس جهان را کوچک نبینیم و خود را نیز دست‌ کم نگیریم. نگاه الهی، به زندگی عمق می‌بخشد؛ و هر چه نگاه انسان بلندتر باشد، زیست او آرام‌تر، شریف‌ تر و معنا دارتر خواهد بود. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/7428
🌙 عرض سلام و ادب ماه مبارک رمضان را به شما عزیزان تبریک عرض می‌کنیم و قبولی طاعات و عبادات‌تان را از درگاه خداوند متعال مسئلت داریم 🤲 به پاس همراهی ارزشمند شما و نکات و نظرات سازنده‌تان،نسخه‌ی جدید اپلیکیشن مهجور در کافه بازار منتشر شد ✨ 🔹 امکانات و بهبودها در این نسخه: • افزودن قابلیت زمان‌بندی اعلان‌ها • رفع ایرادات گزارش‌شده توسط کاربران • بهبود رابط کاربری و تجربه‌ی استفاده از برنامه از اعتماد و همراهی شما صمیمانه سپاسگزاریم و مشتاق دریافت پیشنهادات شما برای بهبود هرچه بیشتر مهجور هستیم 🌱 📥 همین حالا از کافه‌بازار رایگان دانلودش کن! http://cafebazaar.ir/app/?id=com.mahjoorapp.daily&ref=share
🔴 نویسندگی ؛ شغل یا شهادتِ خاموش؟ گاهی انسان در هیاهوی بازارِ سود و زیان، به نقطه‌ای می‌رسد که با خود می‌گوید: در جامعه‌ای که قیمت هر چیز را با عدد می‌سنجند، واژه چه ارزشی دارد؟ امروز اگر دستت بوی گریس بدهد، اگر چکش بر آهن بکوبی، اگر دورگردی باشی که عرق بر پیشانی‌ات بنشیند، جامعه برایت احترام عینی قائل است؛ کارت دیده می‌شود، صدایش شنیده می‌شود، نتیجه‌اش لمس می‌شود. اما نویسنده ..… او با واژه‌ها کار می‌کند؛ با چیزهایی نامرئی، با اندیشه‌هایی که نه صدای چکش دارند و نه گرد و غبارِ کارگاه. در سپهر تمدنی ما، گویی میان کارِ محسوس و کارِ معقول شکافی افتاده است. کارِ محسوس را می‌بینند، اما کارِ معقول را نه. نویسنده در خلوت خویش، شب را به صبح می‌رساند، سطر به سطر می‌سازد، می‌سوزد تا چراغی روشن کند؛ اما در میدان عمومی، ارزش او با میزان فروش، با عدد دنبال‌ کننده، با شهرتِ سطحی سنجیده می‌شود؛ نه با عمق اثر. این همان تراژدیِ اندیشه در عصر مصرف‌ گرایی است. در جامعه‌ای که تولید کالا معیار منزلت شده، تولید معنا به حاشیه رانده می‌شود. حال آن‌که تمدن‌ها با معنا زنده‌اند، نه با پیچ و مهره. اگر کچکار، سقفی بر خانه می‌نهد، نویسنده سقفی بر ذهن جامعه می‌سازد. اگر مکانیک، موتور را به حرکت درمی‌آورد، نویسنده روح را به حرکت می‌آورد. تفاوت در جنس اثر است، نه در ارزش آن. با این حال، اعتراف باید کرد : نویسندگی در جامعه‌ای که به تفکر عمیق مجال نمی‌دهد، نوعی غربت دارد. نویسنده بیش از آن‌که تشویق شود، نادیده گرفته می‌شود؛ بیش از آن‌ که حمایت شود، تنها می‌ماند. او باید هم بنویسد، هم اثبات کند که نوشتن کار است. و چه اندوهی بالاتر از این که اندیشه‌ ورزی، نیازمند توجیه باشد؟ آری، گاه انسان حسرت می‌خورد و با خود می‌گوید : کاش می‌رفتیم دورگرد می‌شدیم، کچکار می‌شدیم، مکانیک می‌شدیم ؛ دست‌کم زحمتمان دیده می‌شد، دست‌کم عرقمان گواهی بر کارمان بود. اما حقیقتی ژرف‌ تر در دل این حسرت نهفته است : اگر همه به کارهای محسوس رو بیاورند و کسی به کارهای معنوی نپردازد، جامعه به کارگاهی بزرگ تبدیل می‌شود که در آن ساختمان هست، اما معنا نیست؛ ابزار هست، اما اندیشه نیست؛ صدا هست، اما سخن نیست. نویسندگی، گرچه در ظاهر بی‌ مزد و بی‌ ارج می‌نماید، در باطن ریشه‌ی بقا و هویت یک ملت است. تاریخ، نام بسیاری از تاجران و صنعتگران را از یاد برده، اما نام نویسندگان و متفکران را در حافظه‌ ی خود نگه داشته است؛ زیرا آنان معماران وجدان جمعی بوده‌اند. پس این گلایه، نه نشانه‌ ی بی‌ ارزشی نوشتن، بلکه نشانه‌ی بیماریِ ارزش‌گذاری در جامعه است. اندوه ما از آن نیست که نویسندگی کم‌ ارج است؛ اندوه از آن است که جامعه هنوز قدر معنا را به اندازه‌ی ماده نمی‌داند. و شاید همین غربت، شرافت نویسندگی باشد. زیرا هر چه در این عالم ماندگارتر است، در آغاز، مهجورتر بوده است. گاهی واژه‌ ها نان نمی‌شوند؛ اما بی‌ واژه، انسان نیز انسان نمی‌ماند. آری ، نویسنده ؛ کارگری است که عرقش دیده نمی‌شود ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/7430