🔴 توهین، جای استدلال را نمیگیرد. وقتی گفتگو از قانون به آخوندک می رسد، یعنی طرف مقابل به جای پاسخ حقوقی و ارائه مستندات لازم و مکفی ، سراغ تخلیه عصبی و عقده گشایی رفته است.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7978
🔴 مسئله اصلی در مواجهه با آمریکا، انتخاب میان #ترس ، #توهم و #حکمت است.
1_ مرجفون، نسخه تسلیم می پیچند.
2_ خوارجِ جدید، نسخه هیجان و بی محاسبه گی.
3_ اما منطق نظام اسلامی، مقاومتِ عاقلانه، تدریجی و تمدنی است.
این همان مسیری است که میکوشد هم عزت را حفظ کند، هم کشور را از فرسایش و آشوب مصون نگه دارد؛ راهی دشوار اما واقعبینانه که نه بر پایه ترس بنا شده و نه بر توهم، بلکه بر پایه حکمت، صبر و شناخت میدان.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/7979
🔴 بالاخره اعتراف شد که : نه منطق دارند نه استدلال 😂
🆔https://eitaa.com/Myidea/7980
طلوع فکر و اندیشه
🔴 مطالب تان را دقیق خواندم و اتفاقا فکر میکنم نقطه اختلاف اصلی ما نه در دیدن مشکلات ، بلکه در نوع تحلیل علّی و نتیجه گیری نهایی است. شما بسیاری از بحران های واقعی را میبینید ، اما از مجموعهای از عوامل پیچیده، یک علت واحد و یک نتیجه مطلق استخراج میکنید؛ که اصلا منطقی نیست ، در حالی که در تحلیل سیاسی و اقتصادی، تک علتی دیدن پدیدهها معمولا ما را به خطای تحلیلی می رساند.
اول درباره استخدام و التزام : بله، درست است که شرط التزام در ایران محدود به نهادهای صرفا امنیتی نیست و به طیف وسیعی از مشاغل دولتی سرایت کرده؛ و این دقیقا می تواند محل نقد حقوق عمومی باشد. اما باز هم میان قابل نقد بودن یک سیاست با نامشروع بودن کل ساختار سیاسی فاصله منطقی وجود دارد.
در بسیاری از کشورها، دولت صرفا یک کارفرمای خنثی نیست؛ بلکه بخشی از ساختار حاکمیت است و طبیعی است که درجاتی از وفاداری نهادی بخواهد. بحث واقعی، نسبتِ میان حفظ ساختار سیاسی و حق مشارکت برابر شهروندان است، نه اینکه از وجود این محدودیت فوراً نتیجه بگیریم کل ساختار در حد داعش یا حکومت تروریستی است. این جهش، استدلالی نیست؛ احساسی است.
دوم، درباره ، ممکن است جمعیت خاموش به مخالفان بپیوندند : اینجا دقیقا از حوزه تحلیل علمی وارد فضای پیش بینی ذهنی میشوید . ممکن است از نظر منطقی و جامعه شناختی، ارزش اثباتی ندارد مگر اینکه پشت آن دادههای معتبر، روندهای پایدار و سنجش های علمی باشد.
بنده هم می توانم بگویم : ممکن است در صورت بحران خارجی یا جنگ، همان جمعیت خاموش به سمت انسجام ملی بروند.
هیچکدام از این دو گزاره، بدون داده معتبر، اثبات نیست. سیاست پژوهی علمی بر پایه احتمال خام و حدس روانی جلو نمی رود.
سوم، درباره اینکه علت اصلی تحریم و بحران، خود جمهوری اسلامی است : اینجا باز هم تحلیل تو بخشی از واقعیت را میبیند، اما آن را به کل واقعیت تبدیل می کند.
بله، بخشی از سیاستهای منطقهای و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی در افزایش تنش با غرب نقش داشته و انکارش غیرعقلانی است. اما اینکه کل فشار خارجی را صرفاً محصول رفتار ایران بدانیم، یعنی نادیده گرفتن منطق قدرت در روابط بینالملل.
ایران فقط با غرب اختلاف رفتاری ندارد؛ مسئله بر سر :
استقلال ژئوپلیتیک،
موقعیت انرژی،
امنیت اسرائیل،
نفوذ منطقهای،
و جلوگیری از تبدیل ایران به قدرت مستقل منطقهای هم هست.
اگر مسئله فقط رفتار تند بود، چرا دولت ملی مصدق سرنگون شد؟ چرا حتی کشورهایی که رابطه نرمتری با غرب دارند، باز هم در بسیاری موارد تحت فشار ساختار قدرت جهانی قرار میگیرند؟
تحلیل واقع بینانه یعنی دیدن همزمان:
خطاهای داخلی،
و منافع و فشارهای خارجی.
نه اینکه یکی را مطلقا حذف کنیم.
چهارم، درباره فساد و قرارگاهها: در اینکه تحریم، اقتصاد غیرشفاف، انحصار و شبکه های دور زدن تحریم می توانند فسادزا باشند، حرف مهمی زدی و این قابل انکار نیست. اما باز هم فساد را فقط به ایدئولوژی جمهوری اسلامی تقلیل میدهید ؛ در حالی که فساد در علوم سیاسی، محصول مجموعهای از عوامل است :
تمرکز قدرت،
اقتصاد رانتی،
ضعف شفافیت،
ضعف رسانه مستقل،
ضعف نهاد نظارتی،
اقتصاد نفتی،
انحصار،
و شرایط تحریمی.
اگر صرف ایدئولوژیک بودن مساوی فساد بود، همه حکومتهای ایدئولوژیک باید دقیقا مشابه می بودند؛ و اگر صرف رابطه خوب با غرب مساوی پاکدستی بود، بسیاری از کشورهای متحد غرب نباید گرفتار فساد ساختاری می بودند.
پنجم، درباره پیشرفت علمی و نقش پهلوی : اینجا نگاه شما دوباره صفر و صدی همانند بی بی سی می شود.
بله، ایجاد بخشی از زیرساخت دانشگاهی و مدرن سازی اولیه در دوره پهلوی واقعیت تاریخی است و انکار آن غیر علمی است. اما اینکه دستاوردهای امروز را فقط باقیمانده گذشته ، بدانیم، دیگر تحلیل تاریخی و اصلا منطقی و منصفانه نیست.
اگر این منطق درست باشد، پس باید تمام پیشرفت های امروز ژاپن را صرفا نتیجه دوره میجی بدانیم و نقش نسلهای بعدی را حذف کنیم.
واقعیت این است که بعد از انقلاب اسلامی :
تعداد دانشگاه ها
ظرفیت آموزش عالی،
تربیت پزشک و مهندس
زیرساخت پژوهشی
فناوریهای دفاعی،
نانو،
صنایع پیچیده،
و بسیاری از حوزه های مهندسی رشد واقعی داشتهاند.
می توان درباره کیفیت، بهرهوری، مهاجرت نخبگان و سوء مدیریت نقد جدی داشت؛ اما حذف کامل این واقعیات، خودش نوعی ایدئولوژی است.
ششم، درباره انرژی و فرسودگی زیر ساخت ها: اینجا به نکته مهمی اشاره کردی، اما باز هم آن را تک علتی تحلیل می کنید.
بله، بخشی از زیر ساخت انرژی ایران قدیمی و فرسوده است و نیاز جدی به نوسازی دارد. بله، تحریم و فرار سرمایه و ضعف سرمایه گذاری خارجی هم اثر منفی گذاشتهاند. اما اینکه بگویی علت اصلی فقط ایدئولوژی مقاومت و سیاست منطقهای جمهوری اسلامی است ، باز هم ساده سازی مفرط است.
طلوع فکر و اندیشه
چون باید هم زمان این عوامل را هم دید :
رشد شدید مصرف داخلی،
یارانه سنگین انرژی،
افزایش چند برابری جمعیت،
اقتصاد دولتی،
ناکارآمدی مدیریتی،
فساد ،
تحریم فناوری،
جنگ هشت ساله ، ۱۲ روزه ، ۴۰ روزه اخیر و فتنه های دیگر ،
و حتی الگوی مصرف.
ضمن اینکه ادعای سطح تولید انرژی ایران همان دوره پهلوی است ، از نظر آماری اساسا دقیق نیست. شبکه گازرسانی، ظرفیت پالایشگاهی، پتروشیمی، برقرسانی، سدسازی و زیرساخت انرژی امروز ایران اصلاً قابل قیاس ساده با دهه ۵۰ نیست؛ بحث اصلی این است که آیا این رشد متناسب با ظرفیت کشور بوده یا نه.
هفتم، درباره سیاست منطقهای و مقاومت : اینجا هم باید از فضای شعار فاصله گرفت.
شما محور مقاومت را صرفا عامل بی ثباتی می بینید ؛ در حالی که حامیان این سیاست استدلال می کنند که اگر ایران عمق راهبردی منطقهای نداشت، باید هزینه امنیتی بیشتری در داخل مرزهای خودش می داد.
ممکن است کسی با این راهبرد موافق یا مخالف باشد؛ اما تحلیل علمی یعنی اول منطق طرف مقابل را دقیق بفهمیم، نه اینکه صرفا آن را ماجراجویی بی عقلانه بنامیم.
همانطور که آمریکا حضور نظامی خود را تأمین امنیت و منافع مینامد، جمهوری اسلامی هم سیاست منطقهای خود را بخشی از بازدارندگی میداند. اختلاف اصلی بر سر هزینه فایده این راهبرد است، نه اینکه یکی مطلقا عقلانی و دیگری مطلقا جنون آمیز باشد.
✅ خلاصه فکر می کنم تفاوت نگاه بنده و شما این است :
شما مشکلات واقعی را می بینید و از آنها به یک نتیجه کلی و قطعی می رسید : پس کل مدل حکمرانی شکست خورده است.
اما بنده میگویم :
بله، بحران اقتصادی هست،
فساد موردی هست،
محدودیت سیاسی تا حدی هست،
سوءمدیریت برخی دولت ها هست،
فرار سرمایه و مهاجرت برخی نخبگان هم واقعیت دارد،
اما همزمان :
فشار و تهدیدات خارجی هم واقعی است،
پیچیدگی ژئوپلیتیک هم واقعی است،
برخی پیشرفت ها هم واقعی و فوق العاده اند،
و جامعه ایران آن قدر پیچیده هست که نمی توان آن را با تحلیل های صفر و صدی فهمید.
عقلانیت سیاسی از جایی شروع می شود که انسان بتواند هم زمان چند حقیقت را ببیند؛ نه اینکه یک حقیقت را مطلق و بقیه را حذف کند.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7988
چه کسانی امروز در تحریرگران قلم زدند؟
۱ـ گفتمان رهبر شهید انقلاب اسلامی در احیای هویت و تمدن اسلامی در عصر جهانیشدن
✍️دکتر مهدی میری
https://farsnews.ir/tahrirgaran/1778396121330206868
۲ـ حضور تا ظهور
✍️وحید رجب خانی
https://farsnews.ir/tahrirgaran/1778398754939743777
۳ـ آنان که مقاومت را تضعیف کردند، راه حمله به ایران را هموار کردند
✍️موسی آقایاری
https://farsnews.ir/tahrirgaran/1778407136652337499
۴ـ از شعابِ ابوطالب تا حصارِ اقتصادی: پارادوکسِ مقاومت و پیروزیِ ناتوانی
✍️ راحیل دانشجو
https://farsnews.ir/tahrirgaran/1778410958415451633
۵ـ قله ای که با بعثت مردم در حال فتح شدن است .
✍️دکتر محمد رستمی نجف آبادی
https://farsnews.ir/tahrirgaran/1778415927595638477
۶ـ معادلهی آتشبس و مذاکره
✍️مهدی عنایت زاده
https://farsnews.ir/tahrirgaran/1778420595103681507
۷ـ الگوی اربیل در راه ابوظبی
✍️یاسرزندی
https://farsnews.ir/tahrirgaran/1778423770180777989
۸ـ آناتومی «نفوذ» در پیچِ تاریخی؛ نبرد تمدنی ؟
✍️مرتضی سلطانی تهرانی
https://farsnews.ir/tahrirgaran/1778427070358057393
۹ـ تغییر پارادایم مداحی و جهش هیئات مذهبی
✍️محمدحسام غفوری
https://farsnews.ir/tahrirgaran/1778432416545821105
شبکه نویسندگان؛ محلی برای نوشتن جمعی
https://eitaa.com/writersnetwork