یه چیزایی رو نمیشه همیشه گفت؛
نمیشه گفت:
'دلم تنگ شده، باهام حرف می زنی؟'
نمیشه گفت:
'غمگینم، ناامیدم، آرومم می کنی؟'
نمیشه گفت:
'دلت تنگ میشه؟ بغلم می کنی؟ نیاز دارم بهم توجه کنی'
باور کن تکرار یه چیزایی باعث تخریب آدم میشه،یه چیزایی گفتنی نیست! واجبه، لازمه، باید طرفت خودش بفهمه.
چیزی را کم دارم؛
شاید اُمید، شاید فراموشی ، شاید یک دوست و شاید خودم را .
من هروقت میخوام شروع کنم دو خط درس بخونم : حالا بذار چندتا اهنگ گوش کنم
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
نورِ خورشید نه ، ولی تو مثلِ ماه توی شبایِ تاریکی .
نورِ خورشید نه ، ولی تو مثلِ ماه توی شبایِ تاریکی .
بگذار کسی نداند
که چگونه من به جای نوازش شدن،بوسیده شدن
گزیده شدم ام!
بگذار هیچ کس نداند،هیچ کس!
_احمد شاملو
اونجا که البرکامو میگه:
باید خوابید، مدتها خوابید، خود را رها کرد و دیگر فکر نکرد.
- صفحه اول دفتر خاطراتش نوشته بود :
ازش پرسیدم :
± اولین باری ك دیدیم چه حسی داشتی?!
جوابشو هنوز ك هنوزه تو ذهنم تکرار میشه ،
و هر بار قلبمو نوازش میکنه ؛
‹ اولین بار ك دیدمت با خودم گفتم چگونه
میشود لبخندش را دید و آن را نبوسید . . ›
احساس میکنم زندگیمو گذاشتن تو دستگاه کپی؛بس که این روز و شبای لعنتی هی تکرار میشن..